من فکر می کنم تو باید قبل از اینکه خودت را درگیر یک رابطه کنی، اول خیلی چیزها را برای خودت مشخص کنی. احساس می کنم که توی یک دو راهی موندی. از طرفی به این فکر می کنی که در این سن با یک دختر با ظاهر معمولی ازدواج کنی. از طرف دیگه بقیه دخترها که به قولی "امروزی" هستند رو می بینی و در تصمیمت به شک می افتی. پس به نظر من اگر اینطور است، کمی سرعت خود را در ادامه رابطه با آن دختر خانم کم کن. اول سعی کن خودت را بهتر بشناسی و همینطور ببین کدام کار صحیح تر است.
یک مسئله دیگر هم هست، تو ازدواجت دیر نشده و با گذشت زمان پخته تر خواهی شد و خودت و سلایق خودت را هم بهتر می شناسی. اول ببین اصلاً می خواهی الآن ازدواج کنی یا نه. و بعد ببین از چه دختری خوشت می آید.
در مورد آرایش و حرفهای آن دختر خانم و نگرانی تو:
بالاخره باید سعی کنی او را بهتر بشناسی. به نظر من این یک نکته مثبت در این دختر خانم است. بالاخره او فقط دوست دارد که خود را فقط برای شوهرش آرایش کند. همینطور او دختری نیست که خارج از چهارچوب ازدواج بخواهد از پسرها دلبری کند و این جور کارها. این به نظر من خوب است. ولی حالا تو شک داری که نکند او دختر سردی باشد و حتی بعد از ازدواج و در خلوت هم همینطوری باشد.
باید سعی کنی با گذشت زمان او را بهتر بشناسی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)