به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 90 [ 09:46]
    تاریخ عضویت
    1390-2-20
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,637
    سطح
    23
    Points: 1,637, Level: 23
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 40 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم با احساساتم مبارزه میکنم

    متاسفانه منم به درد شما گرفتارم البته من میدونم چرا از من بدش میاد
    یه کمی ماجرای دختر استاد را خوندم. چرا بدش میاد؟ چونکه فکر میکنه باعث شدید باباش بیوفته بازداشت؟
    دوست عزیز چرا مستقیما ازش نمیخواین نظرش رو راجع به شما بگه ؟
    شما که خیلی با هم پیش رفتین چت کردین نظرات همدیگرو میدونین
    اینکار را قراره ۲شنبه یا ۴ شنبه انجام بدم. هرچیزی که لازم بوده در مورد من بدونه را میدونه و دیگه چیز خاص و اضافه ای نیست که بخوام و ازم ندونه.در واقع بازم نمیخوام پیشنهاد ازدواج بدم چون باید کلی بشناسمش.ما فقط یه سری حرفا زدیم. همه هم خوب حرف میزنند در واقع میخوام باطنش را بشناسم که اونم با یکسری عمل معلوم میشه.

    البته اینکه میگین حرف و عملش یکی نیستن رو کاش بیشتر توضیح میدادین
    ببینید در جلمه و حرف میگه خیلی دوست داره حرفای من را بشنوه . من یک متن ۳۴ صفحه ای در مورد ازدواج نشستم نوشتم و تموم افکار و عقایدمو نوشتم داخلش که نظر من در مورد ازدواج چیه و چرا من میخوام ازدواج بکنم و دوست دارم زندگیم چه جوری باشه و همسر آیندم چه جوری.البته بعد از اینی که کلی پیرامون این موضوع باهاش صحبت کردم.که خوب ۳ روز وقت من را گرفت. بعد وقتی دادمش . ۲ روز بعد اس ام اس بهش دادم که خونده یا نه . حتی یک صفحش را هم نخونده بود. هرکسی باشه خیلی کنجکاو میشه چی توی این نوشته شده و چند صفحشو حتما میخونه. خلاصه منم اس ام اس دادم که یا ازدواج براتون مهم نیست یا حرفای من و شما ظاهرا فراموش کرده بودید یه همچین متنی هم وجود داره. در جواب گفت نه اصلا اینجوری نیست.باعث افتخارمه که نوشته شما را بخونما. فرصت نکردما و از این حرفا.
    ۲ روز بعدش باهاش تلفنی صحبت کردم و یه کم که در مورد مسائل ازدواج و اینا حرفامو ادامه دادم. آخرش بهش گفتم یک رابطه باید دو طرفه باشه. و تا الان من فقط با شما تماس میگیرفتم یا خواستم پیرامون این موضوع باهاتون حرف بزنم ولی شما هیچ تمایلی در رفتارتون نشون نمیدید نسبت به این مساله. عذرخواهی کرد و گفت حق با شماست و سعی میکنم این موضوع را رعایت بکنم.
    با توجه به حرفایی که میزنه و اینکه من حتی این مساله را مستقیما باهاش مطرح کردم.اما در عمل و رفتار تا الان من فقط به ایشون اس ام اس دادم. یا من درخواست کردم آن بشند و باهاشون حرف بزنم و حتی یکبار هم ایشون خودش آنلاین نشده که بیاد صحبت بکنیم یا تمایل به صحبت پیرامون این موضوع از جانب ایشون باشه.زمانی هم که میاد دقیقا ۴۵ دقیقه بعدش عذر خواهی میکنه و میره و میگه که همه کاراش زمان بندی داره و بیشتر از این مقدار برای اینکار زمان نگذاشته.
    یکسری هم بهش گفتم همون اوایل شاید ۱۰ روز پیش که من اصلا مزاحم کسی نیستم و دوست دارم یه نفر با اختیار با من در ارتباط باشه و این حق را میدم و این فضا را ازاد میگذارم . گفت نه اصلا. من خودم با اختیار خودم با شما در ارتباطم و هیچ رو دروایسی نیست و اگر هم نمیخواستم این رابطه تا اینجا ادامه پیدا نمیکرد.

