نقل قول نوشته اصلی توسط tamas
بنظرم میاد شاید شناخت کافی از ایشون رو نداری چون چیزی در این مورد برامون ننوشتی و از حسنها و ایراداته ایشون هم چیزی نگفتی.
به چه دلیل دوستش داری؟ شما که هنوز چیزی از هم نمی دونید به نظرت این یک حسه واقعیه؟
با این اطلاعات من نه به این نتیجه می رسم که چیزی رو شروع کنی و نه چیزی را تمام.بنظرم هم اشتباه کردی همچین قراری گذاشتی که همچین حرفی زدی چی رو تموم کنید ؟
واقعیتش، دو سال بودن تو دانشگاه، و همکلاسی بودن، و این که سر یه سری مسائل درسی به هم کمک کردیم، مشخصا ایشون توی همدوره ای های ما جزء آدمای مثبت، تو ذهنم بودن و تو مثبتا هم از همه بهتر بودن. بهر حال آدم وقتی دور و برش رو میبینه تفاوت بین مثلا خانومای همکلاسی رو بعد از دوسال میتونه تشخیص بده.
مثلا من کسایی رو دیدم که خیلی (از نظر من) اخلاق سبکی دارند، وقتی لزومی نداره، زود صمیمی میشن و.. ولی من و ایشون حتی از فعلهای مفرد تو صحبتامون استفاده نمیکردیم
(که این نکات نشون دهنده نزدیک بودن فکرامون به همه) این که میگم تو مثبتا هم بهترن، واسه اینه من تو بعضی شرایط، از همکلاسی خانوم که به نظرم مثبت بودن، چیزایی دیدم که اصلن انتظار چنین رفتاری نداشتم، ولی ایشون نه، همونطوریکه انتظار داشتم رفتار میکنن. لبخند بجاش و .. بهر حال هم رشته ای هم بودیم و ..
من بدلیل مشکلاتی که داشتم تجربیات زیادی تو زندگی دارم، شاید نتونم دقیقا اونا رو بیان کنم، ولی از اونا میتونم کمک بگیرم تو هر شرایطی.
از دستش بدم، و زندگی خوبی نداشته باشه حتما خیلی ناراحت میشم. اینکه گفتم سریع تموم کردم، واسه این بود که درسش خوب بود، و ایشونم واسه ارشد برنامه داشت، نمیخواستم این کارم، باعث بشه تو ارشد، ضربه ببینه.
گفتم با توجه به شرایطم، که جالب نبود، دیگه به من فکر نکنه. اینجوری ممکن بود فشار بیشتری به من بیاد، که اومد. ولی حداقل ایشون فکر میکنه از طرف من همه چیز تموم شدست، و به درساش و آینده بهتر فکر میکنه.
البته من اگه ارشد قبول شم که احتمالش کمه تو رشتمون، چون شرایطه مثبتم از منفی، سنگین تر میشه، اونوقت به احتمال زیاد میتونم خوشبختش کنم. تمام سعیمو میکنم ولی باید منطقی باشم، با وضعیت درسی من، احتمالش کمه لطفا نگید که ارشد همه چیز نیست که این حرفا همش کشکه، مثل اینه که آدم بگه کسی که کارمند مخابراته و راننده آژانس یکی هسن! البته میشه تو هر شرایطی از زندگی لذت برد، همیشه شرایط بدتری از شرایط بدمون هستن...
همین و تشکر

نقل قول نوشته اصلی توسط Hamed65
فعلاً که شما می گویی آمادگی برای ازدواج نداری، پس به نظر من سعی کن به اون دختر فکر نکنی و فراموشش کن.
حتی اگر هم بخواهی با او ازدواج کنی، این عشق چشمت را کور می کند و نمی گذارد درست او را بشناسی. اصلاً خوب نیست اگر در مرحله شناخت آدم عاشق طرف مقابل باشه. چون آدم عاشق همه چیز به چشمش زیباست و نمی تواند عیب ها را ببیند!
مرسی من یه جواب به آقا یا خانوم tamas دادم. این شناخته همچین کم هم نبود. اگه شرایطشو داشتم، خدا رو شکر اونقدر تجربه تو زندگیم دارم (البته نه از این تجربه ها،) که بتونم بیشتر بشناسم و..

تشکر