به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهشت
    خانواده ی همسر شما مختار هستند که با هر کس دوست دارند و مایل هستند رفت و آمد داشته باشند. به هر دلیلی ممکن است با خانواده ی شما راحت نباشند و مایل نباشند که رفت و آمد داشته باشند.
    سلام بهشت جون.سال نوت مبارک باشه.
    آخه آخرین باری که با هم روبروشدن تو همون مهمونی بود که خودشونم تعجب کرده بودن بابام انقد بهشون لطف کرده،اونا هم با چندتا دسته گل و پرچم و سکه و اینا اومده بودن،این بین هم چندین بار دعوت شدن که خودشونو به نفهمیدن زدن. شما باشی از این کارها ناراحت نمیشی؟
    این وظیفه اوناست چون کوچیکترن برن خونه ما مگه نه؟
    چطوری وقتی اونا میدونن منو شوهرم دوست داریم برن اما بازم به خواسته ما ارزش نمیدن اما من باید تمام خواسته های اونا رو برآورده کنم!!!!!!!!!!!!!
    خوب اصلا برفرض اینکه حرف شما درست باشه پس منم نباید مجبور باشم با کسایی که ازشون متنفرم رفت و آمد داشته باشم درسته؟ اما باید برم و دهنمم تا کنار گوشم باز باشه!!!
    من اصلا دوست ندارم با کسایی رفت و آمد کنم که نمیخوان عزیزترینهای منو که انقده هم بهشون محبت کردنو ببینن.این حق من نیست؟
    وقتی خواهرشوهر من تنها بودن تو خونه روترجیح میده و به مهمونی من نمیاد من چطوری دلم بیاد برم خونه اون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا اینو این شوهر احمق من و خونوادش نمیفهمن؟
    چرا باید زور بشنوم؟
    چرا انتقدر بدجنس و بد ذات و بی منظورن!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    چرا هیچی واسم ننوشتین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  3. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    چرا کمکم نمیکنین؟

    آخه من که باید تمام انتظارات خانواده ایشون رو بدون کم و کاستی برآورده کنم نباید اونا هم به خواسته های من بها بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    دلم از این میسوزه که چرا بهشون نشون دادم که دوست دارم وتوقع دارم که برن، اگه نمیگفتم حالا دلم کمتر میسوخت.
    احساس میکنم خودمو کوچیک کردم و اونا عمدا این برخوردو کردن که آزارم بدن.

    چرا واسه شوهرم ناراحتی پدرو مادرش مهمه اما ناراحتی من پشیزی ارزش نداره.ناراحت شو تا جونت درآد.

    چطوری برخورد کنم ؟ چطوری با پدرو مادرش برخورد کنم و به خواسته هاشون بی اعتنایی کنم ؟آخه کوچکترین تلافی از طرف من یعنی بزرگترین دعوا بین من و شوهرم. خانوم باران
    آقای بیبی خانوم del بالهای صداقت yasa ,...........فرشته مهربون
    توروخدا بگین دیگه

    چرا هیچی نمیگین؟ اصلا تو تاپیک من نمیاین؟
    توروخدا یه چیزی بگین چون دوباره باز امشب میبینمشون متاسفانه.

    من خیلی خلم و ترسو. از هر برخوردی میترسم

    نکنه شوهر بیشعور من مثه همیشه باز بار و بندیلشو ببنده و بره خونه باباش!!!!
    نکنه تلافی کنه باهام!!!!!!کتکم بزنه!!!!! ( که البته این ترسام بیخودی نیست و واقعیت داره.)
    (همین دیشب به خاطر اونا این کارو کرداول کتک بعدم تهدید به رفتن. باورتون میشه من باید هیچ انتقادی نکنم و فقط خوب باشم و بس. بدون هیچ توقعی و هیچ انتقاد یا تلافی از طرف من وگرنه سرنوشتم همینه که گفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
    نکنه زندگیم از هم بپاشه!!!!!!!!

    دارم دیوونه میشم یه چیزی بگین دیگه
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  4. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    مینای عزیز

    شما همین که بتونی زندگی خودت رو جمع و جور کنی و مهمونی دادن و مهمونی رفتنهات رو مدیریت کنی کافیه.
    نمی خواد برا بزرگترها برنامه ریزی کنی.

    شما چرا خواستی از مادر شوهرت برا رفتن به خونه مادرتون دعوت کنی.!!!

