سلام ناشناس گمنام عزیز ...........
من اصلا در صدد پاسخگویی نیستم ....درکم از نوشته های شما این نتایجی را داشت که در تایپیکم براتون نوشتم .....
احساس یاس و نا امیدی .....را حس کردم ......و مطالبم را سعی کردم کلی بیان کنم ..بله در هر جامعه ای انچه عرف نیست و کمی با انچه متداول است نا هماهنگی دارد قبولش سخت است ...و شرایط شما را سعی میکنم درک کنم .......اما به نظر من با پنهان کاری مشکلتون حل نخواهد شد ....با پاک کردن ..مسئله ...مسئله حل نخواهد شد ...شما اول باید واقعیت وجودی خودتان را بپذیرید .....و با آن روبرو شوید ...درک کنید .....بعد مطلب را در خانواده عنوان کنید ...اگر کسی کسی را دوست داشته باشد با واقعیت وجودی او او را دوست خواهد داشت ...حتی نزدیکترین کسان ...فرزندان و پدر و مادر ...باید بپذیرند ....خوشبختانه بلحاظ شرعی ...این مطلب تغییر جنسیت .. با انجام جراحی .....امکانپذیر و پذیرفته شده است ...شما مرا یاد یکی از دوستان دوران دبیرستانم انداختید ....دختری زیبا با چشمانی شبز رنگ و پوستی شاداب ...و دخترانه ..اما روحیاتی پسرانه ..آن زمان که خیلی وقت پیش بود ..او این راز را به من که ان زمان سال آخر دبیرستان بودم و از سن و سال خودم درکم بیشتر بود ...اعتماد کرد ..من در ان زمان با سن کمی که داشتم ....مطلب را پیش خودم نگه داشتم با گرفتن کمک مالی از دوستانم ....او را به نزد پزشکی بردم ..الان که یاد ان زمان میافتم خودم خندم میگیره من یک دختر 17 ساله شده بودم راهنمای دختر 15 ساله ای که به من اعتماد کرده بود ..در هر حال یادمه دکتر در خیابان سهروردی بود ..او را معاینه کرد از لحاظ جسمانی و هورمونی ..و به این نتیجه رسید که مشکل او جسمانی نیست ....الان سالها از ان موقع گذشته و من اصلا نمیدانم چه بر سر ان دختر امد ......در هر حال یادمه ان زمان همین حرفها را به او زدم که باید بپذیرد انچه که هست چیز دیگری است نسبت به انچه او میخواهد ...حالا نمیدانم نتایج ازمایشهای شما چه بوده ..امکان عمل هست یا خیر ؟؟..و خیلی سوالهای دیگر ...در هر حال براتون بهترینها رو آرزو دارم ........ارزوی پذیرش واقعیت وجودی خود ..................شاد باشید![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)