تلافی جان محکم باش ....و با عزم راسخ خودتو از این برزخی که توش دست و پا میزنی خلاص کن .....من مطمئنم پسرت هم درکت خواهد کرد بلاخص بچه هایی که اونور اب بزرگ میشن درکشون کمتر سنتی است و اصلا نگاه بسوز و بساز به زندگی ندارن ...من خودم اینو تو بچه هام میبینم ...مطمئن باش اون الان هم از همه چیز با خبره ولی خوب به رویش نمیاره ...اصلا سست نشو و این فکرها رو بریز دور زندگیتو تو دستت بگیر ..با اراده و پر توان ....ترس بیخود را از خودت دور کن ......اصلا چرا با پسرت در مورد جدایی و تصمیمت حرف نمیزنی ....شروع کن به حرف زدن باهاش میبینی که چقدر از هم چیز اگاهه .....و تو بی خبری .........بچه ها خیلی بیشتر از اونی که ما فکر میکنیم هواسشون به همه چیز هست ......








علاقه مندی ها (Bookmarks)