اینکه این رابطه رو خیلی رویایی و خوب توصیف می کنی به گمانم با واقعیتهایی که خودت تعریف می کنی تناقض داره. اگه خیلی دوستت داشت نمی گفت برو به دوست دخترم بگو... به هر کی می خوای بگو... خیلی راحت رابطه شو کات می کرد و می آمد با شما ازدواج می کرد. شما الان تو شرایط خوبی نیستی طلاق و مشکلات دیگه ای که خودت گفتی از سر گذروندی گمونم باعث بشه که دلت بخواد به گذشته برگردی و همه چیزو دوباره بسازی. اما راهش این نیست.
راستش زن ایشون چه گناهی کرده؟؟؟؟ آیا این رابطه که تو داری ازش آرامش می گیری و روحت تغذیه میشه و احساس می کنی سولمیت خودت رو پیدا کردی همون دلیل به هم ریختن آرامش زن ایشون نیست؟؟؟؟
عزیز جان می کذاشتی زمان بگذره از طلاقت؛ تا خودت و دیگرانی که بعضی هاشون هنوز از طلاقت خبر ندارند به موقعیت جدید تو عادت کنند. می گذاشتی طوفانی که زندگیتو تو 10 سال گذشته به هم ریخته و رفته بگذره بعد دوباره برگردی به گذشته.
صبر کن و منطقی فکر کن ببین حاضری زندگی یه زن دیگه رو خراب کنی تا خودت آروم بشی؟؟؟
من یه دختر مجردم و خیلی مردهای متاهل تو محیط کارم و زندگیم بودند که با شون در حد دوست و همکار روابط خوبی داشتم و تجربه به من ثابت کرده که بعضی آقایون خیلی زود از فرصت پیش آمده سواستفاده می کنند... امیدوارم بیشتر برای خودت ارزش قایل بشی و این بحران رو رد کنی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)