به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 96 [ 20:04]
    تاریخ عضویت
    1389-12-04
    نوشته ها
    404
    امتیاز
    6,886
    سطح
    54
    Points: 6,886, Level: 54
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    533

    تشکرشده 600 در 287 پست

    Rep Power
    57
    Array

    RE: پایان یک عشق اتشین.....بی اعتمادی به مردان

    پرستوی سفید عزیز
    بنظرم او تاپیک بدی نشده حتما بهش سر بزن.ایشون رو رد کردی ولی ادمهایی مثل ایشون بازهم وجود دارن که ممکنه سراغت بیان پس بهتره با عقاید این تیپ بتونی بهتر برخورد کنی و هم اینکه اطلاعات خودت بیشتر می شه حتما سر بزن
    این حس مقایسه رو درک می کنم ولی به یاد داشته باش نمیشه شنا کرد ولی خیس نشد، تو الان خیس شدی (عوارض اتمام رابطه) و تا خوش شدن (کنار اومدن با خودت) باید صبر کنی.
    بهتره در این مورد با مادرت صحبت کنی مطالبی که توی این سایت اومده رو براش بیان کن .این فاصله زمانی تا فراموشی منطقی که گفتم نظر من نیست نظر روانشناسهاست. بهش بگو چرا فعلا می خواهی صبر کنی.
    25 سال که سنی نیست بخوان نگرانت بشن حالا فرصت زیاد داری به مهارت کسب کردن خودت توی این مدت بپرداز.
    من هم با عوارض قطع ارتباط دست و پنجه نرم کردم ولی مال من بر خلاف شما از طرف یک دختر بود.پستم هنوز صفحه ی اوله خوشحال می شم بخونیش.
    به هر حال مادرها همشون نگران بچه هاشونن ایشونم با توجه به خواهر بزرگتر ت و این اتفاقی که افتاده نگران شما شدن.توجه داشته باش از روی دوست داشتن این حرف و می زنن.ولی همونطور که گفتم سعی کن باهاشون حرف بزنی.
    ایده ال که وجود نداره ولی فکر نمی کنم به موردی برخورده باشی که 70 درصد خوب بوده چون اگه اینطور بود که بله گفته بودی.
    اگر فکر می کنی به مشاوره احتیاج داری حتما برو کمک می کنه.

    دوست عزیز از لطفت هم بسیار سپاسگذارم امیدوارم تونسته باشم کمکی هرچند کوچک کرده باشم

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 تیر 90 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1389-12-16
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    1,599
    سطح
    22
    Points: 1,599, Level: 22
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 48 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پایان یک عشق اتشین.....بی اعتمادی به مردان

    حالا حتما باید ازدواج میکردی و بعد متوجه میشدی اشتباه کردی؟
    برو خذا رو شکر کن 2 سال اززندگیت رو صرف یه آدم اشتباهی کردی
    برو بگرد دنبال عشق واقعیت

  3. کاربر روبرو از پست مفید خاله سوسکه تشکرکرده است .

    خاله سوسکه (چهارشنبه 03 فروردین 90)

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 تیر 90 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1389-4-13
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    2,036
    سطح
    27
    Points: 2,036, Level: 27
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    124

    تشکرشده 124 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پایان یک عشق اتشین.....بی اعتمادی به مردان

    نقل قول نوشته اصلی توسط پرستوی سفید
    مشکل من الان مادرمه
    با اینکه خیلی دوسش دارم ولی واقعا داره بم فشار وارد میکنه
    روزی 5 بار تاکید میکنه که دختر تا یه سنی خاستگار داره بعدم میشینه گریه میکنه میگه اخر ارزوی عروسیت تو دلم میمونه
    فضای خونه الان واقعا برام سنگینه
    بعد 2 سال حالا باید از صفر شرو کنم
    چرا دخترا اینقد بدبختن واقعا؟
    اون که ازم جدا شه 5 سال حداقل وقت داره تا کامل منو فراموش کنه بعدم بره دنبال ایده الش بگرده و پیداش کنه
    اما من چی؟باید هر چه زودتر فراموشش کنم بعدم با هر کی اومد ازدواج کنم
    راستی واقعا دختر تا چه سنی خواستگار داره؟
    من دلم میخواد فعلا یه یه سالی تنها باشم بعدم با هر کی واقعا لیاقت داشت اردواج کنم
    ولی با توجه به شرایط فکر کنم باید 2 ماهه بله رو بگمم
    سلام دوست من!
    من هم فکر می کنم مشکل فعلی شما فشاری هست که مادرتون به شما وارد می کنه! پیشنهاد می کنم ایشون رو روشن کنید که با رفتار هاشون نه تنها به شما کمکی نمی کنند بلکه رو اعصاب شما دارند راه میرند!!!
    ازشون صریحا بخواید که سرزنشتون نکنه و انرژی منفی بهتون نده.
    شاد باشید.



 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.