يعني چي ؟متاسفانه اميدي هم به بهبود وضعمون ندارم . چون با شناختي كه از شوهرم دارم مي دونم هيچوقت حاضر نيست حتي اگه پشيمون شده باشه غرورشو بشكنه . منم كه هر بار پا پيش مي ذارم ضايع و نااميدم مي كنه . بنابراين هيچي و هيچي ... يه دور باطل ....
يه هفته پيش زنگ زد و گفت رفته دادخواست داده نمي دونم چرا هنوز برگ دادگاه دستم نرسيده ؟شما مي دونين چقدر طول مي كشه ؟ديگه دلم طاقت نداره . تصميم گرفتم اگه قرار شد برم دادگاه هر چي گفته بود رو تاييد كنم و ديگه بيشتر از اين لفتش ندم . خسته شدم ديگه .
دلم بيشتر از همه براي شوهرم مي سوزه . نمي خوام بيشتر از اين اذيتش كنم . نمي خوام با خاطره بد و دعوا از هم جدا شيم .
برام دعا كنيد .
برو خودتو يه نگاه تو آينه بنداز
من هم حال و روزم داغون بود ولي يه دفعه همه چيز به نفع من چرخيد .
دختر و پدري كه با كلي غرور دم از شرط و شروط ميزدن يه دفعه همه چيز رو وا دادن و بدون هيچ شرط و شروطي اختيار زندگيم اومد دست من .
مطمئن باش اگر قرار نبود با فكر جلو بري اين همه طول نميكشيد .
به وقتش خودت ميفهمي كه بايد مردت رو تنبيه كني يا تشويق .
در مورد دادخواست دادگاه هم صبور باش يا بلوف زده شده يا اينكه وقتي اومد غصه اش رو بخور .
ياد بگير در لحظه ، زندگي كني و نكته جالب اينجاست كه من نميدونم دادخواست چي داده ؟
مگه مرد جماعت ميتونه بره دادخواست هم بده ؟
اتفاقا بهت خواهم گفت كه اگر رفتي دادگاه خدايي نكرده ، چيكار كني كه ظرف يك روز الي سه روز برگرده سر زندگيش .
در واقع با دادخواستي كه داده خودش رو توي دردسر انداخته . غصه نخور .
صبور باش هنوز و اميدوار باش . شايد همين دادخواست راه برگشت شما به زندگي باشه .
الكي هم نميخواد بشيني براي خودت اين جمله هاي زير رو ترسيم كني و زينت بدي بهشون .
تصميم گرفتم اگه قرار شد برم دادگاه هر چي گفته بود رو تاييد كنم و ديگه بيشتر از اين لفتش ندم . خسته شدم ديگه .
دلم بيشتر از همه براي شوهرم مي سوزه . نمي خوام بيشتر از اين اذيتش كنم . نمي خوام با خاطره بد و دعوا از هم جدا شيم .
برام دعا كنيد .









علاقه مندی ها (Bookmarks)