سلام
اجازه بدید از تجربیات خودم براتون بگم.
من هم مانند شما از این که محدود بشم نگران بودم البته من از بچه بدم نمیومد اما می ترسیدم که محدود بشم واقعیتش این بود که روزا و ماهای اول واقعا هم محدود شدم تا بتونم اون و بین جمع دو نفرمون بپذیرم اگه کسی به شما بگه نه حس مادرانه باعث می شه که محدودیت و نفهمی و .... حرف درستی نیست. واقعیتیست که بچه کار داره باید وقت بگذاری و .... اما:
حس بچه ای که مال خودته خنده ای که می کنه نیازی که بهت داره وقتی داره شیر می خوره زل می زنه تو چشمات و بعد می خنده اونقدر زیبا و قشنگه که ادم یادش می ره منی که هر روز بیرون بودم مثلا الان یک هفتس از در خونه بیرون نرفتم.
بهتره با مطالعه و تحقیق اول دید خودتون و تغییر بدید بعد اقدام کنید برای بچه.
به سالهای پیری فکر کنید که هیچ کس نیست در خونه شما رو بزنه و البته بازنشسته هم شدید. حوصلتون سر می ره.
اول تحقیق بعد کنار اومدن با موضوع و بعد اقدام.
در واقع حرف دیگران شما رو تشویق کنه برای تحقیق نه برای بوجود اوردن بچه ای که دوسش نداشته باشی.
در مورد هیکلت هم می تونی بعد از زایمان با ورزش و تغذیه مناسب مثل الانت بشی به نظرم اونایی که می گن نمی شیم دروغه سعی نمی کنن.
موفق باشید![]()










و یا جنیفر لوپز کدومشون هیکلش خراب شده ؟


علاقه مندی ها (Bookmarks)