سلام ، شبتون بخیر
قبل از هر چیز بابت انتخاب این نام کاربری زیبا به شما تبریک می گویم.چنین نام های زیبایی بسیار نایابند.
خب شما در پست اول یک جورایی پاسخ خود را داده اید :
ببینید انسان خودش یک سری عقاید دارد ، جامعه هم یک سری عقاید دارند . انسان موجودی اجتماعی است و نیاز به جامعه دارد . ولی انسان به این نیاز ندارد که عقاید خودش را مطرح کندشاید هم کلا خصوصیت بحثهای سیاسی همین باشه ولی به نظر خودم مشکل من و همه اینه که طریقه درست بحث کردن رو هنوز یاد نگرفتیم و بهترین راه اینه که سکوت کنیم تا مبادا کسی راجع بهمون فکر بد بکنه
البته خیلی ها مثل کف دست صافند و هرچه به ذهنشان می رسد را عنوان می کنند.طبق مقاله ای که در همین وبسایت عنوان شده این افراد ، افرادی با روح بزرگ و اربابی هستند.منتها چیزی که این ارباب ها به دست می آورند چندان مطلوب نخواهد بود.تنهایی!
برای مطالعه ی این مقاله به لینک زیر مراجعه فرمایید :
http://www.hamdardi.net/thread-16221.html
خب تاپیک شما دو بخش است.بخش اول که فرمودید سر مسایل سیاسی با خانواده تان مشکلی دارید و بخش دوم که فرمودید مهم ترین مساله جامعه سیاست است
من با بخش دوم کاری ندارم چون هم در تخصص من نیست ، هم غیر مرتبط با عنوان تاپیک و هم مربوط به انجمن آزاد
اگر به بالای همین صفحه نگاه کنید :
تالار گفتگوی همدردی:سایت تخصصی مشاوره ازدواج و مشاوره خانواده » روانشناسی ، آرامش و کمال انسان » روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
» عدم درک متقابل
را مشاهده می کنید . خب به نظرم یکی از معیار های بحث سیاسی درست این است که این موضوع در جای مناسب خودش مطرح شود.بالاخره هر چیز جا و مکانی دارد
و اما قسمت اول سوال شما :
پاسخ واضحه . شما نباید با خانواده تان بحث سیاسی و دینی بکنید . حالا سوال اینجاست که چرا نمی توانید جلو این بحث را بگیرید ؟
خب یک نفر می خواهد هزینه ای انجام دهد.همواره نگاه می کند تا ببیند که آیا این هزینه ارزش چیزی که در آخر به دست می آید را دارد یا خیر
شما وقت خودتان و دیگران را هزینه می کنید ، تا بحث سیاسی انجام دهید . آخر این هزینه چه به دست می آورید :
همانطور که می بینید نظر هیچ کس نسبت به هیچ چیز تغییر نکرده و نمی کند!
تنها چیزی که به دست می آورید ناراحتی خانواده و صد البته خودتان است.پس کاری که شما دارید انجام می دهید درست مثل این است که : به کسی 1 میلیون تومان بدهید تا شما را کتک بزند!
اینکه "نباید این بحث را راه بیندازید" را فکر کنم خودتان هم می دانستید.حالا باید برویم سراغ این موضوع که چرا نمی توانید در آن لحظه خودتان را کنترل کنید ؟
از اینجا شروع می کنیم.لطفا بنویسید در لحظه ای که اطرافیان شما بحث سیاسی مخالف عقیده شما می کنند ، اولین صحنه ای که در ذهن شما نقش می بندد چست ؟
1 - حس می کنید به شما توهین شده؟
2 - حس می کنید به منافعتان دارد لطمه وارد می شود و گروهی از خود راضی منافع آینده ی شما را تحت تاثیر قرار می دهند؟
یا شاید :
3 - حس می کنید که شما به عنوان یکی از نزدیکان ، وظیفه دارید اطرافیانتان را از اشتباه خارج کنید ؟
شاید دوست دارید درونا مطرح شوید و :
4 - دوست دارید با نزدیکانتان یک بحث سیاسی موفق داشته باشید و منطق محکم خود را به آن ها ثابت کنید؟
شاید هم در سطح عام به قضیه نگاه می کنید و :
5 - گمان می کنید که نزدیکانتان ، حق آن هایی که از جان خود گذشتند را پایمال می کنند ؟
6 - این بحث ها به جامعه خدشه وارد می کند ؟
و ....
پس برای شروع شما برایمان بنویسید اولین چیزی که به ذهن شما خطور می کند و محرک این موضوع می شود که بر خلاف تصمیمتان در این بحث ها وارد شوید چیست
امیدوارم مفید بوده باشد
با تشکر از توجه شما
ارادتمند
![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)