به نظرم ميشه يه جور ديگه هم به مساله نگاه كرد؛ البته اين براي موارديه كه قصد داريم از حق خودمون بگذريم. مثال مي زنم:
خداوند به ما فرمان داده (سوره اسراء آيه 23) كه به پدر و مادر خودمون احترام بذاريم و در جاي ديگري اطاعت نكردن از اونا را تنها هنگامي مجاز مي دونه كه امر به "شرك در پرستش خدا" مي كنند. يكبار شنيدم كه منظور از اين فرمان بردن، حتي اطاعت از دستوراتيه كه خلاف ميل ماست! و در واقع اطاعت از خواسته اي كه مطابق سليقه ي ماست چندان ارزش معنوي هم نداره!! منظورم اينه كه جايي كه حق داريم مخالف باشيم و حق هم با ماست، به خاطر خدا (!) سكوت كنيم و احترام بذاريم.
در مورد افرادي غير از پدر و مادر هم ميشه همچين تفكري رو سرايت داد. (ايثار و از خود گذشتگي)
اما اين كار بايد با درايت انجام بشه طوريكه باعث ظالم پروري نشه. (مثلا ميشه ليست كساني رو كه احترام به اونا تاكيد شده رو از منابع مذهبي پيدا كرد كه خودش كمك خوبيه)
شايد بشه با اين ديدگاه (وارد كردن عامل سوم به اين رابطه كه ميتونه خدا، توصيه مذهبي يا يك تفكر معنوي باشه) كمي از "آلام" ناشي از اون كاست!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)