به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 111
  1. #71
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2


    راهکارهای برون رفت و تغییر:

    1 – حتماً نزد روانشناس بالینی رفته و در رابطه با همین موردهایی که گفتم ( احساس محور بودن ، کمالگرایی ، وسواس فکری ، خطاهای شناختی ) کمک بالینی ( طی چندن جلسه ) برای رفع و تغییر دریافت کنید .

    2 – از تکنیک توقف فکرهنگام یاد آوری مسئله بهره بگیرید تا وسواس زدایی شود و از تمرکز برجزئیات آنچه اتفاق افتاده و افکار کمالگرایانه بیرون آیید .

    3 – پیشنهادم در خصوص خطاهای شناختی دربخش پیروی از قانون همه یا هیچ اینه که می توانید از مایه های اعتقادی ( به نظر میرسه فردی معتقد و خدا گرا هستید ) بهره بگیرید . توصیه های بزرگان دین در بخششش و اغماض و آنچه برای خود می پسندی برای دیگری بپسند و رحمت خدا و اهمیت بازگشت از خطا و عدم تکرار آن و ارزش افرادی که چنین می کنند نزد خدا . و .... بهره بگیرید ( در این رابطه مطالعه کنید ، با توجه و تمرکز.....>>> اینم تکلیف عملیاتی هست )

    4 – همسرتان را نیز متوجه آنچه بیان داشتم و لزوم تغییر و پس از آن پرداختن به مسئله مطرح شده و تصمیم در مورد آن ، نمایید .

    5 – از مقالات و نمونه تاپیکهای سایت و تالار همدردی بهره بگیرید
    .


    موفق باشید .


  2. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  3. #72
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    آقاي زماني محترم


    شما مشكلات زندگيتان محدود به اين مسئله ايي كه طرح كرده ايد نيست .


    به اتفاق بانو ضمن رفتن به مشاور بايد تحت نظر يك پزشك زنان هم باشيد و مشكلات رابطه ي جنسي را با ايشان در ميان بگذاريد تا راه هاي مناسب ر ا به شما و همسرتان پيشنهاد دهد . مسئله ي جنسي در رابطه ي زناشويي بسيار اهميت دارد و چه بسا كه بسياري از نارضايتي ها و بهانه گيري ها و...به نوع برقراري رابطه ي جنسي مربوط باشد .

    اين مسئله را هم كوچك و پيش پا افتاده در نظر نگيريد .

  4. 8 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (چهارشنبه 31 فروردین 90)

  5. #73
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramin_zamani
    تایپیک باز کردم تا مشکلاتی که هیچ جا و واسه هیچکس نمیتونستم مطرح کنمو، مطرح کنم

    قبل از اینکه مطرح کنی یه سنگینی روی وجودت حس می کردی
    الان وقتی درد دلت رو گفتی و روی موضوعی که باعث ناراحتی ات شده بود فکر کردی و نظر دیگران رو پرسیدی
    آیا هنوز هم همون حس سنگینی رو داری؟ اون حس سنگین تعدیل نشده؟
    آیا امروز با روز اول با یک دید داری به قضیه نگاه می کنی؟


    اسمشم گذاشتم فریب یا دروغ زنم چون احساس کردم کل این زندگی با همسرم، فریب یا دروغی بیش نبوده

    احساس کردی...
    امروز چی ؟ بعد از حرف های بچه ها چی؟
    باز هم حس می کنی فریب یا دروغ از طرف زنت بوده؟
    احساس با منطق و عقل خیلی فرق داره
    احساس بالا و پایین زیاد داره اما منطق و عقل نه



    نمیخواستم فرق این 2تارو بدونم
    خواستم نظرات افراد مختلفو بدونم، جه جنس مخالف جه جنس موافق تا با جمع بندی به یه نتیجه واحدی برسم

    به دنبال یه جمع بندی بودی
    جمع بندی ات چی شد؟
    روال تاپیکت یه جمع بندی ( طلاق و جدایی) را از اولین پست داره طی می کنه
    ایا این جمع بندی به قطعیت رسید؟



    تایپکم دارم ادامه میدم چون زندگی من با همسرم ادامه داره و هرروز اتفاقات و رخدادهای جدیدی رخ میده که شاید به حل موضوع کمک کنه

