ورودتون رو به تالار "همدردها" خوش آمد ميگم!
بعضي از خصوصياتي كه نوشتيد، خيلي براي من آشناست (و شايد براي خيلي از مردهاي ديگه) چون:
1. مردها (و شايد همه!) دوست ندارند سرشون فرياد زده بشه، بهشون امر و نهي بشه و ... مخصوصا از طرف يه خانم. من كه به شدت از اين كار ناراحت ميشم. البته ممكنه حق با من نباشه ولي اين روش بيان اشتباهه و به احتمال زياد فقط كار رو خرابتر مي كنه و باعث لجبازي ميشه.
2. تا قبل از ازدواج خانواده ي مرد، مهمترين پايگاه عاطفي اون بودن (هر چند هم بروزش كم بوده باشه). نبايد انتظار داشت كه با چند تا سند و مدرك (!) آقا قبول كنه كه مادر و خواهرش، دشمن شماره يك زندگيش هستند و شب و روز دارن نقشه مي كشن كه پسرشون بدبخت بشه!! (آخه ميشه . . . ؟) بنا براين احترام به خانواده ها از هر دو طرف كاملا واجبه. (حرفهاي خاله زنكي و شرح و بسط توطئه ها رو ميشه گذاشت سرفرصت و براي هر كسي غير از شوهر تعريف كرد!)
3. رابطه ي جنسي براي مرد و زن تعاريف و كاركردهاي متفاوتي داره كه مي تونيد توي همين تالار مقاله هاي خوبي راجع به اون پيدا كنيد.
4. شايد حرف زدن از وقايع يوميه براي خانمها دليل نخواد و صرفا يه اتفاقه مثل نفس كشيدن كه بايد انجام بشه. اما به نظر من آقايون (حد اقل من يكي) براي حرف زدن بايد دليلي داشته باشم. وقتي با خودم فكر مي كنم كه چه دليلي داره خانمم بدونه فلان ترانس فلان اتفاق براش افتاده و فلان آقا رفته فلان دستگاه رو درست كنه زده خرابش كرده و . . . دليل مناسبي پيدا نمي كنم، بنابراين (توجه كنيد كه نتيجه ي منطقي است) بنابراين از وقايع روزانه چيزي هم تعريف نمي كنم. (هر چند الان ديدگاهم كاملا عوض شده و حتي آمار پيچ و مهره ها رو هم به خانمم ميدم).
5. در مورد پافشاري براي عدم تغيير دكوراسيون با آقاتون موافقم. چون من خودم يه بار اومدم رمانتيك بشم، دكوراسيون خونه رو عوض كرديم! حالا شده كار يوميه!!
7. توصيه ي من اينه كه از خصوصيات "مردانه" ي همسرتون آگاه بشيد و از اون هم بخواهيد كه با خصوصيات "زنانه" شما آشنا بشه تا رفتار همديگه رو به حساب لجبازي و كارهاي عمدي و ... نذاريد.









علاقه مندی ها (Bookmarks)