به نظر من شناختن ادما به خصوص وقتی که از یه جنس دیگه باشن خیلی سخته و وقتی سختتر میشه که احساس هم در روند شناخت ایجاد بشه که مطمئنا بررسی درست و منطقی طرف مقابل رو مختل میکنه
خیلی وقتا زیاد نزدیک شدن به ادما (به جای اینکه باعث بشه اونها رو بشناسی ) باعث میشه از شخصیت واقعیشون دور بشی .میشه گفت اکثر روابطی که در اون دو طرف خودشون رو تنها با خصوصیات ظاهری به هم میشناسونن محکوم به شکست هستن چون اگه با هم صادق نباشن که هیچ (با توجه به اینکه در طول اشنایی تحقیق و تحلیل منطقی جدی و بدور از احساس غالبا وجود نداره با فرض اینکه خانواده ها هم نقشی ندارن)اما اگه دروغی در کار نباشه وهردو حقیقت رو راجع به خودشون بگن باز هم شناخت خوبی صورت نمیگیره چون:
1_خیلی از خصوصیات خودشون رو که شاید برای طرف مقابل قابل بحث باشه به دو دلیل مطرح نمی کنن اول اینکه شاید خیلی مهم نیست و ازشون هم پرسیده نشده و دوم اینکه در طول زندگی خودشون رو تغییر میدن و یا طرف مقابل رو بالاخره مجاب میکنن
2_تمام اون چیزی رو که فکر میکنن برای شناسوندن خودشون به طرف مقابل لازم هست رو میگن اما بازم شناخت خوبی صورت نمیگیره چون شخص شرط لازم برای ازدواج یعنی بلوغ عقلی و اجتماعی رو نداره
نمیدونه چرا ازدواج ؟ وبا چه کسی؟ وقتی هنوز خودش رو نشناخته چطور میتونه شناخت رو برای طرف مقابل ایجاد بکنه؟
چطور میتونه وارد بحث پیچیده ازدواج بشه؟
3_دراخرین حالت که بیشتر این حالت مدنظر ماست (قابل توجه اقای جویا) شخص دروغ نمیگه و بالغ وعاقله
اما حقیقت اینه که انسان موجود فوق العاده پیچیده ای که در شرایط مختلف و جدید رفتار های غیر قابل پیش بینی رو بروز میده که این شرایط جدید بعد از ازدواج(وبه خصوص در 2 سال اول )بیشتراتفاق میفتن
ممکنه حتی خود شخص هم قبل از ازدواج نتونه تصور درستی از رفتارهای بعد از ازدواجش داشته باشه
حالا چه باید کرد؟؟؟
شاید بهترین کار شناختن خونواده طرف مقابل باشد خونواده ای که شخص در کنار اونها به دنیا اومده رشد کرده توسط اونهاتربیت شده و با حمایت اونها با شخصیتی منحصر به فرد وارد جامعه شده
نکته ای که مهمه اینه که ببینیم طرف مقابل چه قدر خونوادهشو میشناسه ؟ چه قدر مواضع ونظرات اونها رو در مسایل مختلف قبول داره ؟چه قدر براشون احترام قایله ؟ایا اونها رو ادمای موفقی میدونه یا نه؟
اگه طرف خونواده خودشو قبول داشته باشه وبخواد در مسیر کلی زندگیش مثل اونها عمل کنه وحتی به اونا افتخار کنه میشه با اطمینان بیشتری راجع به اینده این شخص قضاوت کرد وبا بدست اوردن رضایت وحمایت خونواده طرف از بسیاری از مشکلات بعد از ازدواج پیشگیری کرد چون هم دو طرف وهم خونواده شخص در یک جبهه قراردارن ومیتونن مسایل رو با هم حل کنن
(البته منظورم مسایل کلی واصلیه نه جزییات وبحث های سلیقه ای)
اما اگرخونوادهشو و مسیر کلی زندگی اونها رو قبول نداشته باشه (در مورد درست یا غلط بودن نظر شخص قضاوت نمیکنیم فقط می خوایم بدونیم اونها رو قبول داره یا نه؟)دو حالت داره یا براشون احترام قایله که اینجوری میشه فقط رو بخشی ازحمایت خونواده اش حساب کرد چون نظرات وعقاید اونا رو قبول نداره
اگه براشون احترام قایل نباشه از هیچگونه حمایتی (مادی ومعنوی)برخوردار نیست
ساده بگم اگه دنبال کسی باشیم که خیلی به خونواده اش شبیه اونهارو قبول داره ومیخواد در اینده شبیه به اونا بشه (تاکید میکنم درمسایل کلی) راحت تر وبهتر میتونیم در مورد اون شخص قضاوت کنیم وتصمیم بگیریم
دنبال کسی باشیم که خونواده اش رو دوست داره بهشون احترام میذاره ودر کنارشون احساس خوشبختیی میکنه










علاقه مندی ها (Bookmarks)