همسرم خیلی گند زده و از بازگشت می ترسه البته اینها استنباط منه چون خودش می گه با این مسائلی که پیش اومده دیگه نمی شه برگشت
من همسرم را رها کردم ولی گاهی به خودم می گویم این رها کردن باعث شد سمت این کارها برود دلیل رها کردنش هم این بود که می گفت اینقد به من نچسب
من توی این مدت خیلی بزرگ شدم و تمرکزم روی خودم بود دیگه کمتر غرغر می کنم البته گاهی هم از دستم در می ره
نمی دانم این تمرکز روی خودم و رها کردنش تا چه اندازه و چه زمانی درسته می ترسم از اون ور بام بیفتم
من سهم خودم را در فرار دادن شوهرم می پذیرم امیدوارم بتونم سهمی در بازگشتش داشته باشم ( خوشحالم که هنوز از نظر شما این زندگی جای حفظ کردن داره چون بعضی ها می گن دیگه زندگی با این مرد فایده نداره )








علاقه مندی ها (Bookmarks)