دریا جان، سوال سختی پرسیدی.
شما که نه سال با این آقا زندگی کردید، نمی دونید باید ببخشید یا نه، ما چی بگیم؟
حداقل چیزی که هست اینه که سریع و راحت نبخش و فعلا تا مدتی به زبون نیار که بخشیدی. بگو دارم فکر می کنم و باید تصمیم بگیرم که می خوام چیکار کنم. سریع برنگرد. بذار به احتمال رفتنت، طلاقت و ... فکر کنه و بترسه. بهش بگو که من نمی خوام مانع رسیدن تو به خواسته هات بشم. به هر حال الان که هر دومون جوونیم راحت تر می تونیم جدا بشیم و مسیر زندگیمون را عوض کنیم. هیچ اجباری نیست که اگر نمی تونیم به عهد و پیمان زناشوییمون متعهد باشیم به دروغ در کنار هم زندگی کنیم. بذار بدونه که دوستش داری، اما خودت را بیشتر دوست داری و وابسته نیستی و اگر این دوستی بخواد به حریم تو و حق تو ( زندگی زناشویی سالم ) تجاوز کنه، ازش می گذری.
در طی مراحی که دارید راجع به موضوع صحبت میکنید، مشاوره می رید، بررسی می کنید و ... نگذار بفهمه که به چه قسمت موضوع حساسی. کجاها شک کردی. چه زمانهایی چکش کردی. از چی این ماجرا بیشتر بدت می آد و ... احساسات این مدلیت را بهش نگو. چون دفعه بعد می دونه مشکل از کجاست و با دقت بیشتری عمل می کنه. منظورم خدای نکرده خیانت بعدی است. اگه بدونه مثلا شما به گوشیش هر روز سر می زدی، دفعه بعد گوشی را بیشتر دقت می کنه که دم دست نذاره یا اس ام اس پاک کنه و ... در برخورد با مساله خیلی واضح نباش. مبهم باش.
راستی سکوت کن. خیلی باهاش حرف نزنن. سکوتت و مشخص نبودن وضعیتش بیشتر آزارش می ده و بیشتر به زشتی کارش فکر می کنه. دایم باهاش بحث نکن یا موضوع را وسط نکش. فعلا با یک قهر سبک در کنارش زندگی کن. با هم غذا بخورید. باهاش در حد نیاز صحبت کن. مثلا امروز دیر می آم یا مادرت زنگ زد کارت داشت و ... اما نزدیک تر نشو. اتفاقات محل کار، یا فیلم دیشب تلویزیون، یاد آوری پرداخت قسطها و ... را فعلا نگو. این فاصله یه مدت لازمه تا هم تو فکر کنی و هم اون.









علاقه مندی ها (Bookmarks)