    مگه هر دوی اون زندگیها مستقل نیستن ؟؟!!
    حتی اگه روزی از شما خواستن که هماهنگی کنی ، شما عذرخواهی کن و شماره تلفن خونه باباتون رو بده و بگو لطفا خودتون هماهنگی کنید. (مگه خود شما دوست ندارید سایرین استقلال خانواده تازه شکل گرفته تون رو حفظ کنن و اگه میخوان خونه تون بیان با خودتون تماس بگیرن؟؟
    )



  5. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 29 فروردین 90)

  6. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    آخه آقای بیبی من اصلا قصدتعیین تکلیف نداشتم فقط یادآوری کردم اونم خیلی محترمانه.
    چون دوست ندارم بشنوم که خونواده شوهر تو اصلا از آدم به دورن.
    هرجا دعوتشون میکنیم نمیان
    خودشونو میگیرن ، حالا به چیشون دارن مینازن جای تعجبه؟


    چون هرجا اونا بخوان من باید برم هرجا حتی جایی که از آدمای اونجا متنفرم.
    چون اونا خواستن.

    چون دختر خودشون با من هرطوری برخورد کنه واسش یه توجیهی میارن حتی شده دلایلی که از شنیدنشون شاخ درمیارید اما با این وجود من باید نهایت احترامو به ایشون بذارم.
    ببینید حرف من کلیه نه فقط در این مورد، کلا میگم اگه من باید احترام کسی رو داشته باشم و به حرفاش گوش بدم اون طرف نباید واسه خواسته های منطقی من احترام بذاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا واسه شوهرم ناراحتی تمام ایل و قبیلش مهمه اما ناراحتی من و خونوادم اصلا.
    چطوری باید بگم بابا منم آدمم، منم یه سری توقعات دارم، من دوست ندارم احترام فقط از طرف من باشه. بابا خسته شدم
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  7. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (دوشنبه 08 فروردین 90)

  8. #16
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ
    ممنون بالهای صداقت عزیز سال نو شما هم مبارک.
    خوب به جواب چراهاتون بالاخره رسیدین؟
    من، پدر و مادرم عزیزترین افراد زندگیم هستن و بعد از خدا میپرستمشون و هیچ چیزی نمیتونه این اصل رو به هم بریزه.

    با اجازه ات مینا جان
    یه چیزی میتونه این اصل رو بهم بریزه
    خانواده ات یعنی شوهر و فرزندانت

    و وقتی شوهرت رو در درجه اول این اصل قرار دادی
    اون وقت خود به خود بقیه مسائل هم درست میشه
    عزیزم نگران نباش
    ابتدا با شوهرت احساس یکی بودن داشته باش
    بعد با رفتارهای درست به او هم یاد بده که خانواده یعنی تو همسرت و فرزندانتون



    میشه راهنماییم کنید از این به بعد چه برخوردی داشته باشم؟
    باید چه عکس العملی میداشتم؟
    میشه بالهای صداقت از تجربیاتت واسه منم بگی عزیزم؟یه کم بیشتر راهنماییم کنی

    حتما
    فعلا از تمرکز بیش از حد روی پدر و مادر همسرت و رفتارهاشون بیرون بیا
    بعد گام به گام با کفش گام میریم جلو

    نترس مینای عزیزم
    بهت قول میدم وقتی بر خودت مسلط بشی بتونی در شرایط بحرانی واکنش های صحیح نشون بدهی که روی شوهرت هم تاثیر بذاره


    ساختن لحظات شاد

  9. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (دوشنبه 29 فروردین 90)

  10. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ
    دوتا سرویس طلا!!!،بهترین لباس و .......کلی احترام که متاسفانه واسه من بزرگترین عقده شدهاحترام!!!!!!!وقتی رفت آرایشگاه مامانم با یه کیک گنده رفت اونجا و بوسیدش اما مادر شوهر من اصلا با من نیومد گفت وظیفه خونواده عروسه!!!!!!!!!!!شاید از نظر شما حرفام و خواسته هام مسخره باشه اما واقعا واسه من یه عقده شده.[color=#C71585][b]کاش درست انتخاب میکردم اما افسوس که دیگه .............