    بر این تعارضاتی که می نویسید آگاه هستید؟
    شما زنتون رو دوست دارید... عاشقش هستید... اون رو می خواهید ... نسبت به نامزد قبلی همسرتون بی تفاوت نیستید ... وقتی توی اوج عشق هستید فکر اون شخص ناراحتتون می کنه دچار تردید می شوید...سعی می کنید حرف بزنید تا سبک بشید... راه طلاق را در پیش گرفته اید و می خواهید جدا شوید
    ولی به انتظار معجزه هم نشسته اید
    مطمئن باشید معجزه ای رخ نخواهد داد
    این معجزه خود شما هستید



    خواهشم که از بعضی دوستان دارم تا کمی صبور باشن و نخوان هی زود پایان کارو ببینن

    فکر نمی کنم کسی بخواد پایان کار شما رو ببینه چون تصمیم گیرنده نهایی خودتون هستید
    دوستان قصد دادن راهنمایی به شما رو دارند
    نظرات دوستان مثل فرشته ، رهایش، m25teh، فرانک و .... سعی می کنند راه درست رو به شما نشون بدهند و گرنه پایان زندگی هرکسی به خودش مربوط هست
    این شمایید که مسئول زندگیتون هستید چه بخواهید ادامه بدهید و چه بخواهید جدا شوید
    اون چیزی که مسلم هست راهنمایی ها در مسیر باز شدن دید شماست .. در مسیری هست که از زاویه دیگری هم قضیه رو ببینید


    شاید زمان حلال مشکلات باشه

    یه کسی یه جایی توی همین تالار به من گفت
    مشکلات زندگی رو دو چیز حل می کنه
    صبر و گذر زمان
    و واقعا هم حل کرد



    در ضمن من نمیخوام وقت سایتو بگیرم یا جایی از سایتو اشغال کنم
    من فقط نوشته هامو می نویسم و اگر مدیریت سایت یا دوستان خسته شدن و یا این تایپیک رو الکی و وقت تلف کنی میدونن من خودمو کنار میکشم و میتونید تایپیکمو قفل کنید

    مراجعی وقت تالار و کارشناسان رو می گیره که بی توجه به راهنمایی ها باشه
    این مکان یه جای امن و پاک برای گفتن مشکلاتی است که در دنیای واقعی نمی تونیم بگیم
    اما اگر صرف گفتن باشه اینجا میشه دفتر خاطرات .... آیا به نظرتون



    ولی خواهش میکنم صبر کنید تا پایان کار زندگی من و همسرم مشخص شه... شاید و شاید درس عبرت یا تجربه ای باشه واسه بعضی از دوستان

    درس عبرت رو وقتی می گیریم که کار اشتباهی رو با علم اینکه می دونیم اشتباه هست انجام بدیم و یا به توصیه های دیگران بی تفاوت باشیم
    معمولا به بچه ها می گوییم " حالا واست درس عبرت شد!!"
    مگه شما کار اشتباهی کردید؟
    اگه این طور هست از اون اشتباه بگویید که درس عبرت بشه
    و گرنه زندگی رو که آغاز شده و الان یه طوفان بحران بهش خورده رو میشه با تدبیر مدیریت کرد تا به سرانجام برسه
    حالا این سرانجام هرچی می خواهد باشه




