سلام .
ببخشین اگر دیر جواب دادم .
اول راجب دلیل سوالم یه توضیح بدم .
دلیلم این بود که با اطرافیانم وقتی راجب این موضوع حرف می زدم یکی از دلایلشون داشتن یک شکست تو رابطه ای که براشون پیش امده بود و این که در درونشون این احساس را کردن که احتمال این که وارد هر رابطه ی دیگه ای شن ترس از دست دادن طرف و شکست تو رلبطشون را دارند انگار که در ضمیر ناخودآگاهشون رفته و این موضوع ها را به حساب بدست آوردن تجربه نمی ذارن که اینبار بدون این که اول احساسشون را در گیر کنن منطقی برخورد کنن .
یکی از دوستام راجب ازدواج این حسو داره که مانع پیشرفت و رسیدن به خواسته هاش می شه . اما به نظرتون این موضوع تا کی می تونه ادامه داشته باشه ؟
قبول دارم با ازدواج بار مسولییت زیاد می شه اما تا کی باید صبر کنه که به همه ی آرمان هاش باید برسه و بعد ازدواج کنه ! نمی دونم این ایده چقدر درست باشه . شاید دیگه اونطوری هدفی برای ازدواج نمونه .!
همه ی حرفای دوستانو قبول دارم اما به نظرم کسی که تنها به خاطر برطرف کردن نیازش یعنی تا حدی باشه که دیگه براش مهم نباشه شخصیت طرف چییه و فقط و فقط به فکر برطرف کردن نیازهاش ازدواج می کنه در حق طرف مقابلش ظلم کرده .
به نظرم در کنار برطرف کردن تمام نیازهاش باید شخصییت طرف و... خیلی چیزهای دیگه هم براش مهم باشه .
شایذ به قول خودتون چون هنوز شخص ایده آلتون را پیدا نکردین به همین دلیل فکر می کنین که هدفتون هنوز کافی نیست .
راجب اون حرفتون هم که گفتین احساس می کنم یه ترسی تو وجودم از ازدواج که از کجا معلوم در آینده اتفاقای بدی که همیشه ازش متنفر بودین براتون پیش نیاد . به عنوان یه عضو کوچیکتر بهتون 2 تا توصییه می کنم
1 : اینکه وقتی تو حال هستین تمام تلاشتون را برای حال کنین که به امید فردا حالتون را از دست ندین . نمی گم به فکر آینده نباشین . .... باشین اما نا تا حدی که شما را از داشتن حالتون غافل کنه !
2 : اینکه همیشه برای ما آدما از چیزی که بیشتر ازش می ترسیم برامون پیش می آد و وارد ضمیر نا خودآگاهمون می شه . سعی کنین به اونی که اون بالاست و همیشه با شما بوده تو بدترین و بهترین لحظه هاتون ایمان داشته باشین و بدونین وقتی با اونین دلیلی نداره از چیزی بترسین و مطمین باشین اگه برای ازدواجتون با چشم باز و توکل به خودش جلو برین بهترین ازدواج را دارین
انگار ما آدما لذت می بریم از ترسوندن خودمون البته بهتون حق می دم یکم ترس داره اما انگاری یکم سخت که به جای فکرایی که بهمون احساس ترس می ده و دلمون نمی خواد برامون پیش بیاد به چیزای که دلمون می خواد برامون پیش بیاد فکر کنیم
ترس از چیزی که هنوز سراغمون نیومده شاید باعث شه از چیزایی که اطرافمونه غافل شیم .
و نمی دونم این حرف چقدر درست ! اما برای خودتون این باور را جا بندازین که شما تمام تلاشتون را برای یه زندگییه موفق و درست ترین انتخاب می کنین و اگر خدایی نکرده اشتباه کردین این احتمال هم وجود داره ...
البته امیدوارم بهترین انتخاب را کنین ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)