خانم اگه واقعا شما رو میخواست مطمئنا تا الان اقدام کرده بود.
هرچند که به نظر میاد شما رو سر کار گذاشته باشه...به هرحال میتونید یک مدت شما کامل کات کنید و ببینید عکس العمل ایشون چه خواهد بود...
تشکرشده 52 در 23 پست
خانم اگه واقعا شما رو میخواست مطمئنا تا الان اقدام کرده بود.
هرچند که به نظر میاد شما رو سر کار گذاشته باشه...به هرحال میتونید یک مدت شما کامل کات کنید و ببینید عکس العمل ایشون چه خواهد بود...
MiladR (جمعه 23 اردیبهشت 90)
تشکرشده 3,560 در 934 پست
این که وقتی با کسی آشنا میشیم اینکه مطمئن باشیم که مجرده حداقل شناختیه که از یک فرد میتونیم داشته باشیم و شما در این حد هم شناخت نداریدنوشته اصلی توسط ruya
درکنار تایید نظرات سایر دوستان مبنی بر اینکه به نظر نمیرسه ایشون قصدشون جدی باشه، این شناخت ناکافی شما زنگ خطر خیلی جدی هست برای زندگی آینده شما
نگران سنتونم نباشید الان سن ازدواج بالاست و هنوز تعداد زیادی دختر در سن شما مجرد هستند
نیلا (شنبه 24 اردیبهشت 90)
تشکرشده 26 در 10 پست
حل مشکل شما خیلی سادست
فقط قطع رابطه
spring2 (پنجشنبه 29 اردیبهشت 90)
نوشته اصلی توسط ani
سلام من حرفتون رو گوش کردم و بهشون گفتم اگر خواستی بیای خواستگاری بیا وگرنه ادامه این رابطه بی معنیه
و دیگه نه زنگی زدم و نه اس ام اسی
ولی امروز صبح اس داد و غروب هم زنگ زد و من جواب دادم و فقط حال و احوال کرد...
تشکرشده 4 در 2 پست
اینترنتنوشته اصلی توسط ruya
بعضی چیزها رو تو زندگیم میبینم و نمیتونم باورشون کنم
مثلا یکی از بچه ها اومد امروز چیزای راستی رو برام تعریف کرد که هنوز نمیتونم باور کنم که یه همچین ادمایی پیدا میشن
اگه به دور ور خودم نگاه کنم میبینم که تو جامعه ی کوچیک دور خودم چیزایی و ادمایی هستن که باورشون خیلی سخته
اینترنت یه جامعه ی کوچک نیست بلکه بزرگترین جامعه دنیا که فقط ابعاد ظاهریش 1024*640 هستش
حالا فک کن تو این جامعه ی به این بزرگی چه چیزایی میشه پیدا کرد که حتی فکرش رو هم نمیکردی
باورم کن بردن احساسات تو این جامعه چیزی جز افسردگی و احساس شکست واسه ادم نداره
بدون که از اول طریقه ی اشناییتون اشتباه بوده
شاید این شخصه شما یکی از اون عجایب باشه
شاید دلیلش تنهایی خودش بوده و داشتن شما بهش اعتماد بنفس میداده
شاید دلیلش عشق به دخترای تهرونی بوده باشه
شاید دلیلش سواستفاده باشه
شاید دلیلش .....
شاید .....
.
.
.
حتی چیزایی هست که وقتی اتفاق بیفتن تا اخر عمرت نمی تونی باورش کنی
بزار یه نصیحت بهت بکنم
تو این جامعه ی بزرگ با وصف هایی که در بالا ازشون کردم شاید یه روزی شما قربانی بشید و کسایی مثه من بعدنها نتونن داستانتون رو باور کنن و بشید از اون داستانایی که من نمیتونم باورشون کنم
پس هیچوقت احساساتت رو تو اینترنت نبر که باعث افسردگیت میشه
navidrct (جمعه 30 اردیبهشت 90)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
ruya عزیز
به تالار همدردی خوش آمدی
دوست عزیز
جدی و قاطع رابطه را قطع کن ف و به تماسها هم پاسخ نده . در این ارتباط و وعده ها ، هیچ خیری و تضمینی برای شما نیست . بیشتر از این به خود آسیب نزنید .
کات کنید >>> جدی ، محکم ، قوی ، و همین حالا ( با قطهعر راه های ارتباطی )
.
فرشته مهربان (پنجشنبه 29 اردیبهشت 90)
تشکرشده 0 در 0 پست
سلام عزیزم بهتر که رابطه ی خودتو با اون قطع کنی.
به نظر من این طوری داری خودتو کوچیک می کنی![]()
تشکرشده 10 در 8 پست
سلام
اینجوری که شما تعریف کردین خیلی معلومه که دوست نداره ، عجیبه که با 30 سال سن نتونستی بفهمی که دوست نداره ،گیرم که ازدواج کردین اونوقت پیش بینیه روزی که میاد بهت میگه تو ول کنه ن نبودی مثل روز برای من یکی روشنه............میگی نه بشین و ببین
آرمیلا (پنجشنبه 23 تیر 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)