سابینا جون البته من هنوزم کم و بیش با مشکلات دست و پنجه نرم میکنم و کاملا برطرف نشده چون بیماریهای روحی به این زودیا بهبود پیدا نمیکنه، راستی اوایل ازدواج شوهر منم بیکار بود و بیماریش و تشدید میکرد، در ضمن خانواده شوهرم اصلا جو آروم و صمیمانه ای ندارن چون پدر و مادرش با هم اختلاف فرهنگی شدید دارن و همیشه تو خونشون دعواست و تصور من اینه که خیلی از مشکلات روحی شوهرم به این موضوع برمیگرده، طوری که از وقتی عروسی کردیم و از محیط خونشون دوره خیلی بهتر شده، راستی زمانی که شوهرم دارو مصرف میکرد میل جنسیش خیلی کم شده بود، درسته که مشکل شوهرامون متفاوته ولی شوهر من هم روحیاتی داشته که خوشبختانه شوهر تو نداره، مثل بداخلاقی داد و بیداد فحش دادن بی احترامی، در ضمن هنوزم با اینکه بهتر شده ولی کلا به سر و صدا حساسه و اگه گرسنه باشه یا مشکل جسمی داشته باشه زود از کوره در میره، ولی مطمئن باش اگه الان بتونی مشکلت و حل کنی و بیماری شوهرت برطرف بشه بعدها قدر زندگیت و بیشتر میدونی و بیشتر ازش لذت میبری،این و از صمیم قلب بهت میگم، شک نکن.
فوتر عزیز ممنونم از توجهتون، شوهرم دقیقا همین طوریه که گفتین، فقط جمع گریز نیست در واقع اگر جمعی رو که میره بینشون از نظر اعتقادی قبولشون داشته باشه خیلی هم از رفت و آمد خوشش میاد،راستی خیلی آدم رکیه و این موضوع خیلی آزارم میده،ممکنه این هم از افسردگی باشه؟ در ضمن هنوز هم گاهی میبینم یکی از قرصاش و میخوره ولی همیشگی نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)