    موفق باشید

    ما که هستیم ممنون ...امیدوارم شما هم موفق بشید

  6. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  7. #74
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 90 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,995
    سطح
    26
    Points: 1,995, Level: 26
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    خدمت "رهایش" عرض کنم که انسانی به انسانی این دروغ بزرگو نمیگه مگر 2 حالت باشه
    1- یا همچین اتفاقی افتاده... که تبعاتشو داریم میبینیم
    2- یا اینکه دروغ گفته شده... که این دروغ بزرگ نشاندهنده اینه که همسر من از زندگی با من به شدت بیزاره و تنفر داره و دنبال راه فرار میگرده و حتی از رفتن آبروی خود هم نمی ترسه
    و همچین انسانی مسلما هرچقدر هم تلاش کنی چون فکرش جایه یه آشیانه دیگه است نمیشه یه جا اسیرش کرد
    در مورد سوال آخرتون هم باید بگم نمیتونم بگم اتفاق افتاده یا نیفتاده چون مطمئن نیستم
    خدمت کارشناس محترم " فرشته مهربان" عرض کنم که کمالگرایی تو همه ما وجود داره ولی به مرور زمان ما به کم هم قانع میشیم
    مثلا من ابتدا که به این تالار اومدم این اتفاق عصبیم میکرد اما با گذشت زمان الان ارومتر شدم و به همسرم حق میدم که ابتدا رابطه قبلیشو نگفته مثه خیلی از دخترای دیگه
    و اینکه شهامت داشته و بعد یکسال گفته
    و اینکه این اتفاق هرروز و هر روز تو ذهنم کمرنگ تر میشه
    ولی از اونسو دارم میبینم خانومه من به جای اینکه با خالی کردن دلش به زندگی امیدوارتر بشه... روابطش با من بهتر بشه... داره ازم فاصله میگیره و بی محلی میکنه ناراحت میشم
    من قبل از اقدام به طلاق باهاش حرف زدم که من گذشتتو فراموش میکنم ... تو هم کل گذشته رو فراموش کن و بیا زندگیمونو از نو بسازیم... وظایفی که بهم داریم انجام بدیم
    ولی همسرم به قول معروف هم خدا رو میخواد هم خرمارو و چون میدونه من عاشقشم روز به روز بدتر میشه
    یعنی میخواد همینجوری که قبلا بود بمونه
    خدمت "بالهای صداقت" هم عرض کنم:
    1- دیدم نسبت به اون قضیه متعادلتر شده و الان خیلی ارومتر و گه گداری به فکر اون قضیه میرم
    2- فکر فریب یا دروغ نمیرم فقط موندم تو کار زندگی
    3- هنوز به قطعیت یا جمع بندی نرسیدم
    4- آره راست میگید دنبال معجزه ام که زنم یه لحظه هم که شده به عواقب کارش فکر کنه وبا عشق به طرفم برگرده
    5- شاید همین امید که یکی خاطرات منو میخونه منو به این زندگی امیدوارتر کنه تا بتونم تصمیم نهایی درستی بگیرم
    6- من کار اشتباه زیادی کردم که می تونه آموزنده باشه
    الف- به حرف خانواده ام گوش نکردم و با اینکه میدونستم همسرم نامزد داشته به سراغش رفتم
    ب- من از کتابهای روانشناسی حدود 400-500 سوال در اورده بودم و خواستم نظرات همسرمو بدونم
    و با جواباش به این نتیجه رسیدم که زن رویایی منه
    ولی این نکته بزرگ و حیاتی رو فراموش کردم که طرف مقابل میتونه 2رو باشه و راحت دروغ بگه و جواباش فقط زبانیه

    موفق باشید

  8. 7 کاربر از پست مفید ramin_zamani تشکرکرده اند .

    ramin_zamani (پنجشنبه 01 اردیبهشت 90)

  9. #75
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    سلام
    اقا رامین تاپیک شما رو دنبال کردم و چیزی ننوشتم چون صحبتهای دوستان کامل بود اما یه سوال دارم؟
    منظور شما از اینکه "می خواد همون جوری که قبل بود بمونه" یعنی چی؟
    قبلا چجوری بود.؟
    من تا اینجا به این نتیجه رسیدم که شما می خوای گذشته رو فراموش کنی تا حدی هم موفق شدی و می خوای زندگیت و با همسرت ادامه بدی و طلاق نمی خوای. البته یه ذره هم دلت داره براش می سوزه به خاطر شرایط زندگیش. اما اون کسی که نمیخواد به زندگی با شما ادامه بده همسرت هست.
    حالا اینکه چرا همسرت نمیخواد ادامه بده یک موضوع جداس.
    ایا این و پرسیدی که چرا همسرت نمی خوادت؟
    چرا حاضر شده مهر طلاق تو شناسنامش بخوره؟
    تو اینده دنبال چی می گرده؟
    ببخشید اینقدر رک می گم اما اگه همسر شما دنبال فراره تا مطلقه بشه و اختیارش بیفته دست خودش تا بتونه با اون اقا بدون اجازه خانوادش ازدواج کنه ارزش این و نداره که شما این همه عشق نثارش کنی.
    اما:
    اگه الان تو بحران روابط قبلی هست باید نه تنها بهش زمان بدی بلکه بی دریغ عشق نثارش کنی تا کم کم به زندگی با خودت پایبندش کنی تا اینکه او به زندگی اونقدر دلگرم بشه تا پاسخ این همه مهربونی و با عشق خودش به شما بده.
    این سوالها رو از او بپرس تحقیق کن ببین واقع ریشه این مشکل کجاس؟ ببین ارزش ادامه داره یا خیر؟
    موفق باشی

