سلام علیکم دوستای خوبم.نمیدونین چقدخوشحالم براینکه اینجام یعنی به حدیکه الان بعدنمازمغربم توسجده شکرم خداموشکرکردم برااینکه اینجاروسرراهم قرارداد.blue sky عزیزممنون ازاینکه درکم کردی آره مدام به خودشون میگم من نمیتونم به خاطرداشتنتون درست حسابی خداروشکرکنم اونام میگن نه بیشترازایناشماگردنمون حق داریدولی میدونم ایناهمه وهمه ازلطف زیادی اون مهربونه وبس.سابینای خوبم حرف شمادرسته ولی من دیگه ازاینکه اینجوریم خسته ام.ایناکه کارای عادی خانوماس شده برام آرزو.درموردروانشناس ودکترم شوهرم اصلاقبول نمیکنه برادکتررفتن میگه داروی شیمیایی اصلا
آخه پارسال یه مدت داروخوردم که رعشه بدنم زیادشدکه دیگه شوهرم میگه دارونه اصلادیگه بادکترمخالفه.بیمارستانم رفتم پارسال که اصلابندنیاوردم.دوست دارم بیشترازشوهرتون بگیدحالتاشون شبیه به منه یانه؟خیلی خوشحال میشم ازاینکه ازیکی که دردخودم داره میشنوم ممنون میشم










علاقه مندی ها (Bookmarks)