
نوشته اصلی توسط
farid.lili27
ل=حسابی داری حرص میخوری نه؟شال سرمه ومانتو صورتیمو بوشیدما.
ف=(وای خدا این ادم نمیشه)هرجور راحتی.سعی کن بهت خوش بگذره.
ل=خیلی خوش میگذره.کلی ازت دورم هرکار دلم بخاد میکنم تا بسوزی.
ف=(مگه برنگردی بی کله)شیطون.
ل=خوب راستش جلسه اول هفته ی بعده.راستی با دوستام قرار گذاشتم بازم مجردی بریم مسافرت.
ف=(من اینو میکشم!بی چشمورو.توخیلی بیجا میکنی با دوستات.)خوب جلسه ی اول مهمه.هوا چطوره؟(موضوع رو عوض کردم)
ل=خودتی موضوعروچراعوض میکنی؟(عاشقه همین تیزبازیاشم)
ف=عزیزم برم؟شام میسوزه غذا ندارما
ل=خوب حرفی کاری نداری؟
ف=نه عزیزم خدافظ
ل=میدونستم به درک.خدافظ برو به شامت برس!!
نمیدونم چرا ناراحت شدوقط کرد.گیر میدم ناراحت میشه.ولش میکنم ناراحت میشه.حالا چی؟مگه چیکار کردم؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)