واي خدا جونم اين خانم كوردليا66 چقدر احساسات منو درست درك كرد
فكر كردم فقط من اينجوري فكر ميكنم ...
و اما صحبتهاي خانم معلم مهربان:
اول فرمودند:
فلسفه زندگی مشترک از نظر ما چیست ؟
آیا رشد ؟ محبوب و معشوقه بودن ؟ تکامل ؟ تنها نبودن ؟ استقلال ؟ ... ؟ ارضاء نیازجنسی ؟ .... ؟ ..... ؟
نميشه همش باشه؟
انسان بايد در زندگي هميشه روي نگاهش به سمت كمال انساني باشه و تمام تغييراتش در جهت اون
اگر هنوز ازدواج نكرده با فردي ازدواج كنه كه اون فرد هم هدف و مسير زندگيش و نوع نگاهش به زندگي در جهت كمال انساني باشه. "تا هر دو هرجا تغییر نیاز باشد ، خود بیشتر از دیگری آنرا درک كند و تلاش كند."
براي اينكه فرد بتونه جهتش رو در زندگي مشترك "كمال انساني" قرار بده بايد " دریابد که کمال انسانی در چیست ( چه افکار و رفتار و گفتارهایی کمال یک انسان است ) و برای درک موقعیت خود جهت طی مسیر باز هم نیاز به خودشناسی دارد ."
خوب همه ي اينا قبول و خيلي ممنون
اما راستش من هنوز يه كوچولو مشكل دارم![]()
يه مثال ميزنم با اجازه. خانم ... تاپيكي باز كرده بودند و نوشته بودند كه همسرشون ازشون خواسته بينيشونو عمل كنند و ... و حالا بينيش شده يه مشكل ...
من اون لحظه با خودم گفتم : واااي! خدا رو شكر كه من چنين شوهري ندارم وگرنه روز اول طلاق ميگرفتم ( من از دنياپرستي بيش از حد و توجه زياد به ظاهر در حد افراطي و ... خوشم نمياد)
اما همونجا يكي مثل آقاي m... گفت: شما رضايت همسرو كسب كردي با اين كارت پس كارت قابل قبوله و درست بوده ...
در چنين مواقعي يعني وقتي كه ممكنه هر دو كمالگرا باشيم و ... اما نگاهمون به كمال متفاوته چه طور؟ مثلا من عمل نكردن رو در جهت كمالي كه قبولش دارم ميپسندم و آقاي ... برعكسش رو. در اينجا آيا بايد گذشت كرد ؟ يا باز هم به همون جهتي كه از نظر خودمون "كمال انسانيه" حركت كرد؟
خانم معلم ببخشيدا! من زياد سؤال ميپرسم! (مثل اين شاگرد تنبلا كه حرص بقيه ي بچه ها رو در ميارن! )











علاقه مندی ها (Bookmarks)