به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 78

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 تیر 90 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1389-12-16
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    1,599
    سطح
    22
    Points: 1,599, Level: 22
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم ميخواد منو تربيت كنه

    شما مشکلت خیلی شبیه منه. اینکه شوهرامون ما رو خیلی به حساب نمیارن کارهایی که الان گفتی در مواقع دعوا با شوهرت میکنی خیلی شبیه کارهای منه ... میدونی دلیل رفتارهای همسرامون خودمون هستیم ... که یک جورایی بهشون رو زیاد دادیم. پیش خودشون فکر میکنند هر کاری بکنیم بازم بر میگیرده همین جا ...
    میدونی مردها وقتی مطمئن بشن که همسرشون دوستشون داره دیگه اصلا همسرشون رو نمیبینند.اما وقتی یکم احساس خطر کنند اونوقت به تکاپو میفتند.
    مییدونم خیلی سخته (چون مثل خودمی) که بخوای از وابستگیت کم کنی...من و تو حتی طاقت قهر رو هم نداریم که بیان نازمون رو بکشن و همیشه خودمون میریم منت کشی...ولی به خدا اشتباهه ...
    منم شوهرم مثل شوهر تو برخورد میکنه اما توی دوران نامزدی این طور نبود چون مطمئن نبود که من مال اون هستم ...یادمه با کوچکترین ناراحتیم میومد عذرخواهی میکرد اما حالا چی؟؟؟؟؟
    شوهر من هم توی مهمونی ها دنبالم نمیاد ولی الان تهدیدش کردم که اگر باهام جایی نیاد منم دنبال اون جایی نمیرم(هرچند به زور منو میبره) یا به دهنش تلخش میکنم
    توی ایران همینه خانومها از جدایی و تنهایی و طلاق میترسند اونقدر که حتی خودمون هم یادمون میره آدم هستیم و به محبت احتیاج داریم . همه ی زندگیمون شده صرف اینکه شوهرمون چی میخواد...
    اونقدر کلاسهای مختلف برو و سرخودتو گرم کن که اصلا فرصت اینکه بشینی و به شوهرت فکر کنی نداشته باشی...بذار برای یکبار هم که شده شوهرت بترسه که ممکنه تو رو از دست بده...
    تا کی باید حسرت بخوریم؟ حسرت بقیه زوجهایی که زندگی عاشقانه دارند؟!

  2. 7 کاربر از پست مفید خاله سوسکه تشکرکرده اند .

    خاله سوسکه (شنبه 24 اردیبهشت 90)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 تیر 90 [ 07:52]
    تاریخ عضویت
    1390-2-17
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,776
    سطح
    24
    Points: 1,776, Level: 24
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: شوهرم ميخواد منو تربيت كنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط خاله سوسکه
    میدونی مردها وقتی مطمئن بشن که همسرشون دوستشون داره دیگه اصلا همسرشون رو نمیبینند.اما وقتی یکم احساس خطر کنند اونوقت به تکاپو میفتند.
    نمي‌دونم خاله سوسكه تا چه حد بايد احساس خطر كنه تا به تكاپو بيفته. من بارها از شوهرم البته توي دعوا بر سر استادش شنيدم كه گفت از تو مي‌گذرم ولي از اون نه! و اينكه من عاشق استادم هستم. در مورد اون جريان كه گفتم 40 روز منو خونه پدريم گذاشت و رفت هم من احساس خطر كردم چون واقعا نمي‌خوام جدا بشم و احساس مي‌كردم اون براش مهم نيست. نه كه مهم نباشه ولي اونقدر يكدنده و لجبازه كه حاضره براي موندن سر حرفش از جون خودش هم بگذره.
    مییدونم خیلی سخته (چون مثل خودمی) که بخوای از وابستگیت کم کنی...من و تو حتی طاقت قهر رو هم نداریم که بیان نازمون رو بکشن و همیشه خودمون میریم منت کشی...ولی به خدا اشتباهه ...
    من منت‌كشي نمي كنم بلكه توي حرف زدن و لوس‌بازي زنونه قهرو فيصله مي دم. مثلا وقتي فيگور قهر و عصبانيت گرفته مي‌رم مي شينم روي پاش و خودمو لوس مي‌كنم...ولي ديگه احساس مي‌كنم داره به غرورم برمي‌خوره و اينكارو تكرار نمي‌كنم . كلا مسئوليت رابطه رو من به دوش مي‌كشم حتي مسئوليت روابط زناشوييمون و من بايد پيش قدم بشم.

