به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29
  1. #11
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    به نظرم به جاي اينكه اينقدر روي خصوصيت هاي منفي پدرت متمركز باشي به محاسن و ويژگي هاي خوبشان فكر كن و از آنها برامون حرف بزن .


    خصوصيات همه ي آدم ها ، مجموعه اي از خوب و بدهايي است كه ذهن ما تعيين مي كنه به نيمه ي پر ليوان ايشان فكر كن و همانها را ببين همانهايي كه برايت خوب تعريف شده .

  2. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 23 اسفند 89)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 30 دی 91 [ 22:06]
    تاریخ عضویت
    1389-6-16
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    2,381
    سطح
    29
    Points: 2,381, Level: 29
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    133

    تشکرشده 133 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    پسر خوب شما هیجوقت نمیتونی پدرتو عوض کنی.فقط سعی کن کمتر بهش حساس بشی.همیشه از چیزایی که داری شکر خدا رو کن. به خدا آدمایی هستن که پدر بالا سرشون نیست و حصرت همون پدری که بخوره و بخوابه رو میکشن. قدر پدرتو بدون. بزار بجای اینکه اون تورو درکت کنه تو درکش کنی.اون تو یه دنیای متفاوتی زندگی کرده بخاطر همین شاید درکت نکنه.به زندگی خودت فکر کن و به پیشرفتت. مادرتم خیلی خوب داره کنار میاد و با کلاس قرآن و ورزش سعی میکنه کمتر به این موضوع فکر کنه. پس تو هم هش کمک کن وروحیه بده. هیچوقت جلو مامانت بد بابا رو نگو . همیشه ازش جو مامانت تعریف کن تا یکمی دلگرمی بدی به مادرت. بازم میگم قدرشو بدون!اونایی که ندارن میفهمن چی میگم

  4. 2 کاربر از پست مفید sina7119 تشکرکرده اند .

    sina7119 (دوشنبه 23 اسفند 89)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 بهمن 91 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    4,847
    سطح
    44
    Points: 4,847, Level: 44
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,967

    تشکرشده 1,971 در 570 پست

    Rep Power
    82
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    دوست عزیز!

    اون تاپیکی که بهشت لینکش رو گذاشت مال منه،هم اونو بخون هم تاپیک دیگه ام :" پدرم رفت پیش خدا"
    خوندنش اگه سودی نداشته باشه ضرر هم نداره.

    نکاتی رو بهت میگم که خدای نکرده تا دیر نشده بهشون توجه کن

    گفتی پدرت بیسواده و مثلا فرق پیام بازرگانی و اتمام فیلم رو نمیدونه؟
    پدر من هم همینطور بود! پیر و بیسواد... اصلا خوبه پدر شما فیلم می بینه و فوتبال هم می بینه و نتیجه اش رو ازت می پرسه!
    پدر من اصلا با تلویزیون میانه خوبی نداشت---اون جوانیش ساعت داشته اما خیلی ساله که ساعت رو نمیتونست ببینه چنده و از ما سوال میکرد" ساعت چنده ؟ " یا " امروز چند شنبه ست؟ " یا " چند روز مونده به سر برج ؟" یا " این اسکناس 5 هزار تومنی یا ؟ "و ...

    حالا دیدی؟ من هیچوقت اسم این رفتارهای پدرم رو " درک پایین " یا ... نذاشتم و نمیذارم چون به قول کامران اون پیر بود و بیسواد اما من جوان و تحصیلکرده !

    در جواب سوالات پدرم به فرض نمیگفتیم ساعت 53/9 دقیقه!! چون میدونستیم براش سخته .میگفتیم 10 دقیقه مانده به ساعت10 تا متوجه بشه.
    الهی من فدای اون بیسوادیش بشم که با همون بیسوادیش ازش درس گرفتم

    گفتی :حتی برای خرید لباس هم مادرم میره براش میگیره بدون اینکه خودش رو ببره
    درست مثل پدر پیر من!
    همیشه ما براش لباس می خریدیم .گاهی به ندرت داداشم تشویقش میکرد و می بردش بیرون .
    باور میکنی بگم اندازه لباسهاشو با "خط کش یا وجب " می گرفتیم تا اندازه براش بخریم ؟
    چون ماشاءالله قدش بلند بود لاغر و کمتر لباسی اندازه اش بود نمیشد بگیم ایکس لارج یا دو ایکس لارج چون یا کوتاه بود یا گشاد همیشه هم رنگ تیره...

