به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30

موضوع: مخالفت مادر

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 اسفند 90 [ 00:11]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    2,914
    سطح
    33
    Points: 2,914, Level: 33
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    248

    تشکرشده 254 در 122 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: مخالفت مادر

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli1389
    خیلی ممنون گلم .
    میشه کمی بیشتر راهنماییم کنی؟منظورتون از اینکه میگی زرنگ باشیم چیه؟
    به نظرتون بد نمیشه من خودم با مامانش حرف بزنم؟
    مشکله دیگه ای هم که هست اینه که این فرد خبره تو آشناهاشون نیست واکثر پسرای فامیلشون سنتی ازدواج کردن .
    سلام
    ببینید زرنگی به این معنا نیست که خودتون برید جلو و من کارشناس نیستم ولی اگه باشم این کار رو نمی کنم.
    مثلا یکی از افراد رو واسطه کنید بطوریکه شما رو خوار نکنه و اونا متوجه نشن که از طرف شماست.
    بعدشم اینگونه مادرها خیلی سخته باهاشون ساختن و به قول دوستمون اگه پسره با 30 سال سن هنوز نتونسته مادرش رو متقاعد کنه ، من نمی گم پسره مشکل داره ولی اینطور مادرشوهری کلافه کننده است.
    به عقیده من بهترین راه حل پیدا کردن مدلی اینگونه ای است. مهم نیست کی هست و در کدوم طایفه است و حتی غریبه هم خوبه ولی کسی که تونسته این مسئله رو حل کنه باید آدم فوق العاده خبره بوده باشه.
    چون من یکی از دوستام حدود سه چهار ساله که با یه دختر دوستن و همدیگه رو میخوان ولی هنوز که هنوزه مادر دوستم نذاشته پسرش با دختره ازدواج کنه!!!
    البته برای هر مسئله ای راه حلی هست که باید از متخصصش پرسید و متاسفانه من تخصص ندارم. اما اگه بتونم کاری انجام بدم کوتاهی نمی کنم
    ایام بکام

  2. کاربر روبرو از پست مفید جویای نیمه گمشده تشکرکرده است .

    جویای نیمه گمشده (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    میشه یکی از کارشناسای عزیز دقیقتر راهنماییم کنه؟
    من با خود آقا پسر هیچ مشکلی ندارم فقط مشکلمون مادرشه.به نظرتون منطقیه به خاطر مامانش باهاش قطع رابطه کنم؟

  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 اسفند 90 [ 00:11]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    2,914
    سطح
    33
    Points: 2,914, Level: 33
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    248

    تشکرشده 254 در 122 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: مخالفت مادر

    ببین الهام عزیز
    شما باید جواب این سوال رو خودتون بدید
    به نظرتون منطقیه به خاطر مامانش باهاش قطع رابطه کنم؟
    چون خودتون بیشتر برش واقفید تا یه کارشناس
    به عقیده من تا دلیل منطقی پیدا نکردی قطع رابطه نکن
    ولی سعی نکن احساسی شی
    به قولی: سنگین باش، رنگین باش
    بذار پسره خودش بیشتر درگیر ماجرا باشه...
    ولی کم کاری نکن
    برات دعا می کنم
    انشاالله هر چه زودتر مشکلتون حل شه

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 90 [ 19:30]
    تاریخ عضویت
    1389-7-26
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,989
    سطح
    26
    Points: 1,989, Level: 26
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 118 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli1389
    میشه یکی از کارشناسای عزیز دقیقتر راهنماییم کنه؟
    من با خود آقا پسر هیچ مشکلی ندارم فقط مشکلمون مادرشه.به نظرتون منطقیه به خاطر مامانش باهاش قطع رابطه کنم؟
    الی جان، به خاطر خودت و آینده ات باید این ارتباط را قطع کنی.