    شوهر من هم توی مهمونی ها دنبالم نمیاد ولی الان تهدیدش کردم که اگر باهام جایی نیاد منم دنبال اون جایی نمیرم(هرچند به زور منو میبره) یا به دهنش تلخش میکنم
    ببين عزيزم توي اين زمينه من نمي‌تونم اينكارو بكنم چون همسرم اصلا براش مهم نيست كه مهموني فاميل‌هاي اونا رو هم نريم كلا اجتماعي نيست و اصلا مي‌تونم بگم دوست صميمي نداره .. اصلا دوست نداره. فقط آشناي كاري از هيچكس براي رفت وآمد و معاشرت خوشش نمياد. اتفاقا من جديدا خونه فاميل‌هاي اون هم تنها مي‌رم و تقريبا فاميل خودش هم متوجه شدن كه كوتاهي از همسرمه

    تا کی باید حسرت بخوریم؟ حسرت بقیه زوجهایی که زندگی عاشقانه دارند؟!
    من حسرت نمي‌خورم. چون زندگي عاشقانه و روابط ما توي دوران عقد و اوايل زندگي زبان‌زد همه بود. به هر حال كسي بدون مشكل نيست. همه يه جوري دارن زندگيشونو مي‌سازن. مخصوصا توي اين سايت كه ميام تازه خيلي به زندگيم اميدوار مي شم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    lonely heart

    سلام


    آمده ام تا از اول شروع كنيم و خيلي جزيي به مسائل بپردازيم . پس بايد از يك جايي شروع كنيم . و اگر بخواهيم به نقطه سر خط برويم بايد سر دوربين را به سمت تو بگيريم و به همسرت كاري نداشته باشيم .نه اينكه همسرت بي عيب و نقص باشد . نه . اما اول تو . اين كار چه سودي دارد ؟!‌چرا بايد سر دوربين را به سمت خود بگيريم ؟!


    سود اين كار اين است كه ابتدا ما ببينيم خودمان چه روحيات و اخلاقيات و شخصيتي داريم تا بعد بخواهيم به مرد ديگري كه رو به روي ماست بپردازيم .

    پس نازنين شما هم بايد اينكار را بكني . در هر اتفاق و رويداد ي كه در زندگي ات اتفاق مي افتد به جاي اينكه فكر كني ديگران چه مي كنند به خودت نگاه كن و ببين خودت چرا اينكار را كردي ؟ چرا اينگونه فكري كردي ؟ چرا اينگونه احساس كردي . داستان زندگي زناشويي يك داستاني است كه دو سو دارد . يك سويش تو هستي و يك سويش او .

    ممنون از شما كه قبول زحمت كرده و منو راهنمايي مي‌كنيد. مشكل اصلي من ناتواني در كنترل و مديريت خشممه. وقتي به يه جايي برسم كه عصبانيتم اوج بگيره يا چيزيو مي شكونم يا داد و بيداد مي‌كنم و صدامو بالا مي‌برم و يا قبلا خودمو مي‌زدم. و اين اعمال من باعث مي‌شه كه بعد از جر و بحث و دعوا حتي اگه موضوع اصلي تقصير از من نبوده ولي احساس گناه بكنم و براي فيصله دادن ماجرا پيش‌قدم بشم.

    حال امروز شما از اختلاف و قهر با همسرت صحبت مي كني . بايد ببيني زمينه هاي اختلاف برانگيز بين شما و همسرت كه منجر به اين قهر هامي شود كجاست . ريشه اختلاف را پيدا كن . ببين كجاي كارت باعث حساسيت همسرت ( رابطه ات ) مي شود كه با التيماتوم به تو مي گويد اگر تا بيست دقيقه ي ديگر خانه بودي ......

    ما سر يه مسئله خيلي كوچيك با هم بحثمون شد ولي از اون‌جاييكه من مي‌خواستم صحنه دعوا رو ترك كنم چون مي‌ترسيدم صدام بالا بره بدون فكر از ماشين پياده شدم و بعد كه فكر كردم ديدم شوهرم آدمي نبود كه من بخوام اينجوري قهر كنم و انتظار داشته باشم بياد سراغم. چون پارسال يه شب ساعت 1 نيمه شب منو دم در خونه بابام گذاشت و من نرفتم داخل باهاش تماس گرفتم كه توي كوچه موندم و منتظرم برگردي ولي نيومد سراغم.
    احساس مي كنم مي‌خوا با اينكارش قدرت خودشو نشون بده و مرد بودنشو ثابت كنه
    .


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه كار كنم كه اينقدر حساس نباشم و مادرم رو اذيت نكنم.
    توسط haleh10 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مهر 91, 17:07
  2. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 مهر 91, 00:29
  3. اسرار موفقيت در زندگی
    توسط elina در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 دی 87, 14:13
  4. براي موفقيت بيشتر در امتحانات چه بخورید؟
    توسط sade begham... در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 آذر 87, 06:07
  5. رازهاي صميميت بين همسران
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 آذر 87, 20:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.