    اما الان چجوری خودمو راضی کنم و بی خیال شم و حالا به فکر آرزوهمام نیفتم که خیلی دیر شده.
    حقیقش این چیزایی که شما گفتین، میشه همون نق زدن زنانه. منتها نه روی سر شوهرتون، بلکه توی تالار. یعنی واقعا یه لباس یا سرویس طلا شده واسه شما عقده؟ نه، مشکل اصلی شما یه جای دیگه است. شما با شوهرتون نتونستین با هم مچ بشین. هنوز با همدیگه مشکل دارین. از در و دیوار ایراد میگیرین. وگرنه اگه با شوهرتون خوب بودین اصلا اینا یادتون هم نمیومد و همش تو تاپیک خاطرات قشنگ و عاشقانه من و همسرم بودین.شما اگه با شوهرت خوب بشی بخش اصلی مشکل حله و گرنه که همش از این چیزا تو زندگی تون خواهید داشت.

  11. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (دوشنبه 29 فروردین 90)

  12. #18
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    سلااااااااااااااااااااام آقای تسوکه. سال نوتون مبارک. بالاخره اومدین!! خوب بود امتحان؟؟؟؟؟؟؟؟
    من که زبانشو خیلی بد زدم ولی بقیه درساش خوب بود. میشه ازتون یه خواهش کنم
    میشه پست 13و15 این تاپیکو جواب بدین لطفا؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  13. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    مینا خانوم میخوای زندگیت درست بشه یا نه . فقط میشنوی و عمل نمیکنی یا توجیه میکنی

    حرف از احترام میزنی اما شما حتی برای شخص اول زندگیت یعنی همسرت احترام قائل نیستی و با لفظ احمق و بیشعور خطابش میکنی .

    هرفردی تا وقتی مجرده خانواده اش یعنی پدر و مادرش و بعد از ازدواج خانوادش یعنی همسر و فرزندش و پدر و مادر در درجه دوم هستند .

    شما هرجوری که میخوای میتونی با خانواده همسرت و خانواده ی پدریت رفت و آمد داشته باشی اما به هیچ وجه رفت وآمدهای این دو خانواده به شما ربطی نداره . احترام نمیذارن به شما ربطی نداره . نمیرن به شما ربطی نداره . میرن به شما ربطی نداره . با هم چطوری برخورد میکنن به شما ربطی نداره.

    وقتی خانواده شوهرتو دعوت میکنی و از 5 نفر دونفر میان چرا باید فکرتو مشغول کنی که چرا نیومدن و اینو پای بی احترامی به خودت بذاری . شما فکر و حواست پیش اون دو نفر باشه که اومدن و بچسب به زندگی خودت .

    خودت مسول چگونگی ارتباطت با خانواده شوهرت هستی و باید مدیریتش کنی . حریما رو حفظ کن و توقعاتتم تعطیل کن .


    انتظار و توقع ممنوع !

    میدونی چرا ناراحتی تو برای همسرت ارزش نداره چون همیشه ناراحتی و همیشه غر میزنی و گله میکنی . دیگه براش لوس و بی معنی شده . خانواده همسرت کمتر از تو ناراحتیشونو میگن و فقط یکبار اما شوهرت داره با تو زندگی میکنه و اگر قرار باشه هر 1 ساعت یه بار بگی ناراحتمو..... همسرت طبیعیش اینه که خسته شه و بگه ناراحت باش مهم نیست .
    چند بار تو این تالار گفته شده که غر زدن و گله و شکایت زندگی رو نابود میکنه .
    چند بار گفته شده که وقتی ابراز ناراحتی کنید که همسرتون دلش بلرزه نه سر هرچیز کوچیکی بگی تا براش بی معنی شه .

    چقدر تو این تالار گفته شده که انقدر خانوادتون رو مطرح نکنید تا همسرتون احساس کنه که بیشتر از اون پدر و مادرتونو دوست دارید .


    شما مشکلت خانواده شوهرته ، خانواده پدریته اما از خانواده اصلی خودت غافل شدی و داری با دستای خودت زندگیتو خراب میکنی .

    این بدبینی و منفی بافی هات رو هم باید از بین ببری . همینطور توقعاتتو . همینطور خودبزرگ بینی و احساس مسئولیت بی جات رو .

