به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 65 , از مجموع 65
  1. #61
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: آینده این رابطه رو شما کمک کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط sisili
    متاسفانه ادمایی که من باهاشون سر و کار دارم این طوری هستن که وقتی پاسخ نه رو از من می شنوند به جای اینکه به این فکر کنن که حالا باید کجا بریم و چه کنیم به این فکر می کنن که چقدر سیسیلی ادم بی ادبیه که ما بهش رو انداختیم و اون رومون و زمین انداخت.
    شما از کجا می دونین که اونها این جوری فکر میکنن. تا اونجایی که معلومه شما بهشون نه نگفتین. پس از کجا میدونین؟ میشه چند نمونه را نام ببرین که اونها ناراحت شدن، تا ما متقاعد بشیم که شما به جای اونها فکر نمی کنین؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (دوشنبه 09 اسفند 89)

  3. #62
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: آینده این رابطه رو شما کمک کنید

    سلام
    جناب تسوکه شما از راهنمایی بنده انصراف بفرمایید می ترسم تو امتحان دکترا از مزایای نه گفتن بنویسید.
    اما چند نمونه ای که خواستین:
    یک بار خواهر شوهرم بهم گفت میای بریم بازار با کلی من و من گفتم نه چون اون روز به شدت کار داشتم و اصلا بازار خریدی نداشتم که برم. یکی دوهفته بعدش به همین خواهر محترم گفتم میای بریم فلان جا گفت نه. چون اون موقع که من بهت گفتم بریم بازار تو روم و زمین انداختی.
    مورد بعدی:
    یک بار مادر شوهر محترم فرمودن همه خونه ما هستن بیا خونمون ناهار و من اون روز وقت دکتر داشتم و گفتم که باید برم دکتر و ممنون که گفتید اما من نمی تونم بیام چند وقت بعدش که من اون و دعوت کردم گفت من که مثل تو نیستم دعوت و رد کنم باشه حتما هم میام.
    یه بارم همه رو دعوت کرد من و دعوت نکرد وقتی اعتراض کردم گفت اون روزی که دعوتت کردم تو نیومدی برای چی دوباره بهت رو بزنم.
    مورد بعدی :
    یه بار مامانم می خواست بیاد خونمون و من اون روز امادگی نداشتم خلاصه با کلی بیچارگی اومدنش و انداختم واسه 3 روز بعدش. و او رد کرد و گفت حرف حرف تو نیست حالا که وقتی من میخوام بیام تو رد می کنی اومدن بعدی رو هم من تعیین می کنم.
    بازم بگم؟
    من می دونم بعد از نه گفتنم دیگران چه افکار مزخرفی و تو ذهنشون می پرورونن. اینه که از نه گفتن می ترسم حتی به کسایی که این افکار و ندارن.
    ممنون

  4. #63
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: آینده این رابطه رو شما کمک کنید

    سلام سيسيلي بانو!
    بابا درسته كه درست نيست كه ما كسي رو ناراحت كنيم (چي گفتم!) و تا جايي كه ممكنه بايد سعي كنيم در ابراز محبت به فرموده ي امام علي ع نامحدود باشيم (حديثي از ايشون هست كه ميگه اگر انسانها مي دانستند كه باهم بودنشان محدود است محبتشان نامحدود ميشد) اما شما نبايد اجازه بدي اطرافيانت از اين رفتار شما سوء استفاده كنند و بدعادت بار بيان
    اي بابا آخه اين چه زندگييه كه مادر شما مياد دو هفته خونه ي شما ميمونه و اگر هم روزي آمادگيشو نداشتي به ايشون بربخوره؟! البته بنده قصد جسارت به ايشونو ندارم اما بعضي توقعات معقول نيست چه بسا شما واسه ي بدست آوردن دل مادر محترمه اعصاب و روان همسر گرامي رو خرد كنيد كه اي بابا ما از دست اين فاميل زنمون آسايش نداريم!!
    يا همين طور در مورد مادر شوهرتون يا ...

    شما درحد معقول به انتظارات ديگران پاسخ بده و اگر انتظاراتشون زيادي بود با زبان ملايم توضيح بده كه انتظار و خواسته ي اونا از توان شما خارجه والسلام.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tesoke
    مادرتون یه برنامه دیگه ریخته و مثلا با خودش گفته میرم خونه اقدس خانوم واسه غیبت کردن از ...
    اين اقدس خانم همونه كه سر كوچه ي شما بود و 97 سالش بود و مي گفت خيلي ناراحت ميشه اگر سنشو بالاتر بگين؟
    چه جالب آخه من تا حالا نمي دونستم تسوكه و سيسيلي بچه محلند!!!! (تو رو خدا ويرايش نه ... قول ميدم بچه ي خوبي باشم ... ويرايش نه )


  5. کاربر روبرو از پست مفید yasa تشکرکرده است .

    yasa (دوشنبه 09 اسفند 89)

  6. #64
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: آینده این رابطه رو شما کمک کنید

    نقل قول نوشته اصلی توسط sisili
    [color=#8B4513]سلام
    جناب تسوکه شما از راهنمایی بنده انصراف بفرمایید می ترسم تو امتحان دکترا از مزایای نه گفتن بنویسید.
    نگران نباشيد، حواسم هست.
    خب با اين مثال هايي كه گفتين، معلوم ميشه كه شما اشتباه فكر نمي كردين و اونها بد جور ناراحت ميشن. اما اين ناراحتي يه دليلش اينه كه شما قبلا كلي همراهيشون ميكردين و حالا اونها تحمل نه شنيدن را ندارند. اگه من باشم در اين مواقع از لوس كردن و هندونه زير بقل گذاشتن و ... استفاده مي كنم. مثلا وقتي مادرشوهرتون جلو همه ميگه چرا دعوتش كنم، بهترين جواب اينه كه بگي: مادرم، من كه از خدامه با شما بيام خريد، اما اون روز مجبور شدم برم دكتر. يا در مورد خواهرتون هم از اين جواب هاي همچين هندونه اي استفاده كنين. بالاخره چاره اي نيست، شما بايد الكي بهشون بگين: من كه از خدامه... اي واي نمي دوني چقدر دلم ميخواست بيام اما ... . ميدوني چيه، من هميشه دلم مي خواد با تو برم خريد ولي اون روز ...
    كم كم به sisili جديد عادت ميكنن. يكي دو بار هم كه هندونه بره زير بغلشون، ديگه ناراحت نميشن و بعدها خودشون مي فهمن چي به چيه.



  7. کاربر روبرو از پست مفید tesoke تشکرکرده است .

    tesoke (سه شنبه 10 اسفند 89)

  8. #65
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 اردیبهشت 92 [ 16:23]
    تاریخ عضویت
    1389-4-01
    نوشته ها
    697
    امتیاز
    4,956
    سطح
    45
    Points: 4,956, Level: 45
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,162

    تشکرشده 2,174 در 573 پست

    Rep Power
    86
    Array

    RE: آینده این رابطه رو شما کمک کنید

    سلام
    اینم راه حلیه. هر چند که من با کلی عذر خواهی و ... نه رو می گفتم اما با هندونه زیر بغل گذاشتن نه.
    حالا یه مدتم این راه و برم شاید ناراحت نشن.
    به هر حال ممنون از لطفتون.


 
صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.