سلام فقط خاستم بگم حرفات خیلی جالب و با معنی بود افرین به منطقت ایامت شاد باشهنوشته اصلی توسط s.sepide
![]()
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
سلام فقط خاستم بگم حرفات خیلی جالب و با معنی بود افرین به منطقت ایامت شاد باشهنوشته اصلی توسط s.sepide
![]()
O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O
http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif
ویدا@ (یکشنبه 04 اردیبهشت 90)
تشکرشده 0 در 0 پست
ممنون سپیده جان از راهنمایی خوبت.دوستای عزیز تالار میگن رابطه رو قطع کنم ,ولی من از یه طرف غیرممکن میدونم این کارو چون شدیدا دوسش دارم البته تو تالار مقاله ای خوندم در مورد وابستگی و دلبستگی با توجه به این من خودم فکر میکنم دوست داشتنم علاقه ی قلبیه و از روی هوس نیست، از یه طرف دیگه وقتی فکر میکنم میبینم اگه من خودم باعث قطع شدن این رابطه شم بعدا خودم از درون از عذاب میکشم چون واسه بدست آوردنش نه تنها زحمتی نکشیدم بلکه باعثش خودم بودم و پشتشو خالی کردم.
دوستای تالار به نظر خودم بهتره تمام سعیمو واسه رسیدن بهش بکنم تا بعدا بهانه ای واسش نمونه که باعثش تو بودی!ولی نمیدونم باید چیکار کنم و چطوری بهش دلگرمی بدم؟
من همیشه بهش میگم تمام حرفاتو با قاطعیت بگو ولی میگه هیچ فرقی نداره چه با قاطعیت چه بی قاطعیت،اونا حرفای خودشونو میزنن و حتی چند مورد رو بهش پیشنهاد کردن،میگه خودم اونا رو رد کردم و تو رو پیشنهاد دادم ولی مامانش به خاطر اختلاف سنیمون مخالفت کرده ،میگه اگه زیاد اصرار کنم شک میکنن و میگن تو باهاش رابطه داری!
تشکرشده 42 در 19 پست
الی عزیز کاملا شرایط تورو درک میکنم، عزیزم عشق تو از روی هوس نیست،مطمئنی عشق اون اقا هم از هوس نیس؟ نگو مطمئنم چون ال میکنه چون بل میکنه،هیچ تضمینی نیست،گلم مردها قابل اطمینان نیستن،زمانی میتونی بگی واقعا عاشقت بوده که سر سفره عقد بله گفته باشی،چرا نمیفهمی: قاطعیت فایده نداره،به خاطر تو اینایی که مامانم میگه رو رد کردم،اینا همش بهونه اس،اینا بازین،فک نکن این قصه ها فقط به تو گفته شده،ما دخترا چقد ساده ایم
نمیدونی من چه قصه ها شنیدم،اگه تو یکسال رابطه داری نمیتونی دل بکنی من 3 سال رابطه داشتم نتونستم دل بکنم،تا اخرش مثل ی اشغال بیرونم انداخت، حتی بازم نمیتونستم ازش دل بکنم.
باشه بیا فرض کنیم اون اقای طرف تو دروغی تو کارش نیست،بازم چه لزومی داره اینقد در دسترسش باشی؟الی جان اشتباه من تکرار نکن مردها اگه مال قرن سی ام باشن برا ازدواج میرن سرغ دخترای خارج از دسترس،حال و هولشونو با قابل دسترسا میکنن بعدم میذارن میرن،من نمیخام به تو توهین کنم،خودم ی روزی برا ع هرکاری کردم،منم قابل دسترس بود،و بد چوبشو خوردم،تو هر کار کنی منو ککم نمیگزه،تو خوشبخت باشی یا بدبخت چه تاثیری برای من داره؟من فقط دلم برای یکی مثل خودم میسوزه.
بارها پیش خودم گفتم اگه من براش قابل دسترس نبودم شاید الان به هم رسیده بودیم،فک نکن من راحت راضی شدم،اما عزیزم تو نهایت خباثت ی مردو حتی تصورم نمی تونی بکنی.