  10. 4 کاربر از پست مفید sisili تشکرکرده اند .

    sisili (چهارشنبه 31 فروردین 90)

  11. #76
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramin_zamani

    خدمت "بالهای صداقت" هم عرض کنم:
    1- دیدم نسبت به اون قضیه متعادلتر شده و الان خیلی ارومتر و گه گداری به فکر اون قضیه میرم
    2- فکر فریب یا دروغ نمیرم فقط موندم تو کار زندگی
    3- هنوز به قطعیت یا جمع بندی نرسیدم
    4- آره راست میگید دنبال معجزه ام که زنم یه لحظه هم که شده به عواقب کارش فکر کنه وبا عشق به طرفم برگرده
    5- شاید همین امید که یکی خاطرات منو میخونه منو به این زندگی امیدوارتر کنه تا بتونم تصمیم نهایی درستی بگیرم
    6- من کار اشتباه زیادی کردم که می تونه آموزنده باشه
    الف- به حرف خانواده ام گوش نکردم و با اینکه میدونستم همسرم نامزد داشته به سراغش رفتم
    ب- من از کتابهای روانشناسی حدود 400-500 سوال در اورده بودم و خواستم نظرات همسرمو بدونم
    و با جواباش به این نتیجه رسیدم که زن رویایی منه


    هشدار!!!!!!

    ولی این نکته بزرگ و حیاتی رو فراموش کردم که طرف مقابل میتونه 2رو باشه و راحت دروغ بگه و جواباش فقط زبانیه

    موفق باشید

    سلام و ممنون از پاسخ گویی قشنگتون
    چیزی که من در وجودتون می بینم
    آرامش و طمانینه خاصی هست که در وجودتون موج میزنه
    این شاخص رو کمتر مردی با خودش داره
    بنابراین آفرین می گویم بر این ویژگی
    شما پاسخ تک تک دوستان را چه تند و چه نرم ؛ خیلی آرام و شمرده شمره می دهید
    مطمئن هستم خیلی خوب می تونید زندگیتون رو مدیریت کنید و در آخر تصمیمی درست بگیری
    د


    گفتید هنوز به قطعیت نرسیده اید پس یعنی:
    راه های زیادی مونده که نرفته اید و این جای خوش بینی بسیاری هست

    جناب رامین گرامی

    معجزه چیزی نیست جز در وجود خودمان
    من معجزه زندگی خودم شدم و زندگی ام رو نجات دادم

    شما هم معجزه زندگی خودتون هستید
    خودت باید اقدام کنی

    ببینید
    اگر همسرتون به دست و پای شما بیفتد و ازتون بخواهد باهاش زندگی کنید ، باز هم شما نمی تونید از ذهنتون قضیه رو پاک کنید
    می دونم و درک می کنم که این مسئله خیلی اهمیت داره

    یک بار و برای همیشه با خودتون خلوت کنید ببینید آیا پنهان کاری همسرتون قابل اغماض هست یا نه؟

    به خودتون فکر کنید و جواب سئوال را منوط به رفتار دیگری خصوصا همسر و اطرافیانتون نکنید


    انتظار نداشته باشید که دیگران شما را به ادامه زندگی امیدوار کنند
    چرا که اگر روزی نباشند شما دیگر نمی توانید زندگیتان را ادامه دهید
    این تحول باید در وجود شخص شما اتفاق بیفتد

