اگه واقعا میگی عذاب وجدان داری الان تمومش کنی بهتر از فرداست ...
شما که الان شرایط ازدواجو نداری بیشتر از این کشش نده ... به قول یکی از دوستان دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیسه هرچقدر بیشتر بمونی رفتنت سختر میشه و وقتی هم بری جای پایت واسه همیشه توی زندگی اون میمونه
وقتی
بخاطر تنهائیمون به آدمها محبت میورزیم و طلب محبت میکنیم همین که طرفو همه جوره اسیر خودمونیم میکنیم تازه میدونیم که اصلا شرایطشو ندارم که یه رابطه رسمی رو باهاش شروع کنم و یا بعبارتی همسفر همیشگی زندگیم بشه !!! من که دیگه عقلم به حدی میرسه که وقتی یه رابطه ای شروع میشه مسلما احساسی هم این وسط بوجود میاد پس چرا واقعا شروع میکنم چرا احساسات اون طرف این وسطه بازیچه ندانم کاریهای من شده ... چرا حتما باید تجربه های دیگران را هم باید خودمون تجربه کنیم تا بدونیم چه حسیه؟ وقتی میدونم رابطه ای که سرانجامی نداره چرا شروعش کردم ... به نظر من اون عذاب وجدانه باید همیشه بیدار باشه تا مبادا دل آدمهایی که لایقشون این همه شکستگی نیست شکسته نشه ... افسوس عذاب وجدان ما آدمها زمانی بیدار میشه که دیگه کار از کار گذشته
یادمان باشد که دیگر یک اشتباه رو دوبار تکرار نکنیم









علاقه مندی ها (Bookmarks)