الی عزیز کاملا شرایط تورو درک میکنم، عزیزم عشق تو از روی هوس نیست،مطمئنی عشق اون اقا هم از هوس نیس؟ نگو مطمئنم چون ال میکنه چون بل میکنه،هیچ تضمینی نیست،گلم مردها قابل اطمینان نیستن،زمانی میتونی بگی واقعا عاشقت بوده که سر سفره عقد بله گفته باشی،چرا نمیفهمی: قاطعیت فایده نداره،به خاطر تو اینایی که مامانم میگه رو رد کردم،اینا همش بهونه اس،اینا بازین،فک نکن این قصه ها فقط به تو گفته شده،ما دخترا چقد ساده ایم
نمیدونی من چه قصه ها شنیدم،اگه تو یکسال رابطه داری نمیتونی دل بکنی من 3 سال رابطه داشتم نتونستم دل بکنم،تا اخرش مثل ی اشغال بیرونم انداخت، حتی بازم نمیتونستم ازش دل بکنم.
باشه بیا فرض کنیم اون اقای طرف تو دروغی تو کارش نیست،بازم چه لزومی داره اینقد در دسترسش باشی؟الی جان اشتباه من تکرار نکن مردها اگه مال قرن سی ام باشن برا ازدواج میرن سرغ دخترای خارج از دسترس،حال و هولشونو با قابل دسترسا میکنن بعدم میذارن میرن،من نمیخام به تو توهین کنم،خودم ی روزی برا ع هرکاری کردم،منم قابل دسترس بود،و بد چوبشو خوردم،تو هر کار کنی منو ککم نمیگزه،تو خوشبخت باشی یا بدبخت چه تاثیری برای من داره؟من فقط دلم برای یکی مثل خودم میسوزه.
بارها پیش خودم گفتم اگه من براش قابل دسترس نبودم شاید الان به هم رسیده بودیم،فک نکن من راحت راضی شدم،اما عزیزم تو نهایت خباثت ی مردو حتی تصورم نمی تونی بکنی.
اینکه میگی حمایتش میکنم تا درست شه اشتباه محض تو هست،الی عزیز ساده نباش،اون اگه بخاد بازیت بده تو حمایتش کنی یا نه چه فرقی میکنه؟
باشه ترکش نکن اما اینقد براش میدون باز نذار،فک نکنم بعد یکسال تحت فشار گذاشتنش دور ار از محبت و انسانیت باشهاز یه طرف دیگه وقتی فکر میکنم میبینم اگه من خودم باعث قطع شدن این رابطه شم بعدا خودم از درون از عذاب میکشم چون واسه بدست آوردنش نه تنها زحمتی نکشیدم بلکه باعثش خودم بودم و پشتشو خالی کردم.









علاقه مندی ها (Bookmarks)