خواهر عزيزم سيما جان!نوشته اصلی توسط SIMAMOHAMMADI
نوشته هاي قبلي رو با دقت بخون... اصلا بحث، موضوع محرم و نا محرم نيست!
موضوع يه اختلاف و بيشتر شبيه لج بازيه...
يك بار قبلا گفتم با دقت بخوني بد نيست
شما يك چند تا قول اون به فقط به خاطر عشق دادي... خب كاري ندارم اشتباه بوده يا درست... چون از يك طرف اشتباهه كه انسان آرزوها و خواسته هاش رو به خاطر ديگري كنار بذاره... و از طرفي درسته كه بعضي موقع ها براي رسيدن به عشقش از روي خودش هم رد بشه
اما در مورد شما... با مشاور به اين شكلي كه گوش مي كني و عمل مي كني نتيجه نمي گيري... شايد اينجا هم چيزي دستگيرت نشه! پس با دقت مطالب رو بخون و با دقت عمل كن...مطمئن باش مشكل سريع حل مي شه!
مواردي كه قول دادي رو مو به مو عمل كن... به ايشون خيلي محكم! خيلي محكم بگو : من نمي تونم كل جمعيت ايران رو مجبور به انجام خواسته هاي شما كنم پس اگر از چيزي ناراحتي يا خودت به ايشون بگو... يا كلا فراموشش كن! يك بار براي هميشه موضوع را مي بنديم و ديگه بازش نمي كنيم!
راستش به يه مرد وقتي رو مي دي... آستر هم مي خواد! پس نده (اينو رو يواشكي گفتم)
دوستش داري... پس مراحل زير:
1. بدون اينكه بترسي از حرف ديگران براي احترام به همسرت قولهات رو انجام بده...
2. سعي نكن بقيه متوجه نارضايتي تو بشوند... بگو من به خاطر همسرم اين كار رو مي كنم! خيلي هم دوست دارم...
3. هرگز جلوي ديگران گله نكن.. شكايت نكن
4. تمام مراحل فوق بايد طوري عمل كني كه ايشون متوجه بشه تو داري از عقايد خودت براي او صرف نظر مي كني... بايد متوجه بشه... حتي اگر لازم باشه.. تو جمع مي گي من به خاطر شوهرم اينطوري ترجيح مي دم! بذار بشنوه...
5. تو اين مرحله شوهرت آروم مي شه و از داد و بيداد خبري نيست... مراحل فوق رو اگر درست انجام بدي بسته به سياستي كه اعمال مي كني يك هفته تا ده روز طول مي كشه
6. كنترل اوضاع را بعد از آرامش به دست بگير... حالا تو هستي كه تصميم مي گيري چگونه و چطور بپوشي
اما چطوري! يكي از راهكارها مذاكره است ( فوري نگو داد مي زنه ها.. تو هنوز آرومش نكردي چون) مي گي من مي تونم جلوي فلاني و فلاني ... كمي راحت تر باشم... بي شك مي گه اشكالي نداره...
محدوديت ها رو دونه دونه بر مي داري... نه يه دفعه!
7. تو اين مرحله شوهرت بايد مطمئن بشه كه برداشتن اين محدوديتها به زندگيتون لطمه نمي زنه.. شما زيبا تر مي شي و بيشتر به شوهرت توجه مي كني! خيلي بايد تو اين مرحله دقت كني كه البته خيلي هم فعلا باهاش فاصله داري...
8. در مورد خانواده ات بايد بگم دختر خوب... اين مشكلات به فقط به سيما خانوم اختصاص نداره و خيلي ها اين مشكلات رو دارند.. از طرفي رعايت بيشتر از حد خانواده شما لطمه مي زنه و از طرفي عدم رعايتشون زندگي رو به كامت تلخ مي كنه... فعلا سعي كن تا طي مراحل اوليه و ايجاد آرامش تو خونه خودت... تنشها و ارتباطات با هر دو خانواده رو به حداقل برسوني...و بعد خيلي منطقي، بدون توهين، با چاشني دلبري و ناز دخترونه كه خودت بي شك استادي... (همه خانومهاي ايراني بي نظيرن در اين رابطه) بهش بگو عزيزم تو كه با خواهر من ازدواج نكردي... ايشون هم قولي نداده بهت! من هم نه چيزي مي گم... نه خواهم گفت و نه دوست دارم بگم... پس كلا چيزهايي كه مربوط به من نمي شه رو فراموش كن و من اين قولها رو دادم روي چشمم انجام مي دم...
سيما جان! خوب بخون... خوب گوش كن... خوب تجزيه تحليل كن... اگر خوب بود انجام بده!
و اين پيش فرض رو داشته باش كه نمي توني يك دفعه بزني زير همه چيز! پس بساز اما نسوز!









این رو هم اضافه می کنم که رابطه من با خانواده همسرم خیلی خیلی خوب هستش من اونها رو دقیقا مثل خانواده خودم دوست دارم ولی همسرم اینطور نیست اصلا سعی نمی کنه که با خانواده من رابطه برقرار کنه 

علاقه مندی ها (Bookmarks)