    اگر این آقا پسر به هیچ طریقی نتواند خانواده اش را راضی کند و بدون اجازه ی آنها هم مایل به ازدواج با شما نیست ادامه دادن این رابطه برای چیست؟

    اگر راهی برای راضی کردن آنها وجود داشته باشد با جدایی از شما به فکر استفاده از آن راه می افتد و آن را عملی می کند و انشالله تکلیفتان و برنامه تان مشخص می شود. شما هم نمی توانید هیچ کاری بکنید. اون آقا بهتر می داند چه کسی می تواند واسطه شود یا مثلا مادرش با کی راحت است و ...

    تا زمانی که شما مفت و راحت در دسترس ایشانی و ترسی هم برای از دست دادن شما و ... ندارند کاری نخواهد کرد. ادامه ی رابطه باعث می شود که شما وابسته تر بشوید، بعد کم کم با درخواستهای بعدی ایشون روبرو می شید و چون خانم هستید و احساساتی و راحت هم گول می خورید و ... قبول می کنید. اول دستت را می گیرد و بعد کم کم بغل و بوس و ... بعد از یه مدتی که به همه چیز رسید خیلی راحت می گن که مادرم مخالفه، تو که از اول می دونستی، من که گفته بودم ... ایشون می رن دنبال زندگیشون و شما می مونید و یک شکست عاطفی سخت و ارتباط جسمی و احتمالا جنسی که برای زندگی آتی تان مساله ساز است و ....

    بهش بگو که چون ما نمی تونیم با هم ازدواج کنیم من دیگه دلیلی برای ادامه ی دوستیمون نمی بینم و خانواده ام هم این رابطه ی بی فرجام را نمی پسندند و نمی خوام فرصتهام را از دست بدم ( این را حتما بگو تا اگر واقعا خواهان شماست از ترس از دست دادنتان، جدی تر وارد عمل شود).

  6. 2 کاربر از پست مفید رهایش تشکرکرده اند .

    رهایش (شنبه 03 اردیبهشت 90)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    رهایش عزیز خیلی ممنون از توجهت.ولی عزیز تو که جای من نیستی تا بدونی وقتی یکسال با تموم وجودت کسی رو دوست داری به این سادگیا نمیتونی رهاش کنی .
    از بابت اونم کاملا مطمئنم فقط خانوادش اذیت میکنن و میخوان حرف فقط حرف خودشون باشه.
    خود اونم خیلی تلاش میکنه ولی مامانش خیلی سر سخته و میگه اگه اون دختری رو که من میگم نگیری شیرمو حلالت نمیکنم.این حرفش باعث میشه امیر عقب نشینی کنه.
    عزیزای تالار کمک کنین مشکله منم حل بشه.

  8. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    پس چرا هیچکس هیچی نمیگه؟

  9. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 شهریور 90 [ 12:54]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,699
    سطح
    23
    Points: 1,699, Level: 23
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    چرا هیچکس هیچ چی نمیگه؟نکنه مشکل من غیر قابل حله؟
    منتظر راهنماییهای خوبتون هستم.

  10. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 اسفند 90 [ 00:11]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    2,914
    سطح
    33
    Points: 2,914, Level: 33
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    248

    تشکرشده 254 در 122 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: مخالفت مادر

    توکل کن به خدا
    امرت رو به او واگذار کن
    ما هم برات دعا می کنیم.
    فقط بدون:
    خواستن توانستن است

  11. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اردیبهشت 90 [ 15:18]
    تاریخ عضویت
    1390-2-01
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,671
    سطح
    23
    Points: 1,671, Level: 23
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    273

    تشکرشده 268 در 90 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    چی را توکل به خدا کن.

    اول باید فکر کنه درست عمل کنه بعد توکل.

    مادر آقا راضی نیست و آقا هم گفتن که بدون رضایت مادرشون ازدواج نمی کنن. خب ایشون باید ارتباط دوستیشون را قطع کنند. اگر مادرشون راضی شد و خانم هنوز ازدواج نکرده بودند می آیند خواستگاری شاید قبول کنند.
    اگر هم مادرشان راضی نشد خب تمام شده دیگه.