    گفتی میخوره و میخوابه ؟
    پدر من هم چون پیر بود توان کار نداشت اما خواب هم نداشت(الهی بمیرم) من و برادرم بهش پول میدادیم و گاهی به زور میگرفت .
    تو به پدرت پول میدی ؟(انشاء الله بری سرکار میدی مگه نه ؟)

    گفتی: مادرم هم کلاس قرآن میره وصبح ها میره ورزش.ولی فایده ای نداره

    چه خوب مادر من اصلا اهل این کارا نبود و حالا بدتر، نیست.اونم حدود 65 سالشه و پیره...بیسواد و دقیقا فرق پیام بازرگانی و تمام شدن فیلم رو نمیدونه و فکر میکنه ما کانالرو عوض کردیم و اگه از فیلمی خوشش بیاد میگه : تو رو خدا همون کانال رو بذارید ! پس مادرت اوضاعش بهتره ظاهرا


    گفتی :اختلاف سنی پدر و مادرم 21 ساله

    خب از اول که قبول کرده زن مردی با 20 سال اختلاف سن بشه فکر این زمان رو حتما کرده مگه نه ؟
    اصلا چرا ازدواج کردن ؟
    دوستش داشت ؟ اگه بله، این مرد پیر و بیسواد همون داماد چند سال پیشه که حالا پیر شده....عشق و دوست داشتن که موقتی نمیشه، میشه ؟

    برادر جان قدر همین پدر پیر و بیسوادت رو بدون و بهش تا میتونی نیکی کن که خداوند تو قرآن بعد از اطاعت خودش اطاعت پدر و مادر رو توصیه کرده به بنده اش
    و مطمئن باش بی حکمت نیست... چون رضایت چدر و مادر از فرزند در عاقبت بخیری یا عاقبت شری فرزند غوغا میکنه .
    از همین حالا تصمیمت رو بگیر که با پدرت مهربونتر باشی

  6. 3 کاربر از پست مفید فرانک1389 تشکرکرده اند .

    فرانک1389 (سه شنبه 24 اسفند 89)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 اسفند 89 [ 19:22]
    تاریخ عضویت
    1389-12-22
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,559
    سطح
    22
    Points: 1,559, Level: 22
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    ممنون از راهنمایی هاتون.


    شکر خدا این چیزایی که دوستمون فرانک 1389 فرمودند رو نداره.فرانک خدا پدرتون رو بیامرزه.خدا بهتون صبر بده.
    شکر خدا خرجش رو خودش در میاره و هنوز به ما احتیاجی نداره.
    ازدواج پدر و مادرم هم از سر اجبار بوده.به خاطر پدر بزرگی که هیچ وقت ندیدمش.

    با صحبتهایی که کردید،خیلی امیدوار شدم.سعی میکنم کمتر حساس باشم.مثلا امروز که جومونگ 2(امپراطور بادها) داشت،کلی با حوصله بهش فهموندیم که این نوه ی اون جومونگ هست،خود اون نیست.فقط هنرپیشه اش یکی هست.

    راستش من خودم وقتی این وضع رو میبینم خیلی از پیری میترسم.میگم نکنه یه روزی خودم هم فرق تبلیغ و تموم شدن فیلم رو نفهمم.

    یه سوال : مادرم رو بفرستم مشاوره یا روانشناس که حساسیتش کمتر شه؟

    تشکر.از همتون هم ممنونم.سبک شدم.تشکر که وقتتون رو صرف جواب دادن به من میکنید.

  8. 2 کاربر از پست مفید Rhodes تشکرکرده اند .

    Rhodes (سه شنبه 24 اسفند 89)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    ببخشید من هم فرق اون دو تا جومونگ را که گفتید نمی دانم. حالا چه اصراریه که بنده خدا را اذیت می کنید.

    ولی خوشحالم که منطقی تر و آروم تر شدید.

    خودتون فضای خونه رو شاد و صمیمی کنید. رشته ی ارتباط پدر و مادر بشید.

    بشین باهاشون جومونگ ببین و با هر دو صحبت کن. در مورد فیلم هنرپیشه ها ... کم کم ارتباط سه تاییتون بهتر می شه.

    به نظرم مادرتون برن مشاوره بد نیست. این که با کمک مشاور بتونن هم ارتباط بهتری با همسرشون داشته باشند و هم خودشون را از افسردگی بیرون بیارند.