    و در مورد کتابهای روانشناسی که خوندید و نتیجه ای که گرفتید که "هسرتون ، زن رویایی شما هست"
    باید بگم تا دیدتون رو نسبت به رویایی بودن همسر و زندگی تغییر ندهید هیچگاه صاحب اون زندگی رویایی نمی شوید

    می تونید زندگی رویایی داشته باشید اگر خودتون اون رو ساخته باشید


    =============
    هرکسی توی زندگی مشکلاتی داره
    یکی مثل شما
    یکی زن بازی
    یکی اعتیاد
    یکی کتک کاری
    یکی خیانت
    یکی عدم مسئولیت
    یکی دخالت های اطرافیان
    یکی بچه دار نشدن
    یکی بی پولی
    یکی مریضی
    یکی از دست دادن شوهر
    یکی از دست دادن بچه
    و ...
    نمونه های بالا همگی در تالار موجود هست
    زندگی من با یک فرزند پس از ده سال زندگی مشترک از هم پاشید و من در تمام مدت این ده سال افسوس می خوردم بر انتخابم
    ده سال منتظر معجزه بودم
    ولی رخ نداد که نداد.... وقتی راه درست را پیدا کردم و با علم به اینکه هیچ زندگی عاری از مشکل نیست مسئولیتش رو قبول کردم و دست به کار شدم اون معجزه که خواهانش بودم در زندگی ام رخ داد
    آسون هم نیست
    اول با خودم کنار اومدم و بعد سعی کردم روی همسرم هم تاثیر بگذارم
    تا صاحب زندگی رویایی و دلخواهم بشوم
    +++++
    اینجا هم
    اگر دیدید می تونید خطای زنتون رو ( بدون قید و شرط )ببخشید دست به کار شوید

  12. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  13. #77
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 90 [ 19:30]
    تاریخ عضویت
    1389-7-26
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,989
    سطح
    26
    Points: 1,989, Level: 26
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    118

    تشکرشده 118 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramin_zamani
    در مورد سوال آخرتون هم باید بگم نمیتونم بگم اتفاق افتاده یا نیفتاده چون مطمئن نیستم
    .
    .
    .
    3- هنوز به قطعیت یا جمع بندی نرسیدم
    .
    .
    .
    5- شاید همین امید که یکی خاطرات منو میخونه منو به این زندگی امیدوارتر کنه تا بتونم تصمیم نهایی درستی بگیرم
    آقای زمانی،

    جوابهاتون بسیار بسیار جای تامل دارد. من از نگاه یک فرد عادی و عامی در این زمینه با شما صحبت می کنم. بدون تخصص و البته با احتمال اشتباه.

    همین که مطمئن نیستید یعنی باید خیلی خیلی بیشتر به خودتون زمان بدید و فکر کنید که خب خدا را شکر گفتید که هنوز به نتیجه ی نهایی با خودتون نرسیدید. این خوب است که دارید باز هم فکر می کنید و هنوز احتمال تغییر مسیر هست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramin_zamani
    یا اینکه دروغ گفته شده... که این دروغ بزرگ نشاندهنده اینه که همسر من از زندگی با من به شدت بیزاره و تنفر داره و دنبال راه فرار میگرده و حتی از رفتن آبروی خود هم نمی ترسه
    و همچین انسانی مسلما هرچقدر هم تلاش کنی چون فکرش جایه یه آشیانه دیگه است نمیشه یه جا اسیرش کرد
    .
    .
    .
    آره راست میگید دنبال معجزه ام که زنم یه لحظه هم که شده به عواقب کارش فکر کنه وبا عشق به طرفم برگرده
    بگیرم
    یک بار دیگه تاپیک آقای m25th را بخوانید. البته مورد متفاوت است اما همسر ایشون هم ابتدای ازدواج رفتاری داشتند که شاید این تصور برای آقای m25th پیش اومده بود که می خواهند جدا شوند و به کس دیگری علاقمند هستند و ... حتی خود خانم به شکل ناشیانه و کودکانه ای این مسایل را مطرح کرده بودند. اما با صبر و درایت آقای m25th معلوم شد که همسرشون خیلی هم به زندگی مشترکشون علاقمندند و ...

