به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Threaded View

  1. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 دی 91 [ 01:31]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,701
    سطح
    24
    Points: 1,701, Level: 24
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    127

    تشکرشده 130 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عروسیمه اما نمیخامش

    سلام عزیزم،

    درد دلت را خوندم، خیلی ناراحت شدم و وظیفه خودم دانستم که تجربه تلخ زندگیم را برایت بنویسم تا شاید چراغی باشم برای روشنایی راه زندگیت.

    من 24 سال زندگی مشترک خود را با مردی که بدبین بود گذراندم. 3 روز از ازدواج ما گذشته بود که متوجه بدبینی او شدم و متاسفانه چون حامله بودم نتوانستم جدا شوم. و خانواده ام مرتب به من می گفتند که گذشت زمان همه چیز را درست می کند. تو را می شناسد و به تو اعتماد پیدا می کند. درست همین مشکلاتی که تو نوشتی. اگر مردی به سمت من نگاه می کرد یا به من می خندید بعد از یک دعوا مفصل چند ماه قهر را در پیش داشتم. دیگر طوری شده بود که به تمام خواسته هایش تن دادم و شده بودم مثل یک عروسک در دستانش تا بتوانم محیط آرامی را برای خودم و بچه هایم درست کنم. به غیر از خواهر و برادرم و چند خانواده از دوستانش با کسی ارتباط نداشتیم و تقریباً منزوی شده بودیم. اگر به این شکل هم او از زندگی راضی بود من حرفی نداشتم. ولی باز هم موردی را پیدا می کرد تا همه آرامش را به هم بزند. بعد از 24 سال هنوز به من اعتماد نکرده بود و اگر چند دقیقه به خانه دیر می رسیدم بدبینانه در چشمانم نگاه می کرد و می گفت کجا بودی. چندین بار او را دیدم که مرا تعقیب می کند. وقتی ازش می پرسیدم آیا چیزی دستگیرت شده است؟ می گفت اگر چیزی پیدا کرده بودم که طلاقت می دادم. گذشت زمان نه تنها اوضاع را بهتر نکرد بیماری او شدیدتر هم شد و متاسفانه اینگونه افراد هیچ کس را قبول ندارند. چه برسد به مشاور و روانشناس. بالاخره طاقتم تمام شد و سال گذشته جدا شدم. من خانواده خودم را به خاطر این کوته فکریشون که باعث شد قشنگترین سالهای زندگی من به سخت ترین و دردناکترین روزها تبدیل شود، مقصر می دانم.

    امیدوارم از تجربه من استفاده بکنی و اشتباه مرا تکرار نکنی.

    برایت دعا می کنم.
    پروردگارا ! کمکم کن دیرتر برنجم،
    زودتر ببخشم،
    کمتر داوری کنم و بیشتر فرصت دهم
    و شاکر نعمتهایت باشم.


  2. 13 کاربر از پست مفید shahnaz66 تشکرکرده اند .

    shahnaz66 (چهارشنبه 18 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. موسیقی بی کلام فوق العاده
    توسط pasta در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 06 تیر 93, 16:56
  2. خاطره بد از مراسم عروسیم
    توسط shiva64 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 آبان 91, 13:18
  3. موسیقی درمانی
    توسط ani در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 25 آذر 90, 15:06
  4. جشنواره موسیقی فجر از 19 اذر اغاز می شود
    توسط محمدابراهیمی در انجمن موسیقی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: دوشنبه 03 اسفند 88, 12:58
  5. *** موسیقی های شاد محلی ***
    توسط فرشته مهربان در انجمن موسیقی و آرامش، دانلود موسیقی و...
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 آبان 88, 06:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.