یک نامه برای مادرت بنویس...
برایش جملات محبت آمیز بنویس.
ازش تشکر کن به خاطر زحماتش.
بگو که قدرش رو می دونی.
در آخر هم بگو ولی از این مسائل رنج می بری و ...
دختر مهربون خیلی به خودت سخت می گیری.
از مادرت گله می کنی که چرا تو رو در آغوش نمی گیره و نوازش نمی کنه.
ولی خودت هم توان این رو نداری که این کار رو برای او بکنی؟
درسته که پدر مادرت بهت یاد ندادند، ولی حالا که خودت متوجه شدی که آدم به این محبتها احتیاج داره. پس تو یاد اونها بده...
یک کسی باید قدم اول رو بگذاره یا نه؟
باور کن چون تا حالا این کار رو نکردی، یا اینکه خیلی کم بوده، برایت سخته.
اگر چند بار این کار رو انجام بدهی، دیگه خجالتت هم می ریزه.
من اون دفعه هم گفتم. هر روز وقتی میای خونه، مادرت در رو باز می کنه، یا حالا وقتی که می بینیش، رویش رو ببوس.
پدرت وقتی میاد خونه، یا توی خونه کاری انجام می ده، بهش بگو خسته نباشید. یک لیوان آب بده دستش...
برای اونها این کار خیلی ارزش داره.
تو خیلی کارها می تونی بکنی. یک دختر چشم و چراغ خونه است. اینقدر می تونی فضای خونه رو عوض کنی...
یک کارهای بزرگی می تونی بکنی که خودت هم فکرش رو نمی کنی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)