    حتی حتی اگر خانم شما قبلا به ایشون علاقه داشته، بعد از ازدواج و زندگی با شما کامل اون موضوع براشون تمام شده است. الان مشکل همسر شما ترس از نپذیرفته شدن توسط شماست. ترس از زندگی با ترحم و ترس از اینکه شما گذشتی کردید که حالا ایشون باید در همه ی زندگی کوتاه بیایند و شما منت دارید و لطف کرده اید و ...

    مطمئن باشید که ایشون ته دلشان با تمام وجود می خواهند که با شما زندگی کنند. ولی زندگی که ترس توش نباشه. حس حقارت توش نباشه. حس بخشیده شدن و همیشه زیرمنت بودن توش نباشه. ایشون نمی تونه اینها را به شما بگه. نمی تونه با خودش در این زمینه کنار بیاد. ترجیح داده فرار کنه از زندگیش و یک عمر با تبعات طلاق و ...کنار بیاد اما این مسایل نباشه. شما گفتید حتی وقتی ایشون به قهر می رن منزل پدرشون خانواده با کتک برش می گردونند. ولی ایشون ترجیح می ده بره اونجا اما مدیون شما نباشه.

    خانمتون فقط می ترسه، نگرانه از آینده ی زندگیتون که می گه می رم. ایشون یک دختر معمولی نیست که اگر بود هیچوقت این راز را به شما نمی گفت. عذاب وجدان و درگیریهای احساسی نمی ذاره که مثل بقیه بتونه راحت از کنار بعضی مسایل بگذره. علت اینکه به طرف شما راحت برنمی گرده و مصر به جدایی هست همینه.

    برای رفع این مشکل شما هرچی هم حرف بزنید ایشون قانع نمی شن. بهتره مشکل اصلیتون را به مشاور بگید.
    اگر این حرف دروغ باشه و همسرتون بخواد جدا بشه به امید زندگی احتمالی با اون آقا که مشاور می تونن ایشون را متقاعد کنند و فکر می کنم لازمه چندین جلسه هم ایشون به تنهایی با مشاور صحبت کنند.

    اگر این حرف راست باشه هم که خدا را شکر شما گفتید که پذیرفتید که فراموش کنید و برگردید به زندگیتون. فقط منتظر عکس العمل مثبت همسرتون هستید. این را هم مشاور کمک شون می کنه. قبول کنید که بخشیدن خطای دیگران آسون تر از بخشیدن خطای خود است. شما بخشیدید اما ایشون هنوز نتونسته خودش را ببخشه. مشاور می تونه کمکش کنه.

    بهتره یک مشاور زبده پیدا کنید. برید و مساله تون را واضح بگید و بخواهید که کمک کند خانمتان با خودش در این مساله کنار بیاید.

  14. 6 کاربر از پست مفید رهایش تشکرکرده اند .

    رهایش (شنبه 03 اردیبهشت 90)

