نجمه خانم،
قهر را که فعلا بی خیال شو.
فکر اصلاح مادرشوهر را هم از سرت بیرون کن. ایشون یک عمر شخصیتشون این جوری شکل گرفته، حالا دیگه قابل عوض کردن نیست. تنها کاری که می تونی بکنی اینه که در روابطت با ایشون کاری کنی که کمترین آسیب را ببینی. خیلی خودت را درگیرش نکن.
اما در مورد همسرت و بی مسئولیتی ایشون، قضیه را جدی بگیر. یعنی چی که درس و کار با هم سخته. اکثر دانشجوها شاغلند. این چه حرفیه؟ سخت بود، می خواست ازدواج نکنه.
لی لی به لالاش نذار. شما نوشتی وقتی ازدواج کردیم همسرم دانشجو بود. الان هم سه ساله دانشجو است. به قول معروف آپولو که هوا نمی کنه. ایشون اگه دلش می خواست زندگی کنه حتما سعی می کرد درسش را تموم کنه. از این تنبلی و الکی زندگی کردن خوشش می آد.
علت دفاعش از شما هم شاید همینه. میخواد مساله را کنترل کنه که مبادا شما بگید بریم یا خانواده اش برای رفتن شما جدی بشن. می خواد فضا را برای تنبلی خودش آروم نگه داره.
این که کار کردی و حقوقت را خرج تحصیل شوهرت کردی هم اشتباه بوده و کمک کردی و دامن زدی به بی مسئولیتی ایشون. عجب مرد بی غیرتی که از زنش پول می گیره و خودش میگه کار کردن سخته !!
باز هم اگه دوست داشتی برو سرکار. حتی اگه حقوقت ناچیز باشه. از سروکله زدن با مادرشوهر که بهتره. در ضمن توی فضای کار رشد اجتماعی فرهنگی بیشتری خواهی داشت. اما !!
حقوقت را اصلا به شوهرت نده. تنبل تر از اینی که هست می شه. یا پس انداز کن واسه خودت یا اگه به زور ازت می گیرن، سریع خرجش کن که اصلا چیزی نمونه که بدی به اونا. خرج سر و وضعت کن. لباس بخر، طلا بخر ... اصلا و ابدا به شوهرت کمک مالی نکن.
تنبلی و بی مسئولیتی شوهرت را جدی بگیر.








علاقه مندی ها (Bookmarks)