سرفراز جان واقعا"از خوندن پست بسیار مفید و کاربردیت لذت بردم و همه چیزایی که گفتی رو منم بهشون رسیدم..
اما سبکتکین عزیز در تایید فرمایشات سرافراز خوستم بگم :
که آره در مبحث راز یه سری نکات بسیار کلیدی گفته نشده و یا بسیار مستتر بهشون اشاره شده و همین باعث سردرگمی خیلی ها و خود من هم شده بود و نقطه ضعف فیلم هم همینه که مدام فقط تکرار و تاکید روی خواستن و تجسم کردن داره و روی این مسئله مهم که این خواستن چجوری باید باشه که خودش مانعی نباشه برای رسیدن به مطلوب خیلی مانور داده نشده و همین نقطه ضعفشه که باعث میشه اکثریت نتونن اونطور که باید از نظریات مفید این کتاب بهره ببرن..
اما همونطوری که سرافراز جان گفتن در کتاب فلورانس اسکاولشین (من عاشق این کتابم)این نکات رو باز میکنه ..
حالا میخوام چند تا از جملات این کتاب روکه ابهامات فیلم راز رو روشن میکنه ، در تکمیل بحث سرافراز عینا" برات بنویسم :
کتاب"4اثر از فلورانس اسکاولشین " فصل سوم " در مخفی توفیق" صفحه 211:
"عدم مقاومت هنری است که چون بدست آید صاحب آن مالک جهان خوهد بود!چه بسیارند کسانیکه در تلاشند به زور اوضاع و شرایطی را عوض کنند .خیر و صلاح پایدار آدمی هرگز از طریق اعمال زور اراده شخصی به سراغ او نخوهد آمد"
و در صفحه 212همین فصل:
"آرزوهای ما درست زمانی براورده مبشوند که کلاژ را خلاص کرده باشیم.هرگز نگذارید که آرزوی قلبی شما به مرض قلبی بدل شود .وقتی زیاده از حد چیزی را خواهانیدهمه جاذبه خود را از دست میدهید .هرگز با بیتابی چیزی را نخواهید چون دل نگران و هراسان عذاب میکشید و به تقلا می افتید .یک سری قانون بی اعتنایی هست که میگوید : هیچ یک از اینها تکانم نمیدهد".
میبینی سبکتکین جان فکر میکنم بعد از خوندن پستهای من و سرافراز ابهاماتت کامل برطرف بشه
پس نتیجه میگیریم که وقتی میخوایم یه چیزی برسیم اول باید اونوخیلی ساده بخوایم و بعدرهاش کنیم یعنی وابسته به شدن یا نشدنش نباشیم ،یعنی نترسیم که نکنه نشه ،یعنی مدام به این فکر نکنیم که آیا میشه آیا نمیشه.... ولش کنیم(واقعا"و از ته دل )و در عین اینکه از ته دل اونو میخوایم بتونیم زندگی عادیمونو بدون هیچگونه ترس و اظطراب داشته باشیم و به قول سرفراز فقط در امروز باشیم . از امروز لذت ببریم.
سبکتکین این چیزیه که من بارها و بارها به تجربه دیدم و دیدم هیچوقت نمیشه که که با اظطراب و پریشونی چیزیرو بخوام و به شدنش وابسته باشم و بشه همیشه در اینطور مواقع دقیقا""همون اتفاقی افتاده که ازش میترسیدم
اگر به حرفای بالهای صداقتم توجه کنی همینارو میگه و دقیقا"اینهارو تجربه کرده که زمانی تونستن به وصال شوهرشون برسن که کاملا"رهاش کرده بودن هم شوهرشونو و هم حتی دخترشو نو .اما همونطور که خودشون میگن رها کردن به این معنی نبوده که دوست نداشتن به شوهرشون برسن ..
امیدوارم نکاتی رو که گفتیم رو دقیقا" بکار بگیری تا ایشالاااااا به چیزی که میخای و همه ما هم از ته دل برات میخویم برسی دختر خوب










علاقه مندی ها (Bookmarks)