به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30

موضوع: مخالفت مادر

  1. #21
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array

    RE: مخالفت مادر

    نقل قول نوشته اصلی توسط s.sepide
    الی عزیز من کاملا می فهمم ترک کردن کسی که عاشقشی چقد سخته،خودم که هیچ وقت نتونستم اینکارو انجام بدم و لطمه خیلی بدی .
    فقط میتونم چندتا توصیه بهتون بکنم،الی عزیز اول باید بدونی که این حرفارو از کسی میشنوی که تا به خاطر عشق از همه چیش گذشت،پس فکر نکن ایارو از دل خوش میگم،اینا تجربه هایی هستن که قیمت خیلی گزافی پاشون دادم.
    الی جان تو این دنیا هیچ کس مهمتر از خودت نیست،به این فک کن اگه 1سال دیگه تو به پای این اقا وایسی اما این اقا نتونه مامانش راضی کنه تو چه وضعی خواهی داشت،بدترین حالت رو تصور کن،فکر کن یکسال دیگه یهو بیاد بگه مامانم مجبورم کرد فلان دخترو عقد کنم،اون وقت تویی که باختی عزیزم،من وقتی نامزدم اومد خواستگاریم دوس داشتم به پای عشقم بمونم به امید اینکه 1روز شاید برگرده،حتما الان میگی مورد من بهتره مورد اطمینان تره،اما الی عزیز من به ع ایمان داشتم،میدونی ایمان یعنی چی؟
    وقتی نامزدم اومد خاستگاریم دوس داشتم ردش کنم اما با خودم گفتم اگه رد کنم 2سال دیگه بفهمم ع ازدواج کرده اون وقت منم که باختم،این بدترین تصوری بود که داشتم،از همین ترسیدم و نامزدم قبول کردم،بعد 7 ماه میدونی چی فهمیدم؟ ع منو بخاطر اینکه با 1دختر دوست شده بود ول کرده بود،این داغونم کرد اما همین که برای اولین بار از وقتی که ع تو زندگیم اومده بود تصمیم درست گرفته بودم و نامزد کرده بودم 1کم اومم میکرد.

    نکته دیگه این هست که اقایی که تو میخوای اگه بتونه مادرش راضی کنه به وقت بیش از حدی نیاز نداره بچه که نیست موقعیت ازدواجم داره،الی عزیز از اگه بیش از چند ماه طول بکشه از دو حالت خارج نیست یا این اقا داره بازیت میده،یا توانایی و عرضه تصمیم گیری برای خودش نداره، مامانم راضی نمیشه،مامانم مقتدره،مامانم تو خانواده حرف اول و اخر میزنه،اینا همش بهونه است.
    میپرسیدی چطور زرنگ باشم؟بزرگترین زرنگی که میتونه داشته باشی اینه که خودت از در دسترس بودن او اقا دور کن،بذار بفهمه تو به هر سازش نمیرقصی،اگه واقعا طالب تو باشه به روند به دست اوردنت سرعت میده،اگرم نه،میفهمه تو اینقد ساده نیستی که بازیچه بشی.
    الی عزیز بازم میگم تو اینجور موقعیتها هیچ کس مهمتر از خودت و عزت خودت نیت.

    این یادم رفت بگم این که ع من بخطر ی دوست دختر ول کرد از بدترین چیزی که میتونستم تصور کنم هزاران برابر بدتر بود.
    سلام فقط خاستم بگم حرفات خیلی جالب و با معنی بود افرین به منطقت ایامت شاد باشه
    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  2. کاربر روبرو از پست مفید ویدا@ تشکرکرده است .

    ویدا@ (یکشنبه 04 اردیبهشت 90)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    ممنون سپیده جان از راهنمایی خوبت.دوستای عزیز تالار میگن رابطه رو قطع کنم ,ولی من از یه طرف غیرممکن میدونم این کارو چون شدیدا دوسش دارم البته تو تالار مقاله ای خوندم در مورد وابستگی و دلبستگی با توجه به این من خودم فکر میکنم دوست داشتنم علاقه ی قلبیه و از روی هوس نیست، از یه طرف دیگه وقتی فکر میکنم میبینم اگه من خودم باعث قطع شدن این رابطه شم بعدا خودم از درون از عذاب میکشم چون واسه بدست آوردنش نه تنها زحمتی نکشیدم بلکه باعثش خودم بودم و پشتشو خالی کردم.
    دوستای تالار به نظر خودم بهتره تمام سعیمو واسه رسیدن بهش بکنم تا بعدا بهانه ای واسش نمونه که باعثش تو بودی!ولی نمیدونم باید چیکار کنم و چطوری بهش دلگرمی بدم؟
    من همیشه بهش میگم تمام حرفاتو با قاطعیت بگو ولی میگه هیچ فرقی نداره چه با قاطعیت چه بی قاطعیت،اونا حرفای خودشونو میزنن و حتی چند مورد رو بهش پیشنهاد کردن،میگه خودم اونا رو رد کردم و تو رو پیشنهاد دادم ولی مامانش به خاطر اختلاف سنیمون مخالفت کرده ،میگه اگه زیاد اصرار کنم شک میکنن و میگن تو باهاش رابطه داری!

