فرشته مهربان عزیز...
ممنون از راهنمائی به جات..فقط یک مورد...در مورد کارهای خونه تقریبا ما اشتراکی انجام میدیم اما کلا آشپزی به عهده من هست ... حالا به نظرت بازم این موضوع تداخل رو مطرح کنم؟؟
آخه من هم شاغلم.... اوایل خیلی سر انجام کارها با هاش بحث میکردم..چون من خونه مادرم هیچ کار نمیکردم و اصلا بلد نبودم...یک ماکارانی درست کردنم 3 ساعت وقت میگرفت و من حسابی ضعیف شده بودم و خسته و اون اصلا حاضر نبود به سمت گاز بیاد فقط توی کارهای دیگه کمک میکرد...ظرف شستن سالاد درست کردن و ...
البته الان هم همینطوری هست...اما خوب من یاد گرفتم توی این 4 ماه و کارآشپزی و سریعتر انجام میدم...اما همین که من اوایل بلد نبودم باب این دخالتها رو باز کرد... با وجود اینکه خودش آشپزی نمیکرد اما دخالت میکرد... من هم همیشه به طور مستقیم بیان میکردم که چون من غذا میپزم پس شما دخالت نکن... راستش رو بخای یک جوری میترسم با مطرح کردن موضوع دخالت کاملا از انجام کارهای دیگه هم سر باز کنه...
اگر ممکنه راهنمائیم کنین جون واقعا بعضی مواقع احساس درموندگی هم میکنم... کار خونه خیلی سخته..
اما همسر من حتی حاضر نیست یک نیمرو درست کنه... سمت گاز نمیره که میترسه من دفعه بعد هم ازاون انتظار داشته باشم... حاضره گرسنه بمونه اما من خسته غذا درست کنم...
فقط دخالتهاش برای منه..![]()







چون من خونه مادرم هیچ کار نمیکردم و اصلا بلد نبودم...یک ماکارانی درست کردنم 3 ساعت وقت میگرفت و من حسابی ضعیف شده بودم و خسته و اون اصلا حاضر نبود به سمت گاز بیاد فقط توی کارهای دیگه کمک میکرد...ظرف شستن سالاد درست کردن و ...

علاقه مندی ها (Bookmarks)