به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

Threaded View

  1. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 مرداد 90 [ 03:07]
    تاریخ عضویت
    1390-2-24
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,425
    سطح
    21
    Points: 1,425, Level: 21
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ما همیشه با هم قهریم نمی دونم مشکل سر چیه،

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahra100

    ببین این یعنی بهانه گیری و رفتار همسرت فکر کنم چندتا علت داره
    1 خیلی ایده ال گراست و تحمل هیچ خطایی نداره
    2 هزینه حرف زدن و مطرح کردن مشکلات بین شما بالاست در نتیجه نمیتونی مطرح کنه بهانه می گیره
    3 خواسته هایی ازت داره که خیلیم منطقی شاید نباشه واسه همین نمیتونه ازت مستقیم بخواد
    4 مهارت کنترل خشم نداره
    5 تحمل نه شنیدن نداره یعنی یاد نگرفته
    لطفا" بگید کدام ازین عوامل تا دوستان اینجا بتونن هدفمند تر بهتون راه کار بدن
    شاد باشی
    سلام پریسای عزیزم .
    درست می گی اون ایده آل گراست ، مهارت کنترل خشم نداره ( یعنی اصلا لازم نمی دونه ) ، و تحمل نه شنیدن هم نداره .
    منظورت رو از مورد 2 متوجه نشدم . و در مورد خواسته ها اونم نمی دونم .

    اما یه چیزی که هست : ما حدود 9 ماهه که اومدیم به خونه ای که خودمون ساختیمش خیلی خونه خوبیه کاملا مطابق سلیقه خودمونه . یه آپارتمانه که من و مادر شوهرم اونجا کنار هم زندگی می کنیم .
    خونه قبلی که بودیم همسرم عصبانی می شد ولی کش نمی داد یه دعوا می کرد و تموم می شد ولی از وقتی اومدیم اینجا هی عصبانی و عصبانی تر می شه . احساس می کنم وجود مامانش اینا آرامش روحیش رو از بین برده باباش خیلی ازش توقع داره بدون در نظر گرفتن شرایطش دم به دیقه یه کاری بش می ده و اگه به موقع انجام نده ناراحت می شه شوهرم خیلی وقتا انجام میده ولی با عصبانیت و بعضی وقتا انجام نمی ده ولی به شدت عذاب وجدان می گیره و عصبی تر می شه .

    ضمن این که کار شوهرم اصلا متناسب با ادعا و استعداد و تحصیلاتش نیست . الان از لحاظ مالی یه شرایطی برای ما پیش اومده که نمی تونه هیچ کار مستقلی کنه و مجبوره با باباش کار کنه تا کلی قسط ساختمون و قرضا رو بدن که یه چند سالی طول می کشه .
    من می دونم که شرایطش زیاد خوب نیست و این شرایط اعصاب خوردی میاره ولی ... ولی اون همیشه می خواد همه چی رو گردن من بندازه . وقتی کارهای باباش مطابق میلش پیش نمی ره میاد مثلا می گه (انگار داره با دیوار حرف میزنه): هرچی بش می گم فلان کارو بکن گوش نمی ده . بعد رو به من می کنه می گه تو که دیگه از همه خرابکاتری .
    می دونی چی منو ناراحت می کنه اون کوچکترین احترامی به من نمی ذاره من چه طوری می تونم ترغیبش کنم که بم احترام بذاره .
    اون موقع که ازدواج کردیم من فقط 18 سالم بود و چون بچه کوچک خانه بودم یه ذره رفتارام بچه گانه بود . وقتی دعوا می کرد حسابی ازش می ترسیدم و به حرفش گوش می دادم شاید این باعث شده یه سره دعوا را بندازه......... اون واقعا با من مثه بچه رفتار می کنه نه زنی که بش احترام می ذاره . چه جوری می تونم این شرایط رو تغییر بدم . من خیلی تغییر کردم خودم فکر می کنم با اعتماد به نفس و قوی شدم ولی اون می خواد من همیشه مث یه بچه ازش بترسم و تا لب تر کرد بدوم ببینم چه کار داره .

  2. کاربر روبرو از پست مفید سحرناز تشکرکرده است .

    سحرناز (پنجشنبه 12 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.