با سلام
من اکنون این تاپیک را از بالهای صداقت گرامی که یکی از پیشکسوتهای زحمت کش و با دقت تالار هستند مشاهده کردم.
کسانی که مطالب بالهای صداقت را مطالعه کردند متوجه می شوند که او بیشتر مطالبی را بیان می کنند که کاربردی هستند و او سخاوتمندانه تجارب خود را برای کمک به دیگران بیان می کنند.
اما با اجازه ایشون من هم مکملی بر این پست بزنم که خدایی نکرده موجب سوء تفاهم برای اعضاء به خصوص تازه وارد ها نشود.
تعادل به عنوان ریشه مهارتها
در خانواده یکسری از معیارها و پایه های اساسی داریم که باید در هنگام عمل به مهارتهایمان، از انها غافل نشوید.
مثلاً:
- عدم وابستگی (وجود دلبستگی)
- مسئولیت پذیری
- انعطاف پذیری
- صبر
- خویشتنداری
- تقسیم وظایف
- کنترل احساس
و .....
در مثالی که بالهای صداقت آورده اند. در واقع می خواستند به عدم وابستگی اشاره کنند. و با تجارب ارزنده ای که ایشون داشتند توانسته اند بر آن غلبه کنند. غلبه بر این وابستگی به تنهایی موجب ساختن لحظات شاد برای ایشان شده است.
اما به نظر بنده هزینه ساخت این لحظات شاد برای بالهای صداقت گرامی، بالا بوده است. یعنی می توانستند ایشون با توجه به معیارهای دیگر این لحظات شاد را با هزینه های کمتری ایجاد کنند.
برای این منظور باید معیارهای دیگری چون انعطاف پذیری ، صبر و کنترل احساس خود را هم کمی هزینه می کردند.
اینگونه اگرچه روز اول ممکن بود به اندازه کافی مطلوب و دلچسب نباشد، اما بقیه روزها خانواده به صورت همگن در می آمد.
در روشی که بالهای صداقت گرامی اجرا کردند، شاید موردی و برای شخص ایشان گزینه خوبی باشد، اما برای بهره برداری دیگران باید به این نکته توجه کرد که گاهی اشتباها موجب فاصله بین اعضاء خانواده خواهد شد.
اینکه گفته می شود:
سخت گیرد دنیا بر مردمان سخت گیر
یا این بیت که می گوید:
سخت گیری و تعصب خامی هست
تا جنینی ، کار خون آشامیست.
اشاره به این دارد که در چنین مواقعی مهارت انعطاف پذیری بسیار اثر بخش تر و کم هزینه تر هست.
البته انعطاف به معنی تسلیم نیست. (که فعلا قصد باز کردن این مهارت را نداریم، و قبلا توضیحاتی داده ایم.)
انعطاف در نگاه اول به نظر می رسد عقب نشینی هست. و امتیاز دادن. اما در یک خانواده به مرور زمان اگر با سایر مهارتها توام شود مهمترین چسب برای همگنی خانواده هست.
نامه بالهای صداقت به همسرشان موید این نکته هست که ایشان زیرکانه به این مسئله نگاه کرده اند. و تمایل به همگرایی خانواده داشته اند. اما تصمیمشان واگرا بوده است و البته انعطاف مختصری هم داشته است.
خلاصه و نتیجه گیری:
گاهی اینکه موضوعی را در زندگی به صورت یک مشکل و معضل در نیاوریم ساده تر از اینست که آن مشکل را بخواهیم حل کنیم.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)