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مرداد 90 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1389-11-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,962
    سطح
    26
    Points: 1,962, Level: 26
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 42 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    الی عزیز کاملا شرایط تورو درک میکنم، عزیزم عشق تو از روی هوس نیست،مطمئنی عشق اون اقا هم از هوس نیس؟ نگو مطمئنم چون ال میکنه چون بل میکنه،هیچ تضمینی نیست،گلم مردها قابل اطمینان نیستن،زمانی میتونی بگی واقعا عاشقت بوده که سر سفره عقد بله گفته باشی،چرا نمیفهمی: قاطعیت فایده نداره،به خاطر تو اینایی که مامانم میگه رو رد کردم،اینا همش بهونه اس،اینا بازین،فک نکن این قصه ها فقط به تو گفته شده،ما دخترا چقد ساده ایم
    نمیدونی من چه قصه ها شنیدم،اگه تو یکسال رابطه داری نمیتونی دل بکنی من 3 سال رابطه داشتم نتونستم دل بکنم،تا اخرش مثل ی اشغال بیرونم انداخت، حتی بازم نمیتونستم ازش دل بکنم.
    باشه بیا فرض کنیم اون اقای طرف تو دروغی تو کارش نیست،بازم چه لزومی داره اینقد در دسترسش باشی؟الی جان اشتباه من تکرار نکن مردها اگه مال قرن سی ام باشن برا ازدواج میرن سرغ دخترای خارج از دسترس،حال و هولشونو با قابل دسترسا میکنن بعدم میذارن میرن،من نمیخام به تو توهین کنم،خودم ی روزی برا ع هرکاری کردم،منم قابل دسترس بود،و بد چوبشو خوردم،تو هر کار کنی منو ککم نمیگزه،تو خوشبخت باشی یا بدبخت چه تاثیری برای من داره؟من فقط دلم برای یکی مثل خودم میسوزه.
    بارها پیش خودم گفتم اگه من براش قابل دسترس نبودم شاید الان به هم رسیده بودیم،فک نکن من راحت راضی شدم،اما عزیزم تو نهایت خباثت ی مردو حتی تصورم نمی تونی بکنی.

    اینکه میگی حمایتش میکنم تا درست شه اشتباه محض تو هست،الی عزیز ساده نباش،اون اگه بخاد بازیت بده تو حمایتش کنی یا نه چه فرقی میکنه؟

    از یه طرف دیگه وقتی فکر میکنم میبینم اگه من خودم باعث قطع شدن این رابطه شم بعدا خودم از درون از عذاب میکشم چون واسه بدست آوردنش نه تنها زحمتی نکشیدم بلکه باعثش خودم بودم و پشتشو خالی کردم.
    باشه ترکش نکن اما اینقد براش میدون باز نذار،فک نکنم بعد یکسال تحت فشار گذاشتنش دور ار از محبت و انسانیت باشه

  5. 3 کاربر از پست مفید s.sepide تشکرکرده اند .

    s.sepide (سه شنبه 06 اردیبهشت 90)

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 مهر 90 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1390-1-30
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,576
    سطح
    22
    Points: 1,576, Level: 22
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 27 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    سلام الی جان
    وقتی تاپیکت رو خوندم یاد خودم افتادم البته مشکل من دقیقا برعکس مشکل شما بود
    ولی این نکته رو بهت میگم کمی عاقلانه فکر کن از روی احساس تصمیم نگیر
    اگر مادر این آقا از روی اجبار قبول کنن که شما عروسش بشی شما حمایتهای خانواده همسرتون رو از دست می دید
    و بر فرض که با خانواده ایشون قطع رابطه کنید ولی اینون یادتون باشه هیچ وقت نمی تونید یک پسر رو از مادرش جدا کنید چون گوشت و استخوان رو نمی شه از هم جدا کرد این چیزها که می گم شاید الان مهم نباشه ولی بعدا خودش رو خیلی بزرگتر از چیزی که هست نشون میده و از هر چیزی مهمتر به خدا توکل کن خودت رو بسپار دست خدا و آرامشت رو از اون بخوا

  7. کاربر روبرو از پست مفید SIMAMOHAMMADI تشکرکرده است .

