RE: یک بیت شعر زییا بنویسد
| طبع من این نکته چه پاکیزه گفت | *** | سهل بود خوردن افسوس مفت
|
| مردم این ملک ز که تا به مه | *** | هیچ ندانند جز احنست و زه
|
| هر کسی اندر غم جان خود است | *** | فارغ از اندیشه ی نیک و بد است
|
| بعد که مردم همه یادم کنند | *** | رحمت وافر به حیاتم کنند
|
| زانچه پس از مرگ برایم کنن | *** | کاش کمی حین بقایم کنند
|
| دل به کف غصه نباید سپرد | *** | اول و آخر همه خواهیم مرد |
|

| ابلیس شبی رفت به بالین جوان | *** | آراسته با شکل مهیبی سر و بر را
|
| گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار | *** | باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
|
| یا آنکه پدر پیر خودت را بکشی زار | *** | یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
|
| یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر | *** | تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
|
| لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت | *** | کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
|
| گفتا پدر و خواهر من هردو عزیزند | *** | هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را
|
| لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد | *** | می نوشم و با وی بکنم پاره ی شر را
|
| جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی | *** | هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
|
| ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند | *** | زین مایه ی شر حفظ کند نوع بشر را
|
|
|
|
سلب مسئولیت : تمامی گفته های من صرفا حاصل تجربیات و تفکر های شخصی بوده و هیچ گونه جنبه علمی ، روانشناختی ، دینی و ایدئولوژیستی ندارد . لذا مسئولیت استفاده و پیروی از این نوشته به عهده خود شما بوده و شما موظفید با تحقیق در منابع معتبر دینی و اخلاقی صحت نوشته ها را قبل از قبول تحقیق بفرمایید
علاقه مندی ها (Bookmarks)