اینکه میگی حمایتش میکنم تا درست شه اشتباه محض تو هست،الی عزیز ساده نباش،اون اگه بخاد بازیت بده تو حمایتش کنی یا نه چه فرقی میکنه؟
باشه ترکش نکن اما اینقد براش میدون باز نذار،فک نکنم بعد یکسال تحت فشار گذاشتنش دور ار از محبت و انسانیت باشهاز یه طرف دیگه وقتی فکر میکنم میبینم اگه من خودم باعث قطع شدن این رابطه شم بعدا خودم از درون از عذاب میکشم چون واسه بدست آوردنش نه تنها زحمتی نکشیدم بلکه باعثش خودم بودم و پشتشو خالی کردم.
s.sepide (سه شنبه 06 اردیبهشت 90)
تشکرشده 27 در 13 پست
سلام الی جان
وقتی تاپیکت رو خوندم یاد خودم افتادم البته مشکل من دقیقا برعکس مشکل شما بود
ولی این نکته رو بهت میگم کمی عاقلانه فکر کن از روی احساس تصمیم نگیر
اگر مادر این آقا از روی اجبار قبول کنن که شما عروسش بشی شما حمایتهای خانواده همسرتون رو از دست می دید
و بر فرض که با خانواده ایشون قطع رابطه کنید ولی اینون یادتون باشه هیچ وقت نمی تونید یک پسر رو از مادرش جدا کنید چون گوشت و استخوان رو نمی شه از هم جدا کرد این چیزها که می گم شاید الان مهم نباشه ولی بعدا خودش رو خیلی بزرگتر از چیزی که هست نشون میده و از هر چیزی مهمتر به خدا توکل کن خودت رو بسپار دست خدا و آرامشت رو از اون بخوا![]()
SIMAMOHAMMADI (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)
تشکرشده 0 در 0 پست
سپیده جان میشه راهنماییم کنی چطوری غیر قابل دسترس باشم؟تنها راه ارتباطی ما تلفنیه.یعنی میگی اگه زنگ زد جواب ندم؟آخه چقد میتونم جوابشو ندم؟در ضمن رو جواب دادنه تلفن خیلی حساسه ها!میگه من زنگ زدم دوست دارم همیشه جواب بدی اگه نتونستی حتما اس ام اس کن که نمیتونی تا من نگرانت نشم!!!
حالا اگه به یکباره غیر قابل دسترس باشم شک میکنه!!!!
تشکرشده 42 در 19 پست
الی گلم، من شاید حرفایی که میزنم از تجربه هام تاثیر گرفته باشه، پس بهتره کارشناسای تالار کمکت کنن، اما اگه من جای تو بودم بهش میفهموندم بدون ازدواج حاضر به ادامه این رابطه نیستم،براش ی بازه زمانی تعیین میکردم،کم کم رابطم کم میکردم تا بفهمه من فقط حرف نمیزنم،که بفهمه نمیتونه هر جور میخواد پیش بره،البته همه اینا و طرز رفتار و بازه زمانی بستگی به نحوه رابطه شما داره
s.sepide (سه شنبه 06 اردیبهشت 90)
تشکرشده 0 در 0 پست
سلام خدمت دوستای گلم.
دوستای عزیز تو این مدت خیلی رو خودم کار کردم و تونستم خیلی خیلی آروم بشم و با این موضوع کنار بیام.
ولی تازگیا زنگ زد و میگفت که قراره برن خواستگاری دختری تو یه شهر دیگه و میگه شرایطه دختر خیلی خوبه و من برای اینکه بتونم ردش کنم براش شرایطه سخت میذارم تا قبول نکنه!!!!!!
منم فقط گفتم موفق باشی و از این جور حرفا...
به نظرتون کارم درسته؟
تشکرشده 196 در 47 پست
نمیخوام ناراحتت کنم ولی حقیقتو قبول کن اون آقا نمیتونه بدون رضایت خونوادش واسه ازدواجش با شما قدم جلو بذاره شاید از اینکه بخواد رو راست حرفش بهت بزنه خجالت میکشه و اون حرفو زده ولی من اگه بجای شما بودم دیگه منتظرش نمیموندم ...نوشته اصلی توسط eli1389
اون اگه واقعا میخواست فقط و فقط با شما ازدواج کنه مطمئن باشه به همین راحتی پا پیش نمیذاشت بره خواستگاری یکی دیگه .. همون بهتر زود این کار رو کرد این جوری تکلیف تو هم روشن میشه
تشکرشده 0 در 0 پست
اینم از بخت بد منه دیگه, تا خواستم یکیو از ته دل دوست داشته باشم باید اینجوری بشه اصلا خوشی به من نیومده
تشکرشده 196 در 47 پست
نوشته اصلی توسط eli1389
عزیزم خودتو ناراحت نکن تو هنوز سن و سالی نداری . مطمئن باش شاهزاده رویاهات که لیاقتتو داره خودش میاد سراغت
مشکل ما دخترها اینه قبل از اینکه مطمئن بشیم دل میبندیماونوقت باید کلی دچار مشکل روحی بشیم تا اون شخصو فراموش کنیم
بخدا توکل کن باور کن همچین آرامشی بهت میده که همه چی رو خیلی زود فراموش کنی از همین الان تصمیم بگیر دیگه بهش فکر نکنی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)