    خلاصه ما حتی این موارد را بصورت مستقیم هم به ایشون گفتیم و تکرارش دیگه میشه تکرار مکررات و خوشم نمیاد از اینکار که به کسی گیر بدم. کلی به روی خودم نیوردم. یکبار مستقیم باهاش مطرح کردم. دیگه چیزی نیست که من بخوام هی بهش بگم تو چرا در رابطه با این موضوع مایه نمیگذاری و کار زشتی میدونم و ارزش خودم را آوردم پایین. دوست نداره زور که نیست. ولی خوب کاش همین جمله را میگفت به زبون


    شاید داره شما و خصوصیاتتون رو ارزیابی میکنه
    واقعا هیچی مشخص نیست. من که ALU اوم (واحد محاسبه و منطق سی پی یو)ام هنگ کرد و هیچ برداشتی نمیتونم از این رفتارها و حرفا داشته باشم. جز اینکه خیلی تمایلی به من نداره و اینکه ارتباطی هم برقرار شده بخاطر حرفه ای ارتباط برقرار کردن من بوده.

    شفاف تر باهاش صحبت کنین ولی مواظب باشین با یه حرف نا به جا رابطتون رو خراب نکنین
    بذارین هر جور که اون راحتتره این روند شناخت طی بشه
    دقیقا من هم همینو میخوام. شفاف تر که هیچ خیلی مستقیم و حضوری باهاش صحبت میکنم . من خیلی خجالتی ندارم و اعتماد به نفسم بالاست در روابط. حتی بهش گفتم تو خوشگلترین دختر دانشگاهی پشت تلفن البته نه همینجوری یه حرفی پیش اومد اینو از جانب مثلا بقیه مطرح کردم نه همینجوری بپرونم اینو. (جای مدیر همدردی بودم آیکن های بهتری میزاشتم این گوشه)
    همین کاری که میکنی خیلی خوبه با احساساتت مبارزه کن و بهش نشون بده که در یک فضای منطقی در کنار هم دارین همدیگرو میشناسین
    اینجا من درون خودم یه مقداری دارم اذیت میشم. اونم بیشتر از حالت چشم انتظاری هست. اگه میدونستم منو به هر دلیلی نمیخاد که راحت بودم. چون اصلا مشخص نیست اذیت میکنه.

    هیچوقت نباید احساس کنه بهم زدن این رابطه شما رو خیلی زیاد ازار میده
    اینجوری همش نگرانه
    و نمیتونه ارتباطی رو که برای شناخت بیشتر از شما شروع کرده با خیال راحت ادامه بده
    میگم . اصلا یک اپسیلون نمیگذارم از درون من باخبر بشه. مثلا من این چند روز تصمیم گرفتم هیچ ارتباطی باهاش برقرار نکنم ببینم اصلا خود اون اس ام اسی چیزی میده یا نه.
    در هر صورت مطمئن باشید با کمک خداوند و درایت خودتون به همه ارزوهاتون میرسین
    حتما همینطور خواهد بود.
    ای کاش میشد تنها ۱۰٪ آینده را پیش بینی کرد. ذهن آدم اصلا همش درگیره.
    مثلا ممکنه ۲ ماه دیگه به امروزم بشینم بخندم و بگم چه تصوراتی میکردم پیش خودما و خودما الکی اذیت میکردم.
    یا شایدم ۲ ماه دیگه با هم دیگه به این موضوع بخندیم که چه الکی همه اذیت میکردیم
    مثلا معلوم بشه من منتظر تماس برقرار کردن اون بودم ،‌اونم منتظر تماس برقرار کردن من و جفتمون نمیخواستیم کم بیاریم.
    به عنوان مثال پیروز آنلاین شد . من پی ام ندادم
    دقیقا ۴ دقیقه منتظر شد من پی ام بدم و منم ندادم تا اینکه خودش پی ام داد و منم جواب دادمو صحبت کردیم..

    فعلا اینجوریاست. رابطه.
    ولی میخوام هی تلقین بکنم که این رابطه تموم شدست. بیخود خودما معطل نکنم. اون به هر دلیلی جوابش منفی هست . ازش فکرش بیام بیرون که در بدترین حالت ممکنه اگه این اتفاق افتاد کاملا آمادگی روبه روی با این مساله را داشته باشم.

