سلام بالهاي صداقت عزيز اگه ميبيني يکم دير به دير کامنت ميزارم يکي از دلايلش بخاطر امتحانم هست ودليل ديگه هم بخاطر اينکه سعي ميکنم به حرفهاي که ميزني عمل کنم .ولي واقعاً سخته وقتي بي تفاوتها و بيخياليهاي شوهرم را ميبينم . درد اعتيادش و اينکه هر چي حقوق ميگيره بيشترش را خرج شربتش ميکنه يک طرف و درد اينکه وقتي يه حرفي ميزنم گوش نمي ده يه طرف . و از خانوادهاش طرفداري ميکنه. دو روز پيش مادر شوهرم زنگ زد و گفت با هم عروسم و دو تا پسرش براي شام مي آيند خونمون منم با اينکه خيلي خسته بودم و وسط هفته بود گفتم تشريف بياريد من براي شام مرغ درست کردم و ... شوهرم گفت که پسر برادرش پيتزا ميخواهد اولش ناراحت شدم اما بعدش گفتم يه دونه بخر اشکال نداره .اونم نامردي نکرد رفت دو تا خريد اومد من سفره را قبل از اينکه شوهرم با پيتزا ها برسه انداخته بودم و غذا را هم گذاشتم مادر شوهرم گفت من نون پنير گردو ميخورم .زن برادر شوهرم هم وقتي پيتزا اومد با پسراش شروع کرد به خوردن پيتزا ،انگار نه انگار که من براي اين غذا زحمت کشيدم من خودم يکم خوردم (کارد ميزديد خونم در نياومد ) خيلي از غذا اضافه اومد آخر سر وقتي ظرفها را جمع کردم مادر شوهرم گفت عذا را ميخواهي چي کار کني منم که خيلي اعصباني بودم گفتم ميريزمش دور .بعد ديدم يه ظرف برداشت و غذا را گذاشت داخلش و با خودشون موقع رفتند بردند . وقتي من شب به شوهرم گفتم که خيلي از دستش نراحتم زن برادرش با اينکه ميدونست من با خستگي اين غذا را درست کردم حداقل براي احترام هم يکمي بايد از غذا ميخورد گفت اشتباه از تو اشتباه از اون نيست . قتي من بهش ميگم دوست ندارم وقتي من نيستم بري خونه برادرت آخه برادرشم همش از اول هفته تا اخر هفته ماموريت ميگه من ميخواهم برم بچه هاي برادرم ببينم .هر چي من ميگم زن برادرت براي من رزش قائل نيست ميگه اشتباه از تو اشتباه از اون نيست تو جلوي من بد اونو ميگي اما من نديدم که جلو من اون بد تو را بگه .هر چي من ميگم اون از سياستش اون جلوو شوهر خودش ميگه نه جلو تو باورش نمي شه








علاقه مندی ها (Bookmarks)