بئاتریس عزیز واقعا ممنونت هستم از اینکه اینجا هستند کسانی که راهنماییکنن منو واقعا دارم عذاب میکشم وبه درستی حرفت ایمان دارم از اول مقصر خودم بودم نباید خانواده ها رو با هم درگیر میکردم.اصلا فکرش رو هم نمیکردم اوضاعم اینجوری بشه.من مستقل هستم چون خانواده ها هر دو طرف نمیشینند با هم صحبت کنند من از هر دو طرف گیر افتادم این چند روز فقط تو سایت های مشاوره بودم با خیلی ها هم مشورت کردم.اما در اخر به این نتیجه میرسم که باز هم من هستم که باید اوضاع رو درست کنم اگه بخوام لج بازی کنم و خانواده ها رو درگیر کنم خرابتر میشه.مقصر خانواده من هم هستند من واقعا خوشحال بودم اون روز اما اصلا فکرش رونمیکردم با یه تلفن به اینجا برسم.من از خانواده ام انتظار بیشتری داشتم دوست داشتم برادرم با حضورش برام مایه ی افتخار جلوی خانواده همسرم باشه که بگن به فکرش هستند اما حضور اون با یه اخم و فقط یه دور زدن همراه بود اول و اخرش اونها همون رو خریدن ولی به ه قیمت به قیمت حرفی که تا آخر عمر هیچ وقت از یادم نمیره.با خوندن پاسخ شما واقعا احساس آرامش کردم خوشحال میشم باز هم راهنماییم کنید چون واقعا به آرامش نیاز دارم.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)