سلام
---
امشب رفتیم شب نشینی (+تعمیرات کامپیوتر) خونشون
با اجازتون همینطوری که تازه وارد خونه شدیم این دختر بانو هم اومدن سلام کنن بنده چند میلی ثانیه هنگ کردم!، در همین حال پدرشون رو به من کرد گفت مگه کوه بودی که این کوله پشتی (لپتاپ) را آوردی، بنده هم جواب دادم سلامت باشید تشکر!!
خلاصه سوتی تابلو دادیم!
----
در کل امشب شب شیرین و بیاد ماندنی بود.
امیدوارم خدا من رو در این راه یاری کنه و همونطور که همیشه ازش خواستم بهترین ها روبه من هدیه کنه.و تا حالا هم هرچی از خدا خواستم، با یاری او و تلاش خودم، بهش رسیدم.
---
تصمیمم واسه ارشد قطعی شد و میخوام انشالله با جدیت تمام بخونم که یک ضرب قبول بشم.
خوشبختانه خدا یک نعمت بزرگ به من داده و اون "صبر" هست که الان باید بکارش بگیرم...
امیدم رو هم به آینده از دست نمیدم. مطمئنم که خدا هوامو داره و همه چیز رو کم کم مهیا میکنه...
---
و مرسی از همراهی و راهنمایی تمام عزیزان. از تمامی نقطه نظراتتون بهره بردم.









به من هدیه کنه.و تا حالا هم هرچی از خدا خواستم، با یاری او و تلاش خودم، بهش رسیدم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)