سلام پریسا جان.
می دونی چیه اگه به خودت و زتدگیت بیشتر برسی دیگه کمتر به محبت شوهرت احتیاج داری و وقتی تو به محبت بی نیاز باشی اون وقت اون به طرف تو می آد و مطمئن باش بیشتر از قبل به تو محبت می کنه الان همه نیاز همسرت به توجه از طرف تو تامین می شه و هیچ دلیلی نمی بینه که بخواد کاری کنه که تو رو خوشحال کنه تا بهش محبت کنی . من نمی گم بهش بی تفاوت باش ، می تونی عادی باشی . این قانون طبیعته که تا وقتی همه زندگیتو ول می کنی و دست روی دست می ذاری که یه اتفاق برات بیفته هیچ وقت اون اتفاق نمی افته ولی وقتی بیخیال می شی خیلی سریع به خواسته ات می رسی.
[پس واسه چی ازدواج کردم؟ دوران مجردیم که همه جوره عالی بود پس ازدواج چه معنایی میده؟]
راستشو بخوای تحمل کردن این جور مردا همیشه سخته . ممکنه با پیدا کردن روشهایی بتونی بیشتر به خواسته هات برسی و روز به روز در زندگی خوشتر باشی . اما تغییر دادن آدمای خود خواه خیلی سخته . به نظر من یه بار بشین پیش خودت با رعایت انصاف سبک سنگین کن ببین اگه ازش جدا بشی چه اتفاقی می افته برات . شما الان بچه نداری و می تونی تصمیم بگیری که می خوای به زندگیت ادامه بدی یا نمی خوای . ولی اگه بچه دار بشی دیگه جدا شدن خیلی برات گرون تموم می شه . ولی الانم اگه جدا بشی دیگه به دوران مجردی برنمی گردی وارد یه دوران جدید می شی که با توجه به خونواده خودت و دور و بریات و فرهنگ جامعه تعریف می شه .
خوشبختانه در زندگی شما مشکلات جدی مثل اعتیاد ، کتک کاری ، ازدواج مجدد ... وجود نداره . به نظر من چیزایی که در دوران مجردی باعث خوشحالیت میشد و با زندگی الانت مغایرتی نداره رو به زندگیت اضافه کن . و به چیزایی که همسرت روش حساسیت داره گیر نده . زیادم از زندگی زناشویی توقع نداشته باش . همیشه چیزا مطابق میل آدم پیش نمی ره . ولی اگه می بینی با جدا شدن خیلی زندگیت بهتر می شه .... دیگه به خودت بستگی داره .








علاقه مندی ها (Bookmarks)