سلام سارا جونم
خوبی؟ چرا این قدر کم میای تالار دلم تنگیده بود برات.
ممنونم که به فکرم بودی.
لبخند که چه عرض کنم قهقهه رو هم میتونی رو لبام ببینی.من نمی تونم زیاد رو یه مشکل زوم کنم و غصه بخورم متاسفانه صورت مسئله رو پاک می کنم.
من الکی خوشم. خیالت راحت.
اما در مورد همسرم دارم همه سعیم می کنم. هم بهش خیلی زیاد محبت می کنم هم خیلی تو دسترسش نیستم. هم غصه هام تو دل خودمه پیش همسرم بروز نمی دم. هم تو خونه خیلی شاد رفتار می کنم و هم به خودم می رسم و زمانی و مختص خودم قرار می دم تا کم نیارم. و هم دیگه اندازه خودش مثل قدیما ازش توقع محبت و احترام دارم نه بیشتر.
همسرم تقریبا هنوز همونه و خیلی فرقی نکرده. مثال:
1 هفتس که ماموریته 2 روز بعد از رفتنش تلفنی ابراز دلتنگی کردم زد تو ذوقم و گفت همش 2 روزه اومدم. قبلا این جور مواقع می گفتم یعنی برای تو 2 روز کمه و اصلا دلت برام تنگ نشده؟
این بار گفتم راست می گیا همش 2 روزه خیلی نیست نمی دونم چرا برای من طولانی گذشت نبودت. اما راست می گی حالا حالا ها وقت داریم واسه دلتنگی برو خوش باش ما هم خوشیم و دارم خونه رو تمیز می کنم. اونم چیزی نگفت و خداحافظی کردیم.
دلم از حرفش گرفت اما با نوع حرف زدن خودم مانع درگیری و بحث بیشتر شدم.
این جوری داریم روزگار می گذرونیم.
خودمم ارومترم گاهی بی تاب بابا می شم اما باهاش کنار میام و تو تنهایی خودم گریه می کنم. حتی نم یذارم پسرم بفهمه.
بازم ازت ممنونم
![]()









من نمی تونم زیاد رو یه مشکل زوم کنم و غصه بخورم متاسفانه صورت مسئله رو پاک می کنم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)