  15. #78
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 90 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,995
    سطح
    26
    Points: 1,995, Level: 26
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    sisili عزیز،میخواد مثه قبل بمونه یعنی:
    1-برای برقراری روابط جنسی باید 100 بار خواش کنم تا یکبار جواب بگیرم اونم نصفه و نیمه
    (20 دقیقه عشقبازی، 10 دقیقه ارضا خانم، بعد ارضا خانوم هم من 1 دقیقه باید کارم رو تموم کنم و هی حین عمل هی میگه تموم کن... و اینکه این مراحل باید به ترتیب باید انجام شود وگرنه خانومه من خوشش نمیاد... یعنی بارها و بارها من خانومم را ارضا کردم ولی خانومم نذاشت یا نخواست من ارضا شم و اینکه در روابط ما سابقه نداشته خانوم من ارضا نشود اون هم توسط "دست" من
    شرمنده بی پرده گفتم)
    2-صبحانه اصلا... نهار هفته ای یکبار یا 2 هفته یکبار...شام اگه خودش خواست
    3- شستن و اتو لباس تعطیل
    4- تحویل گرفتن در جمع تعطیل
    5- گزارش لحظه به لحظه زندگی و عملکرد من به خانوادهاش
    6- ماهی یکبار با صدای بلند دادو بیداد راه انداختن و تو ی هر دعوا من را لجباز میداند در حالیکه خودش با اذیتاش منو به اینجا رسونده
    7- هنگام خواب میخوام تو بغلش بخوابم ولی اون نمیخواد..بدش میاد... میگه من اینجوری نمیتونم بخوابم
    8-گردش فقط و فقط تو ماشین و پیاده روی تعطیل... با دوستاش 3 ساعت مغازه رو بگرده ولی 2 دقیقه نمیتونه با من پیاده روی کنه
    9- موقعی که کلاس دانشگاه دارد ساعت 6 صبح بلند میشود... موقعی هم که کلاس ندارد تا ساعته 11-12 میخوابد(هفته ای 3 روز کلاس داره)
    10- عشق به خواهر من دارد... اوایل که هی میرفت پیشش یا اون میومد پیشش البته الانم باهم خیلی خوبن
    با خانواده من کلا خوب هست ولی همین خواهر من که همسرم سنگش را به سینه میزند یک هفته پیش که 3 نفری رفته بودیم بهش گفت: تو قدر داداشه منو نمیدونی و داداشم واقعا دیوانه است که تورو نگه داشته
    و گفت داداشمو اذیت نکن اگه میخوای درست باهاش زندگی کن و بهش محبت کن
    یا طلاقتو بگیر و داداشمو راحت کن
    11-عدم رفت و آمد با خانواده اش ... یعنی اصلا خانه اشان نمیرودو فقط فقط تلفنی در ارتباط است یا انها میایند خانه ما و این واقعا واسم عجیب است که دختری بعد ازدواج اصلا نره خونشون
    ازشم که میپرسم میگه از خانواده ام بدم میاد و خانواده شمارو دوست دارم
    تعجبم وقتی بیشتر میشه که از خانواده اش بخصوص مامانش بدش میاد ولی بیشتر اوقات در حال صحبت تلفنی با مامانش و دردو دل و گزارش روزانه است
    ...
    نمیدونم چی تو فکرشه و یا نقشه چی رو کشیده! فقط میدونم هم دوسش دارم و هم دلم براش میسوزه
    و هم از طرف دیگه این زندگی با عشق یکطرفه عذابم میده

  16. کاربر روبرو از پست مفید ramin_zamani تشکرکرده است .

    ramin_zamani (شنبه 03 اردیبهشت 90)

  17. #79
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    با این اوصاف که تعریف کردید
    دلسوزی شما برای موندن کنار این خانوم چیست؟
    این رفتارها جای دلسوزی نداره و علت تعارض شما رو متوجه نمی شوم
    گویی بعضی نکات را خود شما هم نمی خواهید بیان کنید و سعی در مخفی کاری دارید
    تا صادقانه مسائل را بیان نکنید راهنمایی ها نمی تونه اثر گذار باشه

  18. کاربر روبرو از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده است .

    بالهای صداقت (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  19. #80
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 90 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,995
    سطح
    26
    Points: 1,995, Level: 26
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    من صادقانه گفتم... اون اینجوریه
    ولی چکارکنم که عاشقشم و دوسش دارم
    اون نکات خوبیم داره
    1-هرجا میخواد بره بهم زنگ میزنه و اجازه میگیره
    2- اوایل تو اکثر دعواها و قهرکردنا میومد نازمو میکشید
    3-من ماهی 150 بهش میدم و اونم توقع زیادی نداره
    4-اخلاقش اوایل اینجوری بود که عصبانی میشد و زود فروکش میکرد (کینه ای نبود)
    5-ته دلش احساس میکنم خیلی مهربونه و این ذات واقعیش نیست
    میدونم دلایلم کافی نیست ولی واقعا واقعا دلم براش میسوزه و دوسش دارم
    گاهیم میگم بیخیال این دوست داشتن و برو پی خوشبختی خودت


 
صفحه 8 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 23:38
  2. دروغ گفتن شوهرم
    توسط شوكا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 20:37
  3. بلوغ برادر کوچیکم و مشکلی که برام ایجاد کرده
    توسط sara.teh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 فروردین 90, 10:05
  4. فریب یا دروغ زنم
    توسط ramin_zamani در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 01:45
  5. دروغ . بخشش . عشق
    توسط حنان در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 87, 01:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.