بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست گرامی معشوق همینجاست بحث بسیار جالبی است متشکرم .
*********************************************** *
ویروسهای جامعه :
عبارت ویروس را هرگاه می شنویم ما را تنها یاد تخریب و نابودی می اندازد .
• گاهی این ویروسها کامپیوتری هستند و برروی فایهای سیستم ما می نشینند .
• گاهی این ویروسها بیولوژیکی هستند و وارد بدن انسان می شوند .
• گاهی این ویروسها در جامعه ما هستند و باعث تخریب و آسیب اجتماع می شوند .
معمولا ویروسهای جامعه دست نشانده یکسری از دولتهای خود خواه و سلطه طلب هستند که خواهان انتقام ویا فنا کردن جامعه ای می شوند . و از انجایی که می خواهند به هر طریقی که شده به اهداف شوم خود نزدیک و نزدیکتر شوند . یکسری از افراد ساده لوح را برگزیده و بر جان ملت ها می اندازند .اما مهم این است که این ویروسهای مخرب در اجتماع انسانی چه می کنند .
الف : ویروسهایی که برای تخریب و جود انسانها هر کاری را انجام می دهند . مانند تشویق جوانان برای استفاده از مواد مخدر .
ب : یکسری از ویروسها بر روی دولت و دولت مردان کشورهای کار می کنند تا قانون یک کشور را در برابر مردم آن کشور سیاه جلوه دهند .
ج :ا ما این دسته از ویروسها بر روی مغز افراد کار می کنند . آنها نیاز نیست گزینه های الف و ب را جداگانه انجام دهند کافی است راه دوستی را یاد گیرند وارد وجود شخص شوند برروی احساسات و افکار و اعتقادات افراد کار کنند و با آوردن دلایل و توجیهاتی که از نظر خودشان بسیار کامل و بدون عیب ونقص است شروع به تخریب کنند . و انسان را با یکسری اعتقادات جدیدی که همه انها افکار شیطانیست آشنا می کنند .
و شما را از راه حق و حقیقت دور می سازند .
د : اما یکسری از ویروسها نیز از طریق رسانه ها ایفای نقش می کنند که دسته ای از انسانهای ساده لوح و زود باور هر جامعه را با زرق و برقی که با کاغذ های رنگی و صداهای به ظاهر زیبا و آهنگ های به نظر آرامش بخش و سخنان شیرین و دلچسب به طرف خود جذ ب کرده و چه بسا انسانهایی که از این طریق از راه بیرون گشته و دیگر راه برگشتی برای خود نگذاشته اند و بین یک دو راهی بزرگ ( حق و ناحق ) با تردید و انگشت بر دهان مانده اند و حال نه راه پس دارند و نه راه پیش و زندگی برای انها جز تردید ؛ منفی نگری ؛ دوراهی و پشیمانی چیزی بر جای نگذاشته است اینگونه می شود که گاهی دست به خود کشی زده تا به نظر خودشان به آرامش برسند .
پیامبر بزرگ اسلام در کتاب ( نای حکمت ) به ابوذر چنین می فرمایند :
حق گفتن ؛؛ حق شنیدن ؛؛ حق پذیرفتن ؛؛ همه وهمه سنگین است و تلخ ؛؛ چرا که گاهی با خواسته های انسان و امیال نفسانی در تعارض است .ولی پذیرفتن << حق تلخ >> ، انسان را به کمال می رساند و زیر با نرفتن دل را تباه می سازد .
پیامبر ((ص )) در این زمینه می فرماید :
<< ای ابوذر ...!
<< حق >> سنگین و تلخ است .
<< باطل >> سبک شیرین است .
و چه بسا شهوت یک ساعت ، که موجب اندوه طولانی می گردد .>>
انتقاد به جایی که از تو می کنند ، کلمه حقی است که پذیرفتن آن شهامت می خواهد . بیان سخن حق در پیش روی یک خود کامه ، جهادی است بزرگ ، که شجاعت می طلبد . در یک قضاوت و داوری نیز ، اگر رای و پسند و خواسته دل ما ، آن حق را ( که در واقع شیرین است ) تلخ خواهیم یافت و تحمل آن را سنگین و فوق طاعت خواهیم دید . کلام نبوی ، در صدد آن است که به ابوذر ، این زمینه و استعداد تحمل را عطا کند که نه از گفتن حق بهراسد ، نه از شنیدن حق بگریزد و نه از تحمل حق ؛ شانه خالی کند .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)