  14. 4 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (سه شنبه 30 فروردین 90)

  15. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: مقایسه کردن و حسودی

    سال نوی شما هم مبارک، امتحانو دادم دیگه، حالا چی بشه نمی دونم. باید ببینیم نتایج چی میگه.
    اما در مورد کمک من:
    نقل قول نوشته اصلی توسط baran.68
    حرف از احترام میزنی اما شما حتی برای شخص اول زندگیت یعنی همسرت احترام قائل نیستی و با لفظ احمق و بیشعور خطابش میکنی.
    آفرین. چون می خواهیم مشکلت حل شه، راست و پوست کنده بهت میگم، شما از شوهرت کم تقصیرتر نیستی. همش میگی این کار و کردم و ابراز علاقه و ... و شوهرم اله و بله. حواست نیست گاها چی از اون بی چاره میگی. من دو ساعت فقط دو تا تاپیک های شما را گشتم و این بود ماحصل ادبیات شما در مورد همسرتون و خانواده ی او:
    ولی بازم طبق معمول مامان (ببخشید کثافت وبیشعورش) بغ کرد و هیچی به پسر آشغالش نگفت که بماند با هر حرف من یه نچ میکرد و شوهر بیشعورمو به جون من مینداخت.
    اونم از مامان بیشعورش که همیشه نمک به زخمم میپاشه چه مقصر من باشم چه پسر احمقش.
    دوست دارم بره و برنگرده. بره به درک،
    پررو طلبکارم هست.حالمم ازش به هم میخوره.
    چرا انقد نفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اون از هیچ جنبه ای از من بالاتر نیست که پایینترم هست.
    شوهر نامرد منم ورقش برگشت.
    از رفتارای احمقانه شوهرم و مادرش(به خصوص از اون نچ کردناش یادم نرفته) زجرم میده.
    انقد عموها و زن عموهاش پرفیس و افادنو و حسود که خدا میدونه
    (البته حقوق من بیشتره)
    اون اصلا خودش پایین تر از من نمیدونه(به نظرت باید همچین حسی داشته باشه.)
    شوهرش خیلی خوش تیپ تر و باکلاس تر از شوهرمنه. شوهر اون خیلی رمانتیک و دوست داشتنیه نه مثل شوهر من قد و مغروووووووورر،خیلی باهاش خوب برخورد میکنه حداقل تو جمع که ما میبینیم،من آرزوم بود که شوهرم مثل اون باشه.ببخشیدا، درسته به نظر من شوهرش از هرنظر از شوهر من بهتره اما دیگه خوشبختانه بهش حسودیم نمیشه
    دیگه چجوری بابای بیچاره من تحویل بگیره این آشغالا رو!؟
    چرا اینو این شوهر احمق من و خونوادش نمیفهمن؟
    چرا انتقدر بدجنس و بد ذات و بی منظورن!!!!!!!!!!!!!!!!!
    نکنه شوهر بیشعور من مثه همیشه باز بار و بندیلشو ببنده و بره خونه باباش!!!!

    جملات بالا فقط از دو تاپیکه و اگه همه ی تاپیک های شما را بگردم حتما چند برابر میشه. راستی در مورد خودت این جوری فکر میکنی؟ این که چقدر خوبی و به فکر زندگی ات هستی و خانواده ات خوب و پولدار و باشعور و ... و اون شوهرت یه بچه ننه ی بی شعور که هیچی براش مهم نیست با یه خانواده ی بی شعور.

    ببین، شما یه سری مشکل با شوهرت داری، معلومه چیه و راه حل هم از تغییر خودت شروع میشه. فرض کنیم که شما با شوهرت 4 مشکل داری. همه را گفتی و در تاپیک از خودم خسته شدم می خوام تغییر کنم گفتی که میخوای تغییر را از خودت شروع کنی و باز چند روز بعد یه تاپیک جدید باز میکنی و یکی از همون 4 مشکل را میگی و باز دوباره 3 تای دیگه را هم مرور میکنی. باز یه تاپیک دیگه و یکی دیگه از همون 4 تا و باز تکرار بقیه. به جای این بهتره که همون تاپیک را ادامه بدیم و به یه نتیجه برسونیم و بعد یه تاپیک دیگه.
    بنابراین من برای کمک به شما در تاپیک از خودم خسته شدم می خوام عوض بشم منتظر جوابم.

  16. 4 کاربر از پست مفید tesoke تشکرکرده اند .

    tesoke (سه شنبه 30 فروردین 90)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. غبطه و مقایسه خود با دیگران
    توسط Wishbone در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 16 بهمن 94, 11:58
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 خرداد 94, 14:00
  3. ده راه برای کاهش ریسک طلاق
    توسط بالهای صداقت در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 بهمن 90, 11:07
  4. مقایسه کردن ممنوع!( یا چطور بیاموزیم خود را با دیگران مقایسه نکنیم!)
    توسط آویژه در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 آذر 90, 22:00
  5. مقایسه کردن زبادی و تاثیر پذیری مخرب
    توسط sepi در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 مرداد 90, 02:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.