به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 فروردین 90 [ 20:01]
    تاریخ عضویت
    1389-3-10
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    2,896
    سطح
    32
    Points: 2,896, Level: 32
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    119

    تشکرشده 119 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: +آیا هر کاری از دستم بر اومده کردم؟

    سلام به همه، بعد مدت ها به سرم زد که برگردم و بگم که من هم خودم رو جزء به نتیجه گرفته ها می دونم.
    خوب اگه از احوالات من خواسته باشید، اون رابطه رو چند ماهی هست که کامل تمام کردیم. رابطه ای که نبود البته بعد از اون وقایع، یه سری بحث و صحبت بود که به نتیجه نرسید و من هم تمومش نکردم، اون خانوم تمومش کرد. من هم بهش گفتم بسیار خوب، براش آرزوی موفقیت کردم و گفتم امیدوارم پشیمون نشی (در واقع منظورم این بود که پشیمون می شی؛ دیگه کجا مث من می تونه پیدا کنه آخه :cool: ). علت تموم کردن هم این بود که من شرط هایی داشتم که از دید خودم خیلی هم اصولی بود و منطقی، و به خصوص بعد از اتفاقاتی که افتاده بود معتقد بودم پذیرش این شرایط، می تونه کمک کنه که اعتمادی که ضربه خورده تا حدی برگرده، حاضر نشد قبول کنه.
    دیگه این که واقعا از دید شخصیتی با هم فرق داشتیم، هر چند دو سال از من بزرگ تره ولی من واقعا احساس می کردم بحث منطقی با این شخص عملا غیر ممکنه. حس کردم که دید درستی به واقعیت های جامعه، تعهداتی که باید بپذیره و مسائل این طوری نداره. دیدم کوتاه اومدن من از شرایطی که داشتم، به عزت نفسم شدیدا ضربه می زنه.
    به هر حال، گذشته گذشت و تجربه جالب و با ارزشی بود برای من. راستش تاپیک قبلی رو که می خونم، باورم نمی شه که این من بودم که اون چیزها رو نوشتم، یه جورایی خجالت می کشم حتی (خرس گنده! اینا چیه من نوشتم ).
    فهمیدم که در زندگی، به اندازه ای باید برای خودم قدر و ارزش قائل بشم که دیگه اون طور وابسته نشم که یه آدم بتونه چنان ضربه بزنه بهم. نمی گم اگه دوباره در شرایط مشابه قرار بگیرم حتما درست عمل می کنم، چون فهمیدم که احساسات و رفتار آدم واقعا می تونه متغیر و غیر قابل پیش بینی باشه، ولی حداقلش اینه که دیگه می دونم اگه راه مشابهی رو بخوام برم، عاقبتش چی می تونه باشه.
    از این تالار بسیار بسیار یاد گرفتم، خیلی کمک کرد به من که دید اصولی تر و منطقی تری به زندگی مشترک، روابطم با دیگران و انتظاراتی که از هر رابطه باید داشت، داشته باشم. هیچ کس فرشته نیست. آدمها مجموعه ای هستن از خوبی ها و بدی ها.
    یاد گرفتم که باید بیشتر سعی کنم که خودمو بذارم جای طرف مقابل، سعی کنم از دید اون به دنیا و مسائل نگاه کنم و اینو درک کنم که دو نفر که به یه نقطه نگاه می کنن، ممکنه چیزای متفاوتی ببینن.
    و در پایان دوست دارم از همه کسانی که در تاپیک من شرکت کرده بودن با آوردن اسم تشکر کنم، به ترتیب پست ها می نویسم اسمتونو:
    غزاله (که همون اول کار با جوابش منو با خاک یکسان کرد)، مدیر همدردی، مهتاب، نیلوفر، بالهای صداقت، نعمت یعنی ما، سرافراز(که خیلی با بحث هاش کمکم کرد که دید بهتری به مسئله پیدا کنم)، فرشته مهربان، خیلی تنها، پریماه
    امیدوارم کسی از قلم نیفتاده باشه.

  2. 2 کاربر از پست مفید omidvar تشکرکرده اند .

    omidvar (جمعه 06 اسفند 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.