    شما هم که گفتید پدرتان از سنش کمتر به نظر می رسد و خدا را شکر سرحال است.

    فکر کنم مادرتان از اجباری بودن ازدواجش دلخور است و مساله ربطی به شرایط کنونی پدرتان ندارد. یک درد کهنه است توی دلش.

  10. 4 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (سه شنبه 24 اسفند 89)

  11. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 اسفند 89 [ 19:22]
    تاریخ عضویت
    1389-12-22
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,559
    سطح
    22
    Points: 1,559, Level: 22
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    تاپیک فرانک 1389 رو خوندم.بی اختیار گریم گرفت.خیلی هم گریم گرفت.

    وقتی کسایی رو میبینم که 60 سالشون هست و هنوز پدر و مادرشون زنده اند واقعا از ته دل آه میکشم،که چرا من نباید... .خیلی از اینکه مادرم و حالا پدرم رو از دست بدم میترسم.همیشه همه وقت و همه جا از خدا خواستم عمر من کوتاهتر باشه.

    دیگه میخوام یه راه و روش نو تو زندگیم به وجود بیارم.از همتون هم ممنونم.

  12. 5 کاربر از پست مفید Rhodes تشکرکرده اند .

    Rhodes (سه شنبه 24 اسفند 89)

  13. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    سلام. من هرروز میومدم این تاپیک و نظرات رو میخوندم.
    خوشحالم که این جوری داره پیش میره.
    مطمئن باش که اگه پدرت هم صحبت پیدا کنه این کارایی که از نظرت عجیبه، (خوردن و خوابیدن و به فکر خودش نبودن) کمتر میشه. ایشالا که بتونی خوب روی پدرت تاثیر بذاری و با این روحیه ای که داری به ایشون هم امید بدی برای یه زندگی شادتر.
    خیلی خوبه پسری به خوبی شما داره که برای اینکه مشکلت حل بشه اومدی و از دیگران کمک میگیری و یه همچین تصمیم خوبی هم گرفتی.
    هر چی به پدر مادر خوبی کنیم برامون میمونه.
    کم نذار براشون

  14. 5 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (سه شنبه 24 اسفند 89)

  15. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 اسفند 89 [ 19:22]
    تاریخ عضویت
    1389-12-22
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,559
    سطح
    22
    Points: 1,559, Level: 22
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    هم صحبت؟
    مثلا کی؟وقتی هم کسی میاد خونمون از داستانای قدیمی تعریف میکنه.دقیقا با جزئیات.شکر خدا آلزایمر و فراموشی دیگه نداره.

    اگه این سایت نبود،شما دوستان گلم نبودید،من درد دلم رو به کی میگفتم.قربون همتون برم.

  16. کاربر روبرو از پست مفید Rhodes تشکرکرده است .

    Rhodes (سه شنبه 24 اسفند 89)

  17. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 91 [ 23:49]
    تاریخ عضویت
    1389-9-16
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    3,588
    سطح
    37
    Points: 3,588, Level: 37
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    175

    تشکرشده 175 در 96 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    من تازه تاپیکتونو خوندم خوشحالم که اینقدر روحیتون خوب شده خیلی خوبه که ایشون آلزایمر ندارن شما خودتون می تونید یه فرصتی را برای شنیدن داستان های ایشون وقت بذارید اینطوری باعث می شه تا هم از تجربه های ایشون استفاده کنید هم رابطتون با ایشون صمیم تر شه

  18. کاربر روبرو از پست مفید sara20 تشکرکرده است .

    sara20 (سه شنبه 24 اسفند 89)

  19. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 27 اسفند 89 [ 19:22]
    تاریخ عضویت
    1389-12-22
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,559
    سطح
    22
    Points: 1,559, Level: 22
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اختلاف با پدر

    ولی مشکل اینجاست که تا حالا بیشتر از 50 بار تعریف کرده و منم دیگه با جزئیات حفظ شدم.بعضی اوقات یه داستان رو روزی 5 بار تعریف میکنه.خودشم میدونه تعریف کرده،ولی بازم تعریف میکنه.
    مثلا داریم فیلم میبینیم مار نشون میده.بعد داستان اینکه یه روزی یه مار دیده و چی کارش کرده رو تعریف میکنه.وسط فیلم.حتی نمیذاره تموم شه.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.