سلام
ما یه فامیل داشتیم که همین 6 ماه پیش عقد کرد
این دخترخانم فامیل ما راضی نبود با آقایی که اومده بود خواستگاریش ازدواج کنه. خودش فوق لیسانس و حافظ قرآن و از یک خانواده فوق العاده سرشناس ولی اون اقا پسر فوق دیپلم بود و خیلی دوسش داشت و اصرار بر این ازدواج داشت
جشن عقدکه برگزار شد بلافاصله فرداش پسره رفت و گفت دختره رو نمیخوام. ضربه خیلی بدی به دختر وارد شد. جشن گرفته بودن و عقدکردن ولی قرار بود فردا صبحش برن محضری کنن که اینطوری شد
چند ماه حالش خیلی بد بود و واقعا حق داشت. بعد که گذشت فهمیدیم یه نفر که معلوم نیست کیه اونا رو احتمالا جادو کرده بود و کل خانواده آقا پسر که تا شب عقد عاشق این دختر بودن یهو دیدشون عوض شده بود
ممکنه دلیل رفتار این آقا پسر جادو نباشه ولی اینم یک احتماله. تصورش رو بکنید که جشن عقد میگرفتید و بعد اینطوری میشد. خیلی سختتر بود درسته؟
الان این دخترخانم خیلی بهتر شده و قضیه رو فراموش کرده و دیگه بهش فکرنمیکنه چون عمیقا معتقد به قسمت هست
نگران نباشید. لزوما دلیل رفتار ایشون عیب و ایرادی از جانب شما نیست. حرف دیگران، جادو، لایق نبودن خودش و دلایل بیشماری میتونن سبب این مساله شده باشند.
توکلتون بر خدا باشه و مسیر زندگی عادیتون رو درپیش بگیرید با قوت و اعتماد به نفس![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)