    SIMAMOHAMMADI (دوشنبه 05 اردیبهشت 90)

  8. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    سپیده جان میشه راهنماییم کنی چطوری غیر قابل دسترس باشم؟تنها راه ارتباطی ما تلفنیه.یعنی میگی اگه زنگ زد جواب ندم؟آخه چقد میتونم جوابشو ندم؟در ضمن رو جواب دادنه تلفن خیلی حساسه ها!میگه من زنگ زدم دوست دارم همیشه جواب بدی اگه نتونستی حتما اس ام اس کن که نمیتونی تا من نگرانت نشم!!!
    حالا اگه به یکباره غیر قابل دسترس باشم شک میکنه!!!!

  9. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مرداد 90 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1389-11-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,962
    سطح
    26
    Points: 1,962, Level: 26
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 42 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    الی گلم، من شاید حرفایی که میزنم از تجربه هام تاثیر گرفته باشه، پس بهتره کارشناسای تالار کمکت کنن، اما اگه من جای تو بودم بهش میفهموندم بدون ازدواج حاضر به ادامه این رابطه نیستم،براش ی بازه زمانی تعیین میکردم،کم کم رابطم کم میکردم تا بفهمه من فقط حرف نمیزنم،که بفهمه نمیتونه هر جور میخواد پیش بره،البته همه اینا و طرز رفتار و بازه زمانی بستگی به نحوه رابطه شما داره

  10. کاربر روبرو از پست مفید s.sepide تشکرکرده است .

    s.sepide (سه شنبه 06 اردیبهشت 90)

  11. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    سلام خدمت دوستای گلم.
    دوستای عزیز تو این مدت خیلی رو خودم کار کردم و تونستم خیلی خیلی آروم بشم و با این موضوع کنار بیام.
    ولی تازگیا زنگ زد و میگفت که قراره برن خواستگاری دختری تو یه شهر دیگه و میگه شرایطه دختر خیلی خوبه و من برای اینکه بتونم ردش کنم براش شرایطه سخت میذارم تا قبول نکنه!!!!!!
    منم فقط گفتم موفق باشی و از این جور حرفا...
    به نظرتون کارم درسته؟

  12. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 مهر 90 [ 13:02]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    1,775
    سطح
    24
    Points: 1,775, Level: 24
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    195

    تشکرشده 196 در 47 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli1389
    سلام خدمت دوستای گلم.
    دوستای عزیز تو این مدت خیلی رو خودم کار کردم و تونستم خیلی خیلی آروم بشم و با این موضوع کنار بیام.
    ولی تازگیا زنگ زد و میگفت که قراره برن خواستگاری دختری تو یه شهر دیگه و میگه شرایطه دختر خیلی خوبه و من برای اینکه بتونم ردش کنم براش شرایطه سخت میذارم تا قبول نکنه!!!!!!
    منم فقط گفتم موفق باشی و از این جور حرفا...
    به نظرتون کارم درسته؟
    نمیخوام ناراحتت کنم ولی حقیقتو قبول کن اون آقا نمیتونه بدون رضایت خونوادش واسه ازدواجش با شما قدم جلو بذاره شاید از اینکه بخواد رو راست حرفش بهت بزنه خجالت میکشه و اون حرفو زده ولی من اگه بجای شما بودم دیگه منتظرش نمیموندم ...

    اون اگه واقعا میخواست فقط و فقط با شما ازدواج کنه مطمئن باشه به همین راحتی پا پیش نمیذاشت بره خواستگاری یکی دیگه .. همون بهتر زود این کار رو کرد این جوری تکلیف تو هم روشن میشه

  13. #29
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    اینم از بخت بد منه دیگه, تا خواستم یکیو از ته دل دوست داشته باشم باید اینجوری بشه اصلا خوشی به من نیومده

  14. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 مهر 90 [ 13:02]
    تاریخ عضویت
    1389-11-07
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    1,775
    سطح
    24
    Points: 1,775, Level: 24
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    195

    تشکرشده 196 در 47 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli1389
    اینم از بخت بد منه دیگه, تا خواستم یکیو از ته دل دوست داشته باشم باید اینجوری بشه اصلا خوشی به من نیومده

    عزیزم خودتو ناراحت نکن تو هنوز سن و سالی نداری . مطمئن باش شاهزاده رویاهات که لیاقتتو داره خودش میاد سراغت

    مشکل ما دخترها اینه قبل از اینکه مطمئن بشیم دل میبندیم اونوقت باید کلی دچار مشکل روحی بشیم تا اون شخصو فراموش کنیم

    بخدا توکل کن باور کن همچین آرامشی بهت میده که همه چی رو خیلی زود فراموش کنی از همین الان تصمیم بگیر دیگه بهش فکر نکنی


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.