سلام mahsa60 جون
من هم مشکلی شبیه به مشکل تو دارم، با گفته های blue sky شدیدا موافقم. به نکته های جالبی اشاره کرده بود:
1- به نظر من حالا که خواهرت نسبت به شما حساس شده دیگه صلاح نیست که شما مستقیم بهش چیزی بگین، چون هر حرف شما رو بد برداشت می کنه.شما فقط بهش بگین که من چون دوستت داشتم بهت حرفی زدم و دیگه هم چیزی نمی گم و فقط برات آرزوی خوشبختی می کنم. اما مراقب باش.
2-اما سعی کن که ارتباط دوستانه ای با مادر یا پدرت برقرار کنی. و اگر مورد خاصی می بینی اون رو به اونها بگی و اجازه بده پدر یا مادرت با خواهرت ارتباط برقرار کنن.
3-یک نصیحت هم می کنم. تجربه به من ثابت کرد که خانواده دختر تحت هیچ شرایطی نباید مسئولیتی که مرد بر عهده دارد رو به دوش بکشند. آدم نون و پنیر شوهرش رو بخوره بهتر از اینه که خانوادش تو سفره شون بهترین غذاها رو بذارن. چون اولا مرد تنبل می شه و ثانیا مرد عادتشه که قدر چیزی رو بدونه که براش زحمت می کشه.
آقای mohsenazizi این که یک پسر الان چیزی نداره اصلا مهم نیست، مهم اینه که چرا این آقا که 29 سالشه چیزی نداره یا کاری نکرده تا حالا؟ چرا به تازگی رفته سر کار؟ تا حالا چیکار میکرده؟ علت این که مهسا میگه من که دخترم پس انداز دارم این هست که من به فکر زندگیم بودم با اینکه مسئولیت مالی به عهده من نیست ولی اون آقا به این فکر نبوده تا الان. گذشته اون اقا مهم نیست ولی باید بدونیم که گذشته آینه ی آینده است. از کارهایی که در گذشته کرده و میزان همتی که در گذشته داشته میشه فهمید در آینده چی میشه!
مشکل مادر ایشون هم خیلی مهمه. چه بسا ازدوواج هایی که در اثر دخالت های مادرشوهر و کارشکنی های اون به جدایی منجر شده.
درسته که خواهر ایشون بالاخره باید ازدواج کنه ولی مهم اینه که ازدواجی نکنه که فردا برگرده.
مهسا جون این تاپیک رو حذف نکن![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)