    به نظر من هر رابطه ای باید دو طرفه باشه . چه دوستی عادی . چه ازدواج و چه هر چیزی. یعنی دو نفر آدم به یک اندازه واسه هم مایه بگذارند. اگه این خانم تصور بکنه که منم که کارم به اون گیره و منم همیشه باید باش ارتباط برقرار بکنم ولو اینکه باهاش ازدواج هم بکنم و رابطه اینجوری بمونه . این رابطه ۱۰۰٪ به خطر میوفته و از بین میرفته. ۵۰ ۵۰ باید طرفین برای یک رابطه ارزش قائل باشند و مایه بگذارند.

    یه مساله ای که وجود داره و برای من خیلی خیلی مهمه. من اصلا نمیخوام سعی بکنم کسی از من خوشش بیاد
    این کار اشتباهی هست. یعنی من فعالیت خاصی را انجام بدم که یک نفر از من خوشش بیاد.نه تنها مخالف اینکارم که اینکار را پایین آوردن ارزش خودم میدونم.

    من یک نفر هستم با یک تفکر ، با یک شخصیت ، با یک تیپ و ظاهر که خودم هستم و باید خودم باشم . با تموم بدی ها و خوبی هایی که دارم. اگر دختری از من خوشش میاد باید با خود منی که هستم خوشش بیاد. نه اینکه من مثلا بیام تیپ و ظاهرم که نشون دهنده شخصیت و موقعیت اجتماعی و ... من هست را عجیب و غریبش بکنم که مثلا یک دختر از من خوشش بیاد.
    اصلا همون بهتر که خوشش نیاد. نه اینکه بگم صرفا باید یک جور لباس بپوشم . منظورم اینه که تغییر برای جلب توجه یک نفر کار به شدت بی ارزشی هست. و با توجه به اینکه مقطعی هم هست.مگه من چقدر میتونم خودم نباشم.مگه ازدواج کردن به این حرفاست

    من برای خودم افکار و عقایدی دارم که به شدت بهشون پایبندم و دوستشون دارم و بهشون افتخار میکنم. به عنوان مثال ابراز محبت کردن به همسر یکی از اون تفکراتی هست که من دارم. واقعا چه عیبی داره که آدم دست همسرشو با عشق ببوسه؟ دیگه احترامی از این بالاتر؟ دیگه ابراز مبحتی از این زیبا تر؟ و لذت بخش تر؟

    خوب بیام بگم من مرد هستم. اون یک زن هست و زن پایین تر از مرد هست؟ یا بقیه بگند زن ذلیل؟
    این حالا یک نمونش بود. کلی افکار و عقاید دیگه پیرامون هرچیزی دارم که خیلی روشون کار کردم و با مطالعه و تحقیق و تجربه بدستشون آوردم و ذره ذره و خیلی از داشتنشون خوشحال هستم. کلا نگاهم به زندگی متفاوته

    واسه همینم در مورد این خانم من خود واقعیم را معرفی کردم . و اصلا هم سعی بر این ندارم که نظر ایشون را جلب بکنم . و برام ارزش مند تره که خود ایشون تمایل به آشنایی بیشتر داشته باشند البته در عمل و رفتار و نه اینکه در حرف زمانی که ازشون در مورد این موضوع سوال میکنم.

    به هر حال تا آخر هفته همه چیز مشخص خواهد شد.
    هرچی خدا صلاح بدونه همون خواهد شد و راضی هستیم به تشخیص اون.

    تا اون قسمتیش که به من مربوط میشد یعنی برقراری صحیح و سالم رابطه - انتقال اطلاعات - شناسوندن خودم از جانب من انجام شده. بقیش میمونه به اینکه صلاح خدا چی باشه. ممکنه این خانم مخالفت بکنه یا نه اصلا موافقت بکنه ولی در مراحل بعدی نتونیم همسر هم بشیم که در هر صورت اگه این اتفاق نیوفتاد.
    معتقدم که صلاح و قسمت نبوده و حتما فردی بهتر و مناسب تر از من در آینده انتظارم را میکشه . باید صبر کرد

  2. کاربر روبرو از پست مفید bugatti تشکرکرده است .

    bugatti (جمعه 23 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.