به نام ایزد دانا
سلام سلام سلام به همگی
پیشاپیش عیدتون مبارک باشه
خب خواستم بگم زیادی نگرانم نباشیدمن هستم سالم زنده سرحال و شاد
امروز وقت مشاوره داشتم که متاسفانه همسر عزیزم اجازه صادر نکردند و من اطاعت امر کردم![]()
از زمانیکه انی عزیز کتاب رو معرفی کردند اول کتاب و تهیه کردم بعد مطالعه و بعد با چند مشاوره گفتگو کردم
انی جووووووووووون عجب کتابی بود هاااااااا خوندم با خودم گفتم شمیلا کجای کاری تو بیماری بیا از خیر این بنده خدا بگذر (عزیز دلم)یه خورده به خودت برس که از دست رفتی هنوز اول جوونیته
انی جون اون کاری که گفتی امتحان کردم من زنگ نزدم اون زنگ زد (البته به سختی اگه زنگ نمیزد خودم زنگ میزدم) اما یه خورده معمولی صحبت میکردم یعنی زنگ میزدم یا زنگ میزد میگفتم سلام عزیزم خوبی مرسی و...میگفت از چیزی ناراحتی؟میگفتم نه....میگفت با کسی بحثت شده میگفتم نه ...میگفت چرا اینجوری صحبت میکنی خندم میگرفت ;)دیدم اونم ناراحت میشه دلم نیومد از 3بار بیشتر ادامه ندادم و خیلی عشقولانه شروع به صحبت کردم
خودمونیم ولی سخته هاااااااااااااااا بازیگریشوخی کردم بازی نکردم
خب سارا جون فکر کنم شکر خدا شک و تردید تموم شده و دیگه چیزی در این مورد عذابم نمیده البته نمیدونم چرا یکی از چیزایی که عذابم میده رفع میشه مسئله دیگه به وجود میاد اونم مربوط میشه به خاله زنک بازیهای اطرافیان
راستی با یه مشاورم که صحبت کردم یه کتاب بهم معرفی کرد بگم؟؟؟
کتاب:هیچ چیز نمیتواند ناراحتم کند
بهم گفت خودتو تو شرایط طرد شدگی قرار بده تنها باش و.........
اینم خلاصه ای از ماجراهای این یک ماه
سال خوبی داشته باشید![]()








من هستم سالم زنده سرحال و شاد




علاقه مندی ها (Bookmarks)