    حالا ایشون بشینن یه چند سالی دیگه از وقت و فرصت و روح و روانشون را درگیر یه رابطه ی نامعلوم کنند که چی؟

  12. 2 کاربر از پست مفید آراام تشکرکرده اند .

    آراام (یکشنبه 04 اردیبهشت 90)

  13. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 مرداد 90 [ 09:06]
    تاریخ عضویت
    1389-11-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,962
    سطح
    26
    Points: 1,962, Level: 26
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 42 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مخالفت مادر

    الی عزیز من کاملا می فهمم ترک کردن کسی که عاشقشی چقد سخته،خودم که هیچ وقت نتونستم اینکارو انجام بدم و لطمه خیلی بدی .
    فقط میتونم چندتا توصیه بهتون بکنم،الی عزیز اول باید بدونی که این حرفارو از کسی میشنوی که تا به خاطر عشق از همه چیش گذشت،پس فکر نکن ایارو از دل خوش میگم،اینا تجربه هایی هستن که قیمت خیلی گزافی پاشون دادم.
    الی جان تو این دنیا هیچ کس مهمتر از خودت نیست،به این فک کن اگه 1سال دیگه تو به پای این اقا وایسی اما این اقا نتونه مامانش راضی کنه تو چه وضعی خواهی داشت،بدترین حالت رو تصور کن،فکر کن یکسال دیگه یهو بیاد بگه مامانم مجبورم کرد فلان دخترو عقد کنم،اون وقت تویی که باختی عزیزم،من وقتی نامزدم اومد خواستگاریم دوس داشتم به پای عشقم بمونم به امید اینکه 1روز شاید برگرده،حتما الان میگی مورد من بهتره مورد اطمینان تره،اما الی عزیز من به ع ایمان داشتم،میدونی ایمان یعنی چی؟
    وقتی نامزدم اومد خاستگاریم دوس داشتم ردش کنم اما با خودم گفتم اگه رد کنم 2سال دیگه بفهمم ع ازدواج کرده اون وقت منم که باختم،این بدترین تصوری بود که داشتم،از همین ترسیدم و نامزدم قبول کردم،بعد 7 ماه میدونی چی فهمیدم؟ ع منو بخاطر اینکه با 1دختر دوست شده بود ول کرده بود،این داغونم کرد اما همین که برای اولین بار از وقتی که ع تو زندگیم اومده بود تصمیم درست گرفته بودم و نامزد کرده بودم 1کم اومم میکرد.

    نکته دیگه این هست که اقایی که تو میخوای اگه بتونه مادرش راضی کنه به وقت بیش از حدی نیاز نداره بچه که نیست موقعیت ازدواجم داره،الی عزیز از اگه بیش از چند ماه طول بکشه از دو حالت خارج نیست یا این اقا داره بازیت میده،یا توانایی و عرضه تصمیم گیری برای خودش نداره، مامانم راضی نمیشه،مامانم مقتدره،مامانم تو خانواده حرف اول و اخر میزنه،اینا همش بهونه است.
    میپرسیدی چطور زرنگ باشم؟بزرگترین زرنگی که میتونه داشته باشی اینه که خودت از در دسترس بودن او اقا دور کن،بذار بفهمه تو به هر سازش نمیرقصی،اگه واقعا طالب تو باشه به روند به دست اوردنت سرعت میده،اگرم نه،میفهمه تو اینقد ساده نیستی که بازیچه بشی.
    الی عزیز بازم میگم تو اینجور موقعیتها هیچ کس مهمتر از خودت و عزت خودت نیت.

    این یادم رفت بگم این که ع من بخطر ی دوست دختر ول کرد از بدترین چیزی که میتونستم تصور کنم هزاران برابر بدتر بود.

  14. کاربر روبرو از پست مفید s.sepide تشکرکرده است .

    s.sepide (یکشنبه 